رقابت هشت تیم برای کسب عنوان قهرمانی در بیست و دومین دوره لیگ برتر هندبال بانوان

مراسم قرعه‌کشی بیست و دومین دوره لیگ برتر هندبال بانوان سناتوری باشگاه‌های کشور با حضور مقامات فدراسیون هندبال، اعضای هیئت‌رئیسه، رؤسای هیئت‌های استانی، مدیران عامل و نمایندگان باشگاه‌ها، و جمعی از بازیکنان و مربیان در آکادمی ملی المپیک برگزار شد.

پس از نمایش کلیپی که مروری بر دوره بیست و یکم لیگ برتر هندبال بانوان داشت، علیرضا پاکدل، رئیس فدراسیون هندبال، سخنرانی کرد. او ضمن قدردانی از همکاری هشت باشگاه شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره لیگ برتر، نکاتی را درباره این رقابت‌ها مطرح نمود. در ادامه، فرآیند قرعه‌کشی با حضور دو بازیکن تیم ملی هندبال بانوان انجام شد. بر اساس نتایج قرعه‌کشی، این دوره از مسابقات با حضور هشت تیم برگزار خواهد شد. تیم‌های شرکت‌کننده بر اساس شماره‌های قرعه‌کشی به شرح زیر هستند:

۱. فولاد مبارکه سپاهان اصفهان
۲. دانشگاه آزاد قزوین
۳. مقاومت شهرداری تبریز
۴. استقلال تهران
۵. نفت و گاز گچساران
۶. زاگرس جنوبی کازرون
۷. صید و ساحل لنگه (آتنا)
۸. یکتا افروز البرز

همچنین، کمیته مسابقات زمان برگزاری هفته نخست رقابت‌های لیگ برتر هندبال بانوان را اعلام کرد. بر این اساس، بازی‌های هفته اول در روز پنجشنبه، ۲ مهر برگزار خواهد شد که برنامه آن به شرح زیر است:

پنجشنبه – ۲ مهر ۱۴۰۵
فولاد مبارکه سپاهان – یکتا افروز البرز
صید و ساحل لنگه (آتنا) – دانشگاه آزاد قزوین
مقاومت شهرداری تبریز – زاگرس جنوبی کازرون
نفت و گاز گچساران – استقلال تهران

تیم ملی والیبال ایران و رویارویی با چین تایپه

تیم ملی والیبال ایران، نخستین چالش جدی خود در رقابت‌های قهرمانی آسیا رادیو آهنگ را با غلبه سه بر یک مقابل چین با موفقیت پشت سر گذاشت. در این مسابقه حساس و نزدیک، شاگردان پیاتزا در امتیازات پایانی و سرنوشت‌ساز هر ست، عملکردی برتر نسبت به حریف چینی خود به نمایش گذاشتند. تغییرات تاکتیکی سرمربی ایتالیایی تیم ملی، به ویژه ورود امین اسماعیل‌نژاد از ست سوم، نقش کلیدی در پیروزی سه بر یک ایران ایفا کرد.

با وجود اینکه چینی‌ها در زمینه توپ‌گیری عملکرد قابل قبولی داشتند، اما همچنان با تیم‌هایی نظیر ایران و ژاپن در قاره آسیا فاصله چشمگیری دارند و حتی با حضور بازیکنانی مانند ژانگ و جیانگ، نمی‌توانند رقیب جدی برای تیم‌های قدرتمند محسوب شوند. در مقابل، تیم ایران شاهد درخشش دو دریافت‌کننده اصلی خود، خانزاده و شریفی بود که با کسب ۲۰ و ۱۷ امتیاز، امتیازآورترین بازیکنان میدان لقب گرفتند. همچنین، حضور حق‌پرست در اواخر بازی به تقویت خط دریافت تیم ملی کمک شایانی کرد. با این پیروزی، ایران با هت‌تریک در کسب برد و صدرنشینی، از مرحله گروهی صعود کرده و در مرحله یک‌چهارم نهایی به مصاف چین تایپه خواهد رفت.

تحولات امیدبخش در فدراسیون ورزش کارگری

فدراسیون ورزش کارگری پس از دوره‌ای از چالش‌ها، با انتصاب سرپرست جدید توسط وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وارد مرحله‌ای نوین شده است.

سیدمحسن دلبری، که حدود دو ماه است سرپرستی فدراسیون را بر عهده دارد، با توجه به سال‌ها فعالیت به عنوان عضو هیئت‌رئیسه، از بدنه این مجموعه محسوب می‌شود. آشنایی او با مسائل کارگری، ورزش کارگری و نیازهای این قشر، باعث شده از همان ابتدا با شناخت دقیق نقاط قوت و ضعف، به فعالیت بپردازد. ساماندهی امور اجرایی، به‌کارگیری نیروهای جوان و جایگزینی برخی بازنشستگان یا جداشدگان، از جمله اقدامات انجام‌شده است که به نظر می‌رسد به نظم و بهبود عملکرد فدراسیون کمک کرده است.

دلبری علاوه بر ساماندهی امور جاری، فدراسیون را برای برگزاری مجمع انتخاباتی نیز آماده می‌کند. نکته قابل توجه این است که او در این مدت، با وجود موقتی بودن مسئولیتش، تمام وقت خود را وقف فدراسیون کرده است. به اعتقاد ما، مسئولان حوزه کار و کارگری باید شبانه‌روز در خدمت این جامعه پویا باشند تا ورزش و نشاط به جایگاه واقعی خود بازگردد.

فدراسیون ورزش کارگری ماموریت‌های مهمی دارد که یکی از اصلی‌ترین آن‌ها، ایجاد شور و نشاط در جامعه کار و تلاش دانلود ها پلاس است؛ نه تنها برای کارگران، بلکه برای خانواده‌های آن‌ها و همچنین بازنشستگان که سرمایه‌های ارزشمند این جامعه هستند و باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.

در رویکرد جدید، تمرکز کمتری بر سفرها و توجه بیشتری به توسعه ورزش در سطح محلات دیده می‌شود؛ رویکردی که با شعار وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و معاون فرهنگی و اجتماعی وزارتخانه همخوانی دارد.

«نبض محله» یکی از طرح‌هایی است که در این راستا آغاز شده و در صورت تداوم، می‌تواند به طرحی ماندگار تبدیل شود. در کنار ورزش محله‌محور، پیشنهاد جدی دیگری نیز مطرح است: آغاز ورزش کارگری از دل کارخانه‌ها.

ورزش باید از کنار دستگاه برش، خطوط تولید و سالن‌های بسته‌بندی آغاز شود؛ جایی که کارگر ساعت‌ها مشغول فعالیت است. لازم نیست همیشه ورزش کارگری را با سالن‌های بزرگ و امکانات پرهزینه تعریف کنیم. می‌توان وسایل و فعالیت‌های ساده ورزشی را در محل کار مستقر کرد؛ از دارت و طناب‌کشی گرفته تا تنیس روی میز و دیگر فعالیت‌های ساده و کم‌هزینه.

تصور کنید کارگری که هر روز از کنار سالن تولید یا محل استراحت عبور می‌کند، چشمش به یک وسیله ورزشی بیفتد و بتواند در زمان کوتاهی از آن استفاده کند. این یعنی ورزش را به بطن زندگی کارگر برده‌ایم، نه اینکه از او بخواهیم برای ورزش، مسیر جداگانه‌ای را طی کند.

پیشنهاد دیگر، احیای جشنواره فرهنگی ـ ورزشی خانوادگی کارگران است؛ جشنواره‌ای که تا سال ۱۳۹۸ سه دوره آن برگزار شد و با وجود حضور تنها سه خانواده از هر استان، بازتاب تبلیغاتی و اجتماعی بسیار خوبی داشت و تصویر آن به استان‌ها، شهرستان‌ها و بخش‌های مختلف کشور منتقل می‌شد. این جشنواره‌ها ترکیبی از بازی‌های فکری، تفریحی و ورزشی بود و می‌توانست میان اعضای خانواده‌های کارگران شور و نشاط ایجاد کند. احیای دوباره چنین برنامه‌ای می‌تواند گام مؤثری در همگانی شدن ورزش در میان خانواده‌های کارگری باشد. از سوی دیگر، ورزش کارگری باید ورزش همگانی را نیز جدی‌تر بگیرد. توسعه ورزش همگانی، بدون تردید می‌تواند نقش مهمی در سلامت جسم و روح جامعه کار و تلاش داشته باشد و هزینه‌های اجتماعی و درمانی را نیز کاهش دهد.

پنج حلقه المپیک و حلقه مفقوده شفافیت در ورزش ایران

همه با پنج حلقه درهم‌تنیده المپیک، نماد ورزش، رقابت، همبستگی و حضور ملت‌ها آشنا هستیم. اما در ورزش ایران، شاید بتوان از حلقه‌ای دیگر نیز سخن گفت؛ حلقه‌ای که بر روی پرچم المپیک دیده نمی‌شود، اما غیبتش گاهی بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید: حلقه شفافیت؛ حلقه روح پاک.

شفافیت یعنی اینکه مردم از آنچه در ورزش کشور می‌گذرد، آگاه باشند؛ بدانند چه تصمیماتی گرفته می‌شود، چه کسانی با چه مأموریتی و با چه هزینه‌ای اعزام می‌شوند. در همین راستا، پرسش‌های جدی درباره برخی اعزام‌های ورزشی مطرح می‌شود؛ از جمله تعداد نفرات اعزامی به ریاض، ترکیب همراهان و هزینه‌های این سفرها. در جامعه ورزشی، شایعاتی درباره تخلفات نیز وجود دارد؛ موضوعاتی که اگر نادرست هستند، باید با ارائه اسناد و اطلاعات روشن تکذیب شوند و اگر واقعیتی پشت آن‌هاست، باید بررسی و پاسخ داده شود.

مسئله تنها تعداد نفرات نیست. گاهی این تصور در جامعه ورزش شکل می‌گیرد که برخی مدیران در سفرهای خارجی، برای هتل‌های لوکس‌تر، خودروهای اختصاصی و امکانات ویژه با یکدیگر رقابت می‌کنند. اگر قرار است منابع ورزش صرف چنین اموری شود، انتظار طبیعی این است که ابتدا در اختیار ورزشکاران، مربیان و تیم‌های اعزامی قرار گیرد، نه اینکه سهم مدیران از رفاه و امکانات، بیشتر از کسانی باشد که برای افتخار کشور به میدان می‌روند.

واقعاً جای تأسف است که گاهی در ورزش ما، مسیر امکانات به جای اینکه از مدیر به ورزشکار برسد، برعکس طی می‌شود. ورزشکار برای چند دقیقه حضور در میدان مسابقه، ماه‌ها و سال‌ها تمرین می‌کند، اما گاهی مدیری که برای همراهی او اعزام شده، از امکاناتی برخوردار می‌شود که همان ورزشکار حتی در خواب هم نمی‌بیند. این همان نقطه‌ای است که باید درباره فرهنگ مدیریت در ورزش سؤال کرد.

آیا شأن مدیر ورزشی، داشتن بهترین هتل و خودروست یا فراهم کردن بهترین شرایط برای ورزشکار؟ آیا مأموریت ورزشی قرار است فرصتی برای ارتقای عملکرد کاروان باشد یا تبدیل به سفری با امکانات ویژه برای برخی مسئولان؟ و باز هم همان یک واژه: شفافیت. اگر همه این هزینه‌ها ضروری و در چارچوب مأموریت است، باید اعلام شود تا مردم نیز درک کنند.

نمونه دیگر، نوع نگاه به پاداش‌هاست. وقتی برای حضور ورزشکاران در یک رویداد یا فستیوال ورزشی، از سوی مقام عالی وزارت ورزش، جوایز چندصد میلیون تومانی برای مدال‌های طلا، نقره و برنز تعیین می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که مبنای چنین پاداش‌هایی چیست و آیا میان اهمیت واقعی رویداد و میزان جایزه تناسبی وجود دارد؟ به‌ویژه درباره رویدادهایی مانند مسابقات قرقیزستان که اگر صرفاً در قالب یک فستیوال یا رویداد شناسایی و آشنایی با بازی‌ها و رشته‌های مرسوم در کشورهای مختلف برگزار شده و مدال‌های آن در رنکینگ رسمی محاسبه نمی‌شود، باید پرسید: آیا منطقی است برای چنین مدال‌هایی، جوایزی در مقیاس چند صد میلیون تومانی از منابع عمومی تعیین شود؟

این سؤال به هیچ عنوان ارزش تلاش ورزشکار را زیر سؤال نمی‌برد. ورزشکار هر جا که برای پرچم ایران رقابت می‌کند، شایسته احترام و حمایت است. بحث بر سر اولویت‌بندی منابع است. وقتی برای اردو، تجهیزات، حقوق مربی، اعزام‌های ضروری و حمایت از استعدادهای جوان محدودیت منابع داریم، باید بدانیم چرا برای یک مدال بدون اثر در رنکینگ رسمی، چنین پاداش‌هایی در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که ممکن است ورزشکار دیگری برای تأمین حداقل امکانات تمرینی خود مشکل داشته باشد. پول ورزش باید اول به ورزش برسد. این یک مطالبه ساده است، نه یک شعار.

در شرایطی که کشور با فشار اقتصادی روبه‌روست، مسئول ورزشی باید بیش از همه مراقب باشد که بیت‌المال چگونه هزینه می‌شود. سفر خارجی، هتل، خودرو، مأموریت و پاداش، همه زمانی قابل دفاع‌اند که ضرورت، تناسب و سازوکار روشنی پشت آن‌ها وجود داشته باشد و باز برمی‌گردیم به همان حلقه مفقوده: شفافیت.

اگر مدیری یک ماه زودتر به محل بازی‌ها اعزام می‌شود، شرح مأموریتش منتشر شود. اگر هتل خاصی انتخاب می‌شود، دلیل و هزینه آن مشخص باشد. اگر خودرو در اختیار کسی قرار می‌گیرد، معلوم باشد برای جواب بازی آمیرزا چه مأموریتی است. اگر پاداش چند صد میلیونی تعیین می‌شود، معیار و منطق آن اعلام شود. این‌ها خواسته‌های عجیب و غیرممکنی نیستند.

امروز دیگر دهه ۶۰ نیست. ارتباطات از طریق ایمیل، ویدئوکنفرانس و ده‌ها ابزار دیگر امکان‌پذیر است. حضور فیزیکی در محل مسابقات هر جا ضرورت داشته باشد، کاملاً قابل دفاع است؛ اما ضرورت باید قابل توضیح باشد، نه قابل حدس.

ناگویا هم شهری زیباست و طبیعتاً فرصت خرید، عکس یادگاری و گردش در آن وجود دارد؛ هیچ‌کس با تفریح شخصی مخالف نیست. اما اگر تفریحی قرار است انجام شود، هزینه‌اش باید شخصی باشد، نه از جیب بیت‌المال.

پنج حلقه المپیک نماد اتحاد و رقابت پاک هستند؛ اما ورزش ایران یک حلقه مفقوده دارد: حلقه شفافیت. شفافیتی که می‌تواند اعتماد از دست‌رفته را برگرداند. ورزشکار ایرانی برای مدال، از آسایش و زندگی خود می‌گذرد. مربی او ساعت‌ها کنار اوست. خانواده‌اش هزینه می‌دهد. مردم هم از منابع عمومی برای ورزش هزینه می‌کنند. پس طبیعی است که مردم بپرسند: سهم ورزشکار از این امکانات چقدر است و سهم مدیر چقدر؟ چه کسی در هتل لوکس اقامت دارد و چه کسی درگیر کمبود امکانات تمرینی است؟ چرا گاهی برای مدیر، خودرو و امکانات ویژه فراهم می‌شود اما برای ورزشکار و مربی، هنوز باید دنبال حداقل‌ها بود؟

و در نهایت، شاید حلقه مفقوده ورزش ایران فقط شفافیت نباشد؛ انصاف هم هست. انصاف یعنی امکانات بهتر برای کسی که بیشتر برای ایران زحمت می‌کشد. انصاف یعنی پاداش متناسب با اهمیت و اثر واقعی یک رویداد. انصاف یعنی مسئول، خود را صاحب بیت‌المال نداند. وطن‌پرستی فقط هنگام نواخته شدن سرود ملی نیست. گاهی وطن‌پرستی یعنی وقتی می‌توانی بهترین هتل را انتخاب کنی، از خودت بپرسی آیا این هزینه ضروری است؟ وقتی می‌توانی خودروی اختصاصی داشته باشی، بپرسی آیا ورزشکار من به این امکان نیاز بیشتری ندارد؟ و وقتی می‌توانی برای یک مدال پول زیادی تعیین کنید، از خودتان بپرسید آیا جای دیگری در ورزش، این پول نیاز ضروری‌تری ندارد؟ این همان روح پاک ورزش است. روح پاک یعنی مسئولیت بدون منفعت‌طلبی، قدرت بدون سوءاستفاده و مدیریت بدون پنهان‌کاری. پنج حلقه را همه می‌بینیم. اما ورزش ایران هنوز چشم‌انتظار حلقه‌ای است که باید خودش

ابهام در وضعیت ممبینی: استعفا یا برکناری؟

استعفا یا برکناری؟

با وجود اینکه فدراسیون فوتبال از انتصاب سرپرست جدید برای دبیرکلی خبر داده است، هنوز مشخص نیست که آیا هدایت‌الله ممبینی از سمت خود برکنار شده یا خودش استعفا داده است.

بر اساس ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال، رئیس فدراسیون تنها می‌تواند پیشنهاد عزل دبیرکل را ارائه خرید لایسنس نود 32 همیار نود 32 دهد. این پیشنهاد پس از تأیید هیئت رئیسه فدراسیون، به مرحله اجرا درمی‌آید و پس از آن، رئیس فدراسیون می‌تواند سرپرست دبیرکلی را انتخاب کند. بنابراین، اگر در جلسه اخیر هیئت رئیسه فدراسیون که مدتی پیش برگزار شد، برکناری هدایت ممبینی به تصویب رسیده باشد، عزل او مطابق با اساسنامه فدراسیون فوتبال صورت گرفته است. با این حال، احتمال دارد که ممبینی خودش از سمتش استعفا داده باشد (که با توجه به اظهارات اخیر او، این سناریو کمی بعید به نظر می‌رسد). در این صورت، طبق بند ۸ ماده ۶۷ اساسنامه فدراسیون فوتبال، مهدی تاج، رئیس فدراسیون، به دلیل خالی ماندن پست دبیرکلی، مجاز به انتخاب سرپرست خواهد بود.

فاصله دیدگاه مشاور وزیر ورزش و جوانان با واقعیت‌های ورزش کشور!

آقای چراغی، دیدگاه شما با نگاه مخاطبان ورزش فاصله زیادی دارد!

برخی اظهارنظرها در حوزه ورزش آنقدر قابل تأمل هستند که حتماً باید به آن‌ها پرداخت. این اظهارنظرها زمانی جالب‌تر می‌شوند که مخاطب متوجه می‌شود از سوی مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت ورزش و جوانان بیان شده‌اند.

مدیر کل حوزه وزارتی وزارت ورزش و جوانان ادعا کرده‌اند که با حضور احمد دنیامالی در سمت وزیر ورزش و جوانان، فصل جدیدی در حکمرانی ورزش آغاز شده است. اگر این سخن از سوی شخص دیگری مطرح می‌شد، قطعاً تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب داشت. البته بهتر بود مشاور وزیر در ادامه دلایل این ادعای خود را نیز بیان می‌کردند تا مخاطب ارتباط بهتری با محتوای کلام ایشان برقرار می‌کرد! یا در جایی دیگر گفته‌اند که پیش از ایشان، برخی هیئت‌های ورزشی به صورت خانوادگی اداره می‌شدند، که واقعاً به نکته مهمی اشاره کرده‌اند.

اصولاً یکی از مواردی که باعث شده موضوع تعارض منافع مطرح و از سوی وزیر ورزش و جوانان به شدت پیگیری شود، همین مسائل بوده است. جامعه ورزش امیدوار است که موضوع تعارض منافع از خود وزارت ورزش با شدت بیشتری دنبال شود تا این عزم برای عملیاتی شدن آن در استان‌ها نیز به وجود آید.

آقای چراغی، در اینکه برخی هیئت‌های ورزشی به صورت خانوادگی اداره می‌شدند و اینکه نگاه قومیتی و جغرافیایی باید از ورزش کشور خرید بک لینک قوی رخت بربندد و شایسته‌سالاری باید جای همشهری‌سالاری را در ورزش کشور بگیرد، هیچ شک و شبهه‌ای نیست. اما چنین اظهارنظرهایی، آن هم از سوی نزدیکان آقای وزیر، قطعاً آنقدر که به زیان سیستم ورزش کشور است، به نفع آن نیست! چرا که در بیرون از ساختمان سئول، به ورزش کشور آنگونه که دوستان در چند قدمی آقای وزیر نگاه می‌کنند، نگریسته نمی‌شود و فاصله