انتخابات فدراسیون ژیمناستیک با حواشی بسیاری همراه بود که نشان از مهندسی از پیش تعیینشده به نفع یک کاندیدا داشت. این موضوع زمانی آشکارتر شد که اعضای هیئت رئیسه فدراسیون، با وجود تعارض منافع، به عنوان دبیر، نایب رئیس و کارشناس خبره برای یکی از کاندیداها معرفی شدند. در ادامه، همین هیئت رئیسه سه نفر را به عنوان کارشناسان مجمع انتخابات با حق رأی انتخاب کرد که در مقایسه با کارشناسان واقعی این رشته، از اعتبار کمتری برخوردار بودند.
گام بعدی، حذف سه رئیس هیئت بود که مشخص بود رأی آنها به نفع کاندیدای رقیب است. بهانه این اقدام، برگزاری انتخابات هیئتهای این استانها در زمان سرپرستی خانم نقوی (سرپرست پیشین و نایب رئیس اول فدراسیون) بود که مورد تأیید فدراسیون جهانی قرار نگرفته بود. این افراد ماهها به عنوان رئیس هیئت فعالیت کرده بودند، اما در روز مجمع به انشا باز سرپرست تبدیل شدند تا از حق رأی محروم شوند.
بر اساس برآوردها، اگر انتخابات به صورت صحیح و اصولی برگزار میشد، حبیب نوظهوری برنده قطعی بود، اما متأسفانه هیچ یک از معیارهای رایج در این انتخابات رعایت نشد. این سؤال مطرح میشود که چگونه نماینده شهرداری برای عزل درگاهی حق حضور داشت، اما برای انتخابات رئیس فدراسیون اجازه حضور در مجمع را نیافت؟ احتمالاً به این دلیل که میدانستند او به فردی خارج از حلقه فدراسیون رأی خواهد داد. همچنین، چگونه انتخابات هیئتهایی که توسط خانم نقوی (که با رأی اکثریت اعضای مجمع نایب رئیس و پیش از آن با حکم وزیر ورزش سرپرست فدراسیون شده بود) ابطال میشود و آنها اجازه حضور در مجمع را پیدا نمیکنند؟
سرپرست موقت فدراسیون حتی دو تغییر در مسئولین کمیتههای داخلی فدراسیون، یعنی ژیمناستیک برای همه و مسئول ژیمناستیک هنری بانوان را که توسط خانم نقوی انجام شده بود، لغو کرد تا به زعم خود شائبه حمایت از کاندیدایی وجود نداشته باشد. اما در مورد انتخاب کارشناسان خبره مجمع توسط اعضای هیئت رئیسه، که اغلب آنها نفرات پیشنهادی یک کاندیدا برای مسئولیتهای اصلی فدراسیون پس از انتخابات بودند، سکوت کرد. بارها از اسبقیان خواسته شد تا مانع فعالیت برخی کارمندان فدراسیون علیه یک کاندیدا شود، اما او هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداد تا عدهای که سالهاست در فدراسیون مشغول به کار هستند، تا شب مجمع علیه یک کاندیدا فعالیت کنند.
سؤال اینجاست که چرا رؤسای هیئتهای سیستان، خراسان رضوی و همدان که ماهها در مقام رئیس فعالیت میکردند، با وجود دعوت به تهران، در روز مجمع اجازه حضور در انتخابات را پیدا نکردند؟ زیرا رأی هر سه نفر به رقیب کاندیدای پیروز بود. چرا ۱۲ سرپرست هیئتهای استانی از جمله تهران، اردبیل و کرمان، با وجود اعزام ورزشکار به مسابقات، نتوانستند مجوز حضور در انتخابات را بگیرند؟ همه این موارد نشان میدهد که تعارض منافع در این انتخابات پیروز شد وگرنه چگونه ممکن است نزدیک به ۲۰ رأی که عمدتاً به نفع نوظهوری بود، با ترفندهای مختلف از گردونه خارج شود تا او نتواند پیروز میدان باشد. در مورد این انتخابات، نکات دیگری نیز وجود دارد که به زودی مطرح خواهد شد.