تبلیغات
حق سپید - مجموعه قواعد فقهی

-قاعده ائتمان


متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »


یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .


( القواعد الفقهیه ، ج 2، صص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدنی )


2-قاعده اتلاف


متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »


یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.


( القواعد الفقهیه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدنی



3-قاعده احترام مال مسلمان


متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد یث نبوی )


یعنی : مال مومن همانند خون وی محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسی )


4- قاعده احسان


متن: « ما علی المحسنین من سبی .( سوره توبه/91)


یعنی بر نیکوکاران ایرادی نیست .


(دکتر ابوالحسن محمدی ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدنی – ماده 55 مجازات اسلامی )


5-قاعده ارشاد


متن : « اعلام الجاهل علی العالم واجب


یعنی : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .


( دکتر محمدی، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدنی )


7- قاعده اقرار عقلا


متن : « اقرار العقلا علی انفسهم جائز »


یعنی : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .


(تحریرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64 – ماده 1275 قانون مدنی – ماده 202 آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 )


8- قاعده« الاقرب یمنع الا بعد »


متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم


یعنی : به هر آنچه که غیر خودتان ( پیروان مذاهب اسلامی ملتزم هستند ، شما نیز آنان را ملزم کنید .


(توضیح المسائل، بحث قاعده الزام ، آیه الله خوبی )


10- قاعده « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر »


یعنی : آوردن شاهد بر عهده مدعی و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .


( القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده 1257 و 1325 قانون مدنی – ماده 197 و 272 قانون آیین دادرسی مدنی )


11- قاعده « تصد یق الامین فیما ائتمن علیه »


یعنی : صاحب مال باید قول امینی را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ یرد .


12- قاعده تعیین


اگر امر دایر بین تعیین و تخییر در انجام وظیفه ای شد، اصل بر حقیقت است .


13- قاعده التلف زمن الخیار من مال من لا خیار له .


یعنی : تلف شدن مال در زمان خیار ، از کیسه آن که حق خیار ندارد محسوب می شود .


( القواعد الفقهیه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدنی )


15- قاعده حل


متن : کل شی کان مشتبها بین الحلال و الحرام بحمل علی الحلال


یعنی : اگر چیزی مشکوک بین حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب می کنیم .

16- قاعده الدین مقدم علی الارث .


یعنی ادای دین ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدنی ) .


( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )


قاعده الزعیم غارم .( حدیث نبوی)


یعنی : کفیل باید از عهده مورد کفالت بر آید .

( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )


18 قاعده تسلیط


متن : « الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم .» ( حدیث نبوی )


یعنی : مردمبر جان و مال خویش ، سلطه و اختیار دارند .

( ترمینو لوژی حقوقی ، ص 258 ، ش 2083 – اصل 46 و 47 قانون اساسی )


19- قاعده سوق


یعنی: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه می شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .


20- قاعده اصل صحت


متن : « حمل فعل المسلم علی الصحه


یعنی : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستی می باشد .

( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص239)


21 – قاعده عدل و انصاف


یعنی : اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمنصفاته تقسیم می شود .


22- قاعده عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .


( ماده 1277 قانون مدنی )


23- قاعده تبعیت عقد از قصد


متن : « العقود تابعه للقصود


یعنی : عقدها تابع قصدهای متعاقدین است .


( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدنی )


24- قاعده علی الید


متن : « علی الید ما اخذت حتی تودیه


یعنی : بر صاحب ید است تا آنچه را که گرفته به ذی حقش تحویل دهد .


( القواعد الفقهیه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدنی )


25 – قاعده غرور


متن: « المغرور یرجع علی من غره


یعنی : فریب خورده به کسی که فریبش داده مراجعه می کند ( تا خسارت بگیرد)


( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص225 )


26- قاعده فراش


متن : «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حدیث نبوی )


یعنی : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزانی باید سنگسار شود .


( القواعد الفقهیه ، ج 4 ص25 – التهذیب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدنی )


27 – قاعده قرعه


متن : « لکل امر مشکل قرعه


یعنی : در هر امرغیر قابل حل باید به قرعه متوسل شود .


( ناصر مکارم شیرازی ، القواعد فقهیه ، ج 2 ، ص 155 )


28 – قاعده کل رهن فانه غیر مضمون .


یعنی : در عقد رهن نباید شرط ضمان قرارداد .


( ماده 789 قانون مدنی )


29- قاعده لا یضمن


متن : « کل عقد لا یضمن بصحیحه لا یضمن بفاسده »


یعنی: هر عقدی که صحیحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نیست .


30- قاعده کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده .


یعنی : هر عقدی که صحیحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .


( سبکی ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45 )


31- قاعده کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجاره .


یعنی : هر چیزی که دارای منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .


( ماده 467و 466 قانون مدنی )


32- قاعده لا ضرر


متن : « لا ضرر و لا ضرار فی الا سلام »


یعنی : حکم ضرری در اسلام وضع نشده است .


( القواعد الفقهیه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسی )


33- قاعده لا ضمان علی المستعیر .


یعنی : عاریه گیرنده ضامن نیست .( القواعد الفقهیه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدنی )


34- قاعده الممنوع شرعا کال ممتنع عقلا .


یعنی : چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلا هم ممکن نیست . ( تحریر الجمله ، ص 43 )


35- قاعده لا مسا محه فی التحد یدات .


یعنی چیزهایی که شرعاً اندازه خاصی دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزیاد شدن نیستند .


36- قاعده لا میراث للقلتل .


یعنی : قاتل از ارث مورث ، محروم است . ( ماده 880 قانون مدنی )


37- قاعده اصل لزوم


متن : « الاصل فی العقود لزوم


یعنی : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود ) ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 163 – ماده 219 قانون مدنی )


38- قاعده من احیی ارضا فهی له .


یعنی: هر کس که زمینی را اهیا کند از آن اوست .


( مواد 140، 141،143 قانون مدنی )


39- من استخرج ماء فهی له .


یعنی : هر کس آبی را استخراج کند از آن اوست .( ماده 150 قانون اساسی )


40- قاعده من حاز ملک


یعنی :هر کس که حیازت ملکی را نماید مالک آن خواهد شد .( ماده 142و 143 قانون مدنی )


41- قاعده من ملک .


متن : « من ملک شیئاً ملک الا قراربه


یعنی : هر که مالک چیزی شد می تواند به آن نیز اقرار نماید .


( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 78 )


42- قاعده من له الغنم فعلیه العزم .


یعنی : آن که منافع را می برد ، زیان را هم باید تحمل کند . ( التحریر الجمله ، ص 56 )


43- قاعده نفی سبیل


یعنی: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است( نساء /141)


متن :« و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»


(القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسی )


44- قاعده نفی عسر و حرج


متن : « و ما جعل علیکم فی الدین من حرج »


( حج / 78) ترجمه : و خداوند در دین کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد .


یعنی : هیچ کمکی نباید موجب عسر و حرج مکلف شود.


( دانشنامه حقوقی ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدنی )


45- قاعده وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی .


یعنی : اگر کسی چیزی را که خطرناک است به دیگری که جاهل بر آن است بدهد ، باید او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .


46- و جوب التخلیه بین المال و ملکه


یعنی : بایع باید موانع تملک و سلطه مشتری بر مبیع را بر طرف کند .


( ماده 362 قانون مدنی )


47- قاعده وجوب دفع الضرر المحتمل


یعنی : دفع ضرر احتمالی واجب است (و نیز دفع افسد به فاسد جایز است )


48- قاعده الوقف حسب ما یو قفها اهلها .


یعنی : وقف ها بر اساس آنچه واقفین معین کرده اند عمل می شود .


( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدنی )


49- قاعده یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب .


یعنی : هر آنچه که بر اثر خویشاوندی نسبی حرام است ، تر اثر خویشاوندی رضاعی هم حرام خواهد بود .


( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدنی )


50- قاعده الزرع للزارع و لو کان غاصبا .


یعنی : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمین غصبی باشد .( ماده 33 قانون مدنی )


51- قاعده لا مهرلبغیه .


یعنی : زن زانیه ، مهریه ندارد ( قیاس اولویت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدنی )


52- قاعده الغاصب یوخذ باشق الاحوال .


یعنی : با غاصب به شدیدترین احکام رفتار می شود .( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)


53- قاعده لا ینسب للساکت قول .


یعنی به شخص سکوت کننده چیزی منسوب نمی شود . ( سبوطی ، الاشباه والنظایر ، صص142 و 143- ماده قانون مدنی )


54- قاعده الحاکم ولی الممتنع .


یعنی دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکالیف ، ولایت دارد .( ماده 237 و 833 قانون مدنی )


55- قاعده الحاکم ولی من لا وای له .


یعنی : دادرس بر کسی که فاقد ولی ات ولایت دارد .


( ماده 1218 قانون مدنی – ماده 266 قانون مجازات اسلامی )


56- قاعده الحاکم وارث من لا وارث له .


یعنی : حاکم وارث شخص بدون وارث است . ( ماده 866 قانون مدنی )


57- قاعده الغائب علی حجه .


یعنی: شخص غائب در دادرسی حق اقامه دلیل دارد .


( القواعد الفقهیه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1376 )


58- قاعده البیعان بالخیار ما لم یفترقا .


( حدیث نبوی )


یعنی : متبایعین تا زمانی که از هم جدا نشده اند حق خیار دارند .


( مجله الا احکام العدلیه ، ماده 4- کاتو زیان، عقود معین ، ص 46 – ماده 397 قانون مدنی )


59- قاعده الکتاب کالخطاب .


یعنی: نوشته مثل گفته است .( القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198- دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص 422-437 )


60- قاعده الحرام لا یحرم الحلال .


یعنی : عمل حرام بعدی ، حلال قبلی را حرام نمی کند (تهذیب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدنی )


61- قاعده الحق القدیم لا یبطله شی


یعنی: چیزی نمی تواند حق به وجود آمده قبلی را از بین ببرد . ( ماده 97 قانون مدنی )


62- قاعده الحق للمتقدم .


یعنی : اگرکسی ابتدا اقدام به ایجاد حقی نماید نسبت به آن بر دیگران اولویت دارد .( ماده 142 قانون مدنی )


63- قاعده الخراج با لضمان .


یعنی: منافع در مقابل ضامن بودن است .( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )


64- قاعده الساقط لا یعود کما ان المعدوم لا یعود .


یعنی : حق ساقط شده باز نمی گردد همچنان که چیز از بین رفته حیات نمی یابد .


( تحریر الجمله ، ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدنی )


65- قاعده الصلح جائز بین المسلمین الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .


یعنی: عقد صلح بین مسلمانان جایز است مگر صلحی که بخواهد حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .


( القئاعد الفقهیه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدنی )


66- قاعده الشرط جائز بین المسلمین الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .


جایز یعنی : شرط کردن بین مسلمانان است مگر شرطی که حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .


( تحریر الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدنی )


67- قاعده الشرط الفاسد لیس بمفسد .


یعنی : شرط فاسد عقد را باطل نمی کند .


( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدنی )


68- قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق .


( حدیث نبوی ) یعنی : طلاق به دست کسی است که عقد به دست اوست .( مرد )


( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدنی )


69- قاعده اکل مال به باطل .


متن : یا ایها الذین امنو لا تا کلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...( نساء /29 )


یعنی : امال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر این که بر اساس تجارتی رضایت آمیز باشد .


70- قاعده المومنون عند شروطهم . ( حدیث نبوی )


یعنی : مومنان به شرطهایشان پایبندند . ( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدنی 2 ، ص 37 )


71- قاعده نهی النبی عن الغرور . ( حدیث نبوی )


یعنی معامله غرری ( زیان آوری که نتیجه آن نامعلوم است ) باطل است .


( دکتر محمدی ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، ص 94)


72- قاعده اوفوا بالعقود . ( متنده /1 )


یعنی : به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید . ( ماده 10 قانون مدنی )


قواعد کیفری



73- قاعده لا تقیه فی الدما ء .


یعنی : جایی که پای جان در میان است تقیه جایز نیست .


( وسائل الشعبه ، ج 11 ، ص 483- مکاسب ، ج 4 ، ص 356 )


74- قاعده عمد الصبی بمنزله الخطا-


یعنی : فعل عمدی کودک همانند فعل خطایی محسوب می شود .


( القواعد و الفوائد ، ج 1، ص 223 )


75- قاعده لا کفاله فی الحد . ( حدیث نبوی )


یعنی : شفاعت کردن و درخواست به تأخیر انداختن ، در حدود جایز نیست .


( ترمینو لوژی حقوق ، ش 4508 )


76- قاعده قاعده جب .


متن : الاسلام یجب ما قبله . ( حدیث نبوی )


یعنی : مسلمان شدن ، گناهان پیش از آن را پاک می کند .


( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، صص36،39 ، 46- اصا 169 قانون اساسی – ماده 11 قانون مجازات اسلامی – ماده 4 قانون مدنی )


77- قاعده اقامه الحدود الی من الیه الحکم .


یعنی : اجرای حدود و مجازلت ها به دست حاکم است . ( اصل 36 قانون اساسی )


78- قاعده الامتناع با لا ختیار لا ینا فی الاختیار .


یعنی : از روی اختیار و قدرت اگر باعث تحقق چیزی شویم ، موجب نمی شود که فاعل را مسلوب الاختیار تلقی کرد .


( دائره المعارف حقوق ، ج 5 ، ص 50، - ماده 53 قانون مجازات اسلامی )


79- قاعده درا .


متن : الحدود تدرا بالشبهات .


یعنی : اجرای حدود با حصول شبهه متوقف می شود .


( الا شباه و النظائر ، صص122 و 123- مواد66 و67 قانون مجازات اسلامی )


80- قاعده دم المسلم لا یذهب هدرا .


یعنی : خون مسلمان نباید پایمال شود . ( مواد 312 و313 قانون مجازات اسلامی )


81- قاعده الضرورات تتقدر تقدرها .


یعنی : در موارد ضروری باید به حداقل اکتفا کرد . ( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )


82- قاعده الضرورات تبیح المحظورات . ( حقوق رم legemetnacessitas non bab )


یعنی : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه می شود .


( سوره مائده /3-سبوطی ، الشباه و النظایر ، ص60- ماده 55 قانون مجازات اسلامی )


83- قاعده ارش .


متن :کل جنایه لا مقدر لها ففیها ارش .


یعنی :بر هر جنایتی که دیه اش معین نشده ، ارش تعلق می گیرد .


( ماده 367 قانون مجازات اسلامی )


84- قاعده کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الدیه مع فقده .


یعنی : هر عضوی که موجود است باید قصاص شود و در صورت فقدان ، به جایش دیه گرفته می شود .


( ماده 293 قانون مجازات اسلامی )


85- قاعده اضطرار


متن : کل محرم اضطر ، الیه فهو حلال .


یعنی : در حال اضطرار ،هر حرامی حلال می شود .( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )


86- قاعده کل من لم یباشر بالقتل لم یقتص منه


یعنی: هر فردی که مباشر قتل نباشد قصاص نمی شود. ( تبصره 1 ماده 269 و ماده 207 قانون مجازات اسلامی )


87- قاعده لا دیه لمن قتله الحد


یعنی: دیه به کسی که بر اثر اجرای حد کشته شده باشد ، تعلق نمی گیرد. ( ملاک ماده 332 قانون مجازات اسلامی )


88- قاعده لا ربا الا فیما یکال او یزون


یعنی: ربا جز در اموال مکیل و موزون جاری نیست .( ماده 595 قانون مجازات اسلامی )


قواعد اصولی و مشترک



89- قاعده اذن .


متن : الاذن فی الشیئی اذن فی لوازمه .


یعنی : اذن دادن در چیزی ،اذن در لوازم آن نیز هست .


( القواعد و الفوائد ،ج 2، ص70، قاعده 167 )


90- قاعده اشتراک


متن : همه مسلمانان در همه عصرها و زمانها نسبت به تکلیف شرعیه بکسانند .


91- قاعده تساقط


متن: اگر دو دلیل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.


92- قاعده و ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا ً ( سوره نجم /28)


یعنی: وگمان ، هیچ گاهچیزی از حق را بر ما روشن نمی سازد.


93- قاعده الولد یلحق باشرف الوالدین


یعنی: فرزند به والد شریف تر (مسلمان) تعلق می گیرد.( از حیث مسلمان بودن )


94- قاعده عدل و انصاف


متن: اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمناصفه تقسیم می گردد



95- قاعده فحوا


رعایت مفهوم موافق در جمله یا دستور و سرایت دادن حکم از فرد ضعیف به فرد قوی.


مثل آیه ( لا تقل لهمااف ) که به طریق اولی ، ضربو شتم والدین را هم نهی می کند .


96- قاعده مقدمه واجب ، واجب است ولی مقدمه حرام ، حرام نیست مگر موصل به حرام باشد.


97- قاعده تلازم


متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کاما حکم به الشرع حکم به العقل


یعنی: بر هر چه که عقل حکم کند ، و بر هر چه که شرع حکم می کند ، عقل هم حکم می نماید .


98- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا


یعنی: چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلاً هم قابل انجام نیست. ( تحریر الجمله ، ص 34)


99- قاعده اجتهاد در مقابل نص جایز نیست. ( تحریر الجمله ، ج 1، ص21- اصل 167 قانون اساسی )


100- قاعده المیسور لا یسقط بالمعسور


یعنی: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غیر ممکن ، از گردن ساقط نمی شود .(القواعد الفقهیه ج4، ص 121)


101- قاعده اعمال الکلام اولی من اهماله


برای کلام و عبارت به کار رفته ، معنی و مفهوم قایل شدن ، بهتر از بیهوده پنداشتن آن است.


102- قاعده الاصل دلیل حیث لا دلیل


اصل در جایی قابل استناد است که دلیل قانونی موجود نباشد .


( عوائد الایام ، ص 73- مواد 197و 198 قانون آیین دادرسی مدنی )


103- قاعده المطلق ینصرف الی فرد شائع


معنی و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شایع و رایج آن منصرف است .


104- قاعده قبح تأخر بیان در وقت حاجت


بیان نکردن مراد ومقصود در موقع نیاز بدان ناپسند است ،ولی سکوت در وقت بیان خود نوعی بیان است .


105- قاعده ما من عام الاو قد خص


هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد .


106- قاعده وصف به موصوفنزدیک تر بر می گردد.


اگر چند موصوف با یک وصف بیان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .


107- قاعده مورد ، مخصص نیست .


اگر چیزی برای مورد خاصی ذکر شده باشد ، دلیل بر آن نیست که فقط به آن مورد خاص اعلق دارد.


108 - قاعده الاجتهاد لا ینقض بمثله


اجتهاد را اجتهاد دیگر نقض نمی کند . ( الاشبا ه و النظایر ، ص 41- تحریر الجماه ، ج 1 ، ص22 )


109- قاعده اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال


اگر احتمال به جایی وارد شود استدلال فایده ای ندارد. ( دکتر محمدی ، قواعد فقه ، ص 161 )


110- قاعده اذا زال المانع عادالممنوع


اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جای خود بر می گردد. ( دانشنامه حقوقی ، ج 4 ، صص432-437 )

. . .
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-lawyermkh.mihanblog.com

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-haghesepid.ir