تورم ماه آینده تک رقمی می شود

تورم ماه آینده تک رقمی می شود
رئیس کل بانک مرکزی ایران گفت که در یک ماه آینده تورم تک رقمی می شود که عامل اصلی آن رعایت انضباط و اجتناب از اقدامات غیرمنطقی است.

تورم ماه آینده تک رقمی می شود

رئیس کل بانک مرکزی ایران گفت که در یک ماه آینده تورم تک رقمی می شود که عامل اصلی آن رعایت انضباط و اجتناب از اقدامات غیرمنطقی است.
تورم ماه آینده تک رقمی می شود

موسیقی

نیمار: از دیدن بولت در المپیک هیجان زده می شوم

نیمار: از دیدن بولت در المپیک هیجان زده می شوم
فوق ستاره تیم ملی برزیل می گوید که مشتاق دیدن یوسین بولت در رقابت های المچپیک 2016 برزیل است.

نیمار: از دیدن بولت در المپیک هیجان زده می شوم

فوق ستاره تیم ملی برزیل می گوید که مشتاق دیدن یوسین بولت در رقابت های المچپیک 2016 برزیل است.
نیمار: از دیدن بولت در المپیک هیجان زده می شوم

موزیک سرا

اکنون زمان اخراج کارگران نیست!

اکنون زمان اخراج کارگران نیست!

هادی ابوی  با ابراز تاسف از اخبار منتشره مبنی بر تعطیلی کارخانه ارج، گفت: اکنون شرایط دیگر به گونه ای نیست که اخراج و تعدیل نیروی کار را در پیش بگیریم و خط تولید را متوقف کنیم زیرا چندصد کارگر که از کار بیکار شوند شهر دچار تنش می‌شود و به دنبال آن آشفتگی و هرج و مرج بر اقتصاد و جامعه حاکم می شود.وی تاکید کرد: باید به جای سنگ اندازی، بنگاه‌ها را تشویق و حمایت کنیم و موانع را از پیش پای تولید کننده برداریم تا هم قدرت رقابت پیدا کند و هم صادرات کشور تقویت شود.این مقام مسئول کارگری متذکرشد: هم اکنون در دولت کارگروه‌های اشتغال تشکیل جلسه می دهند و شورای‌ عالی اشتغال هم مواردی را از تصویب می‌گذراند اما در خروجی مصوبات با سنگ اندازی برخی بانکها در پرداخت تسهیلات مواجه می‌شویم و تزریق اعتبار به بنگاه‌های راکد آنقدر طول می‌کشد که در سراشیبی ورشکستگی و تعطیلی قرار می‌گیرند.ابوی در ادامه با بیان اینکه وزارت کار متولی اشتغال نیست، اظهار کرد: درست است که تامین شغل با وزارت کار نیست و همراهی و همکاری دولت و بخش خصوصی و همه سازمانها و دستگاه‌ها را می طلبد اما بحث ما این است که سیاستگذاری و هدایتگری و تسهیل‌گری با وزارت کار است و باید تلاش کند تا سیاست‌ها معطوف به سمت ایجاد اشتغال و رونق بازار کار باشد. او معتقد است: همانطور که بحث اقتصاد مقاومتی به یک فرمانده واحد نیاز دارد در بحث اشتغال نیز وجود یک فرمانده واحد ضروری است.دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور متذکر شد: در طول سه سال اخیر بدنه دولت جذب و استخدام‌های بسیاری داشته است اما این همه جذب از کجا صورت گرفته است و عمده کسانی که جذب شده‌اند فارغ التحصیل دانشگاهی بودند یا جویندگان کار؟ابوی گفت: اگر امروز واردات و صادرات و تولید دچار مشکل می شوند ناشی از سیاستگذاری‌هایی است که در پیش گرفته شده است از این رو معتقدم تنها راه برون رفت از مشکلات و گرفتاری های اقتصادی، بهبود تولید و رونق اشتغال بها دادن و توجه به بخش خصوصی و تعاونی است.

اکنون زمان اخراج کارگران نیست!

هادی ابوی  با ابراز تاسف از اخبار منتشره مبنی بر تعطیلی کارخانه ارج، گفت: اکنون شرایط دیگر به گونه ای نیست که اخراج و تعدیل نیروی کار را در پیش بگیریم و خط تولید را متوقف کنیم زیرا چندصد کارگر که از کار بیکار شوند شهر دچار تنش می‌شود و به دنبال آن آشفتگی و هرج و مرج بر اقتصاد و جامعه حاکم می شود.وی تاکید کرد: باید به جای سنگ اندازی، بنگاه‌ها را تشویق و حمایت کنیم و موانع را از پیش پای تولید کننده برداریم تا هم قدرت رقابت پیدا کند و هم صادرات کشور تقویت شود.این مقام مسئول کارگری متذکرشد: هم اکنون در دولت کارگروه‌های اشتغال تشکیل جلسه می دهند و شورای‌ عالی اشتغال هم مواردی را از تصویب می‌گذراند اما در خروجی مصوبات با سنگ اندازی برخی بانکها در پرداخت تسهیلات مواجه می‌شویم و تزریق اعتبار به بنگاه‌های راکد آنقدر طول می‌کشد که در سراشیبی ورشکستگی و تعطیلی قرار می‌گیرند.ابوی در ادامه با بیان اینکه وزارت کار متولی اشتغال نیست، اظهار کرد: درست است که تامین شغل با وزارت کار نیست و همراهی و همکاری دولت و بخش خصوصی و همه سازمانها و دستگاه‌ها را می طلبد اما بحث ما این است که سیاستگذاری و هدایتگری و تسهیل‌گری با وزارت کار است و باید تلاش کند تا سیاست‌ها معطوف به سمت ایجاد اشتغال و رونق بازار کار باشد. او معتقد است: همانطور که بحث اقتصاد مقاومتی به یک فرمانده واحد نیاز دارد در بحث اشتغال نیز وجود یک فرمانده واحد ضروری است.دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور متذکر شد: در طول سه سال اخیر بدنه دولت جذب و استخدام‌های بسیاری داشته است اما این همه جذب از کجا صورت گرفته است و عمده کسانی که جذب شده‌اند فارغ التحصیل دانشگاهی بودند یا جویندگان کار؟ابوی گفت: اگر امروز واردات و صادرات و تولید دچار مشکل می شوند ناشی از سیاستگذاری‌هایی است که در پیش گرفته شده است از این رو معتقدم تنها راه برون رفت از مشکلات و گرفتاری های اقتصادی، بهبود تولید و رونق اشتغال بها دادن و توجه به بخش خصوصی و تعاونی است.

اکنون زمان اخراج کارگران نیست!

car

افشارزاده:/ استقلال در نقل‌وانتقالات موفق عمل کرده است

افشارزاده:/ استقلال در نقل‌وانتقالات موفق عمل کرده است
سرپرست باشگاه استقلال گفت: شکی نیست که آقای گودرزی، وزیر محترم ورزش و جوانان کشور همواره مانند یک برادر دلسوز کنار استقلال و پرسپولیس بوده است.

افشارزاده:/ استقلال در نقل‌وانتقالات موفق عمل کرده است

سرپرست باشگاه استقلال گفت: شکی نیست که آقای گودرزی، وزیر محترم ورزش و جوانان کشور همواره مانند یک برادر دلسوز کنار استقلال و پرسپولیس بوده است.
افشارزاده:/ استقلال در نقل‌وانتقالات موفق عمل کرده است

دانلود سریال و آهنگ

رویدادهای بین‌المللی و بزرگداشت‌های سینماگران ایرانی

رویدادهای بین‌المللی و بزرگداشت‌های سینماگران ایرانی
همشهری آنلاین:
رویدادهای بین‌المللی مختلفی از ابتدای سال ۲۰۱۶ میلادی به بزرگداشت،سینماگران ایرانی پرداخته‌اند.

رویدادهای بین‌المللی و بزرگداشت‌های سینماگران ایرانی

همشهری آنلاین:
رویدادهای بین‌المللی مختلفی از ابتدای سال ۲۰۱۶ میلادی به بزرگداشت،سینماگران ایرانی پرداخته‌اند.
رویدادهای بین‌المللی و بزرگداشت‌های سینماگران ایرانی

خبرگزاری اصفحان

مخالفت با دفن پیکر حبیب در قطعه هنرمندان!

مخالفت با دفن پیکر حبیب در قطعه هنرمندان!

گروه فرهنگی: باوجود آنکه قرار بود مراسم تشییع پیکر حبیب محبیان از ساعت 15 امروز 22 خرداد آغاز شود؛ برگزاری مراسم به ساعت 17 موکول شده است. قبلا قرار بود پیکر او در زادگاهش تهران و در قطعه هنرمندان دفن شود که به دلیل جلوگیری از تکرار مراسم تشییع چند صدهزار نفری مرتضی پاشایی، مسئولان ذیربط، بر برگزاری مراسم تشییع و تدفین باید در مازندران و روستای محل سکونتش تاکید کردند! علاقمندان به حبیب؛ در مقابل خانه این هنرمندِ درگذشته، تا کناره‌های جاده تجمع کرده‌اند و پلیس راهنمایی و رانندگی جاده‌های منتهی به محل زندگی حبیب محبیان را مسدود کرده است. جمعیت زیادی از شهرهای اطراف و تهران عازم رامسر برای شرکت در مراسم خاکسپاری حبیب شده‌اند. بسیاری از آنها نیز تصاویری از این خواننده را در دست دارند و تعدادی از تصاویر حبیب نیز روی خودروها نصب شده است. خانم «نیاستی»، یکی از اهالی روستای «نیاسته» کتالم، که به گفته خودش روز جمعه تمام مدت در منزل حبیب و کنار خانواده او بوده هم روایت‌هایی از وقایع پس از اعلام خبر فوت زنده‌یاد حبیب داشت:در حال حاضر (دیروز) نامه‌ای با امضای همسر آقای حبیب برای وزارت ارشاد نوشته‌اند و اعلام کرده‌اند که می‌خواهند پیکر ایشان در قطعه هنرمندان دفن شود. تا فردا ظهر یا عصر فرصت داده‌اند که تایید تدفین ایشان در قطعه هنرمندان صادر شود. ظاهراً به دلیل برخی مسائل هم آنها در تهران دست نگه داشته‌اند. قرار است در صورتی که قبول کردند یک مراسم تشییع در همین‌جا برگزار کنند و مستقیماً عازم قطعه هنرمندان شوند و گویا قرار نیست در ملاءعام این اتفاق انجام شود. اگر اجازه صادر نشود فردا عصر یا پس فردا در همین منطقه مراسم تدفین انجام شود. چون «حبیب» اینجا را خیلی دوست داشت و حتی جای دفن او را علامت‌گذاری و مشخص کرده‌اند. خانواده حبیب همه چیز را به تصمیم ارشاد موکول کرده‌اند و در صورت تایید فردا عصر همگی عازم تهران می‌شوند.او در پاسخ به این سوال که خانواده حبیب تمایل دارند پیکر او در کجا به خاک سپرده شود گفت:«خود خانواده حبیب دوست دارند تدفین او در رامسر انجام شود. چون خود آقای حبیب هم واقعاً شمال را دوست داشت. مردم اینجا هم خیلی دوست دارند که این اتفاق در همین‌جا باشد. اما حبیب برای مردم ایران بوده است. البته شاید در بهشت زهرا سال به دوازده ماه کسی حتی برای قرائت فاتحه بر مزار او نرود ولی به هرحال آنجا قطعه هنرمندان است.»این ساکن روستا درباره حال و هوای کنونی منزل حبیب هم اعلام کرد:«در حال حاضر مدیر برنامه‌های آقای حبیب و چند تن از دوستان و اقوام همسرشان حضور دارند. برخی از مردم هم هنوز اینجا هستند و شمع روشن کرده‌اند و از استان‌های تهران و گیلان و حتی مشهد خودشان را به اینجا رسانده‌اند. با همت یکی از اهالی محل هم خرما و نان و پنیر به عنوان افطار به مردم داده شد. خانم حبیب هم از ظهر مرتب به میان مردم می‌آمدند و از حضورشان تشکر می‌کردند. مردم روستا حلوا و خرما خیرات می‌کنند و برخی هم با هزینه خودشان صندلی و چراغ و بنر تهیه کردند. همچنین نمایندگانی از سوی فرمانداری، استانداری و ارشاد مازندران برای دیدار با خانواده آن مرحوم به اینجا آمدند.»او درباره «محمد» پسر حبیب هم گفت:«پسر حبیب امروز تماس گرفت و مادرش را دلداری می‌داد و با روحیه خوبی با او صحبت کرد و گفت که به زودی به ایران می‌آید.»همچنین صدای ترانه‌های این خواننده پیشکسوت از خودروهای افرادی که در مراسم حضور یافته‌اند، شنیده می‌شود.حبیب محبیان که در نزد علاقه‌مندان موسیقی به حبیب شهرت داشت، سال ۱۳۳۱ در شمیران تهران به دنیا آمد. او از دوران نوجوانی نواختن ساز گیتار را آغاز کرد. حبیب پس از پذیرفته شدن در آزمون صداوسیما زیر نظر مرتضی حنانه اصول آهنگسازی را آموخت و به عنوان خواننده در صدا و سیما مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت، اما در سال ۱۳۸۸ به همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت و در رامسر ساکن شد. دیروز همسر حبیب گفته بود در حال رایزنی برای انتقال پیکر حبیب به تهران هستیم تا در قطعه هنرمندان دفن شود.حبیب در ممنوعیت صدا درگذشتدر امتداد حبس نفسسایت موسیقی ما: «بی دلیل دستگیر و بی دلیل آزاد شدم» این را حبیب زمانی که زنده بود، گفت. او در این سال‌ها، کمتر گفت‌وگو کرد و کمتر در مجامع عمومی ظاهر شد. خواننده بازگشته به وطن، انگار بختش هم برگشته بود؛ آمده بود با هزاران وعده و وعید. که می‌تواند کنسرت دهد. بخواند. آلبوم منتشر کند؛ اما هیچ‌کدامشان نشد. می‌شود حالا اسمِ او را هم آورد در کنارِ فریدون فروغی، در کنار فرهاد، در کنار خیلی‌ نام‌های دیگر که حتی آوردن اسمشان هم اینجا ممنوع است و می‌توان نوشت که در خستگیِ ممنوع‌الکاری، در خستگی امید بستن به وعده‌های توخالی، مردند. دق کردند. این ماجرا به اندازه کافی دلخراش هست؛‌ بدتر از آن، اما همین حالا هم هنرمندان بسیاری هستند که وضعیتی مشابه او را دارند. از هم سن و سال‌هایش گرفته تا جوان‌ترها که می‌توانستند جای فرزندان او باشند و حالا همچنان صدایشان ممنوع است. گفتنِ هیچ‌کدام از این چیزها اما اینجا دردی را دوا نمی‌کند. انگار «مرگ» تنها چیزی است که آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. تنها اتفاقی که مسلک و مرام و سبک نمی‌شناسد. برای همین هم هست که انگار این غم، غمِ همه اهالی موسیقی بود و هنرمندانِ سبک‌های دیگر هم درباره آن نوشتند و گفتند. محمد علی چاووشی:‌ او زمان زنده بودنش هم فعل استمراری مرگ را صرف می‌کردقطار دق‌مرگی اهل هنر گویی سرایستادن ندارد و بیشترشان را در سنین جوانی و میان‌سالی غافلگیر می‌کند،. دلیلش هم مشخص است:‌ «پری‌رو، تاب مستوری ندارد.»تفاوت یک هنرمند با دیگر انسان‌ها، این است که شاخک‌های حسی و عاطفی‌ او و درک و دریافتش از پهنه پیرامونش، متفاوت از دیگران است. مد آه و اندوهش نسبت به نامرادیها و نارواییها، کشیده‌تر از دیگران است. غم‌هایش عمیق‌تر و خنده‌هایش آشکارتر است و دوست دارد تمام اینها را به بنماید. و با زبان هنرش فریاد بزند، شاعر با شعرش، آوازخوان با آوازش و هنرپیشه با هنر بازیگری‌اش. حالا در این میان، عده‌ای که با در نمودن ها ی هنری ودلورزیهایشان با اقبال مردم روبه‌رو شده‌اند و روزگاری ستاره‌ای درخشان زمان خود بودند، وقتی از نمودن و سخن‌گفتن و سرودن و ساختن بازشان وبردست وپای ذهن وزبانشان می پیچند، مرگشان فرا می‌رسد و تمامی روزهایی که میزیند ودر تنگنای اجبار نفس می‌کشند، در حقیقت فعل استمراری مرگ را در خویش صرف می‌کنند. «حبیب» هم یکی از آنهایی است که آن ابر دلالان باند اغواگر معروف او را فریفت و به او امید و امان داد. «امان دادن» در فرهنگ مسلمانان اهمیت بسیاری دارد؛ آن‌قدر که بعد از فتح مکه پیامبر، دشمنان قسم خورده بزرگ خود که دستشان به خون خویشان پیامبر رنگین بود را به صرف این که تنی چند از مسلمانان آن هم بدون اذن واطلاع رسول خدا به آنان امان داده بودند -آن هم امان شفاهی ونامکتوب- پیامبر آن دشمنانِ خونی را بخشید و حرمت امانشان رانگه داشت. در خصوص حبیب هم که جز ارتکاب هنر به نجیبانه‌ترین وجهش جرمی نداشت در دولت قبل به او امان داده وبه میهنش فراخواندند واو شوق‌مندانه و از سر اخلاص به میهن بازگشت تا با مردمش و برای دل آن‌ها بخواند. اما آمدن او آغاز سرگشتگی‌اش بود که نهایت به مرگ او پایان یافت.به هر روی، ماجرای موسیقی در کشور ما بین هنرهای هفت‌گانه از همه غم‌بارتر است. دستگاه‌های دولتی در این خصوص اتوریته‌ای ندارند و از همه بدتر اینکه برخورد و دیالوگ مستقیمی میان اهل موسیقی و مدیران فرهنگی نیست. من باور ندارم موسیقی در نظام اسلامی، مشکلاتی فراتر از سینما از نظر بنیادی و باید و نباید اندیشه دینی داشته باشد؛ اما از آنجا که ما دیالوگ مستقیمی با حکومت گران نداریم و زمام این امور به دستِ شبه انجمن‌ها، شبه خانه‌ها و شبه ان.جی.او ها سپرده شده، نتیجه آن قربانی شدن ذهن هنرمندان و ناشران و پدیدآورندگان است:«اگر سنت‌گرا یا اهل جازیماگر می‌خواره یا اهل نمازیم«حبیب»آسا همه محکوم مرگیماز آنکه عاشق آواز و سازیم»این همان نکته‌ای که «تهمورس پورناظری» نیز به آن صحه می‌گذارد و می‌گوید: «در امتداد حبس نفس؛ اجازه مردن داری، وقتی مجوز خواندن نداری.» هومن خلعتبری: سال‌ها تحمل کرد؛ اما…​او هم مانند ​​بسیاری از هنرمندانی که این روزها در خارج از کشور هستند، دلش می‌خواست در وطن خودش زندگی​​ کند. حبیب دلش می‌خواست در ایران کار کند و بخواند. البته بسیاری حتی به همین زندگی کدرن تنها ( بدون فعالیت هنری ) هم رضایت دارند و که متاسفانه بدلایل واهی از این مساله محروم هستند. خوانندگان و نوازندگانی که در ژانر موسیقی ایرانی فعالیت دارند (چه سنتی و چه پاپ)، در همین محیط جغرافیایی است که می‌توانند کار و زندگی کنند. وقتی نگذارند تا این اتفاق رخ دهد، ناگزیر دق می‌کنند و از دست می‌روند. «حبیب» را با وعده و وعید به ایران آوردند؛ اما او و هنرش به خاطر چیزی فراتر از کارش با محرومیت‌های گسترده روبه‌رو شد. او سال‌ها در ایران ماند؛ اما کسی کاری برایش قدمی برنداشت و با وعده‌ها سرگرمش کردند تا سرانجام دق کرد و مرد.این در حالی است که سبک کار و موسیقی او (در قیاس با چیزهایی که امروز در موسیقی ایران دیده میشه) هیچ ایراد و مسئله‌ای نداشت. اشعارش درون‌گرا و موسیقی او وقار و رنگ خودش را داشت ولی با این حال مانع از ادامه فعالیتش شدند. نکته تاسف بار دیگر در این میان، این است که این اقدامات و تصمیات قهری برای هیچ‌کس نفعی ندارد. حتی برای خود کسانی که این تصمیمات اشتباه را می‌گیرند و تحمیل می‌کنند…! در غیر این صورت، شاید می‌شد مساله را به شکل و وجه بهتری حل کرد.«حبیب» صدای مخصوص به خودش را داشت. صدای او مانند فرهاد و فروغی، یک خشِ و تمبر خاص داشت که شاید از لحاظ اصول زیبایی‌شناسی حتی ایراد هم تلقی بشه؛ اما در عوض کاراکتری خاص به صدای او داده بود. او با نوازندگی گیتار و علم موسیقی بیگانه نبود و خیلی از ملودی‌ها و شعرها را خودش می‌گفت و ازمعدود خوانندگانی بود که از گیتار ۱۲ سیمه استفاده میکرد. او به ایران آمد تا در وطنش و برای وطنش کار کند، سال‌ها تحمل کرد، صبر کرد، اما این وعده وعیدها و امروز و فردا های پوچ به بار ننشست و آخر دق کرد و رفت … از صمیم قلب ناراحتم و برای خانواده وی، بخصوص «محمد» آرزوی صبر دارم… هنگامه اخوان: همه چیز ما موسیقی استحبیب به ایران آمد، به همان دلیلی که من بعد از دریافت اقامت هنری در آلمان به ایران بازگشتم. مثل خیلی‌های دیگر که در این سال‌ها با وجود آنکه می‌توانستند زندگی راحت‌تری در خارج از کشور داشته باشند، به ایران آمدند. ما اینجا سختی‌های بسیاری کشیدیم؛ اما اینجا را دوست داریم؛ چون وطنمان است. هنرمند اگر نخواند، مرده متحرک است. چون زندگی و عشقش هنرش است. برای حبیب و خیلی‌های دیگر همین است. همه چیز ما موسیقی‌امان است. درست است که سرنوشت همه ما «مرگ» است؛ اما ناراحتی‌ها و فشارهایی که محدودیت فعالیت برای یک هنرمند به وجود می‌آورد، سبب می‌شود تا هنرمندی که یک عمر برای هنرش زحمت کشیده است، با این مشکلات روبه‌رو شود و سرانجام در سنین خیلی پایین، به اصطلاح دق کند و بمیرد. امیدوارم یک روز دیگر ما مشکل ممنوع‌الکاری در ایران را نداشته باشیم؛ هر چند که این آرزوی محالی برای خانم‌هاست؛ اما شاید روزگاری دیگر لااقل هنرمند مردی در ایران با این معضل روبه‌رو نباشد و عده‌ای قانون‌گریز مانع از ادامه فعالیت‌های هنری آنان نشوند. من بعد از 47 سال فعالیت در این حوزه، آنقدر با مسایل مختلف روبه‌رو شده‌ام که حالا فکر می‌کنم که ای‌کاش از همان ابتدا راه دیگری می‌رفتم نه اینکه در اوج معروفیت و جوانی سال‌های سال از کار و فعالیت محروم شوم و الان هم تنها در تهران و آن هم برای جمع محدودی اجرا داشته باشم؛ من آقای حبیب را از نزدیک نمی‌شناختم؛ اما مطمئن هستم که ایشان هم از روزگاری که برایشان به وجود آمده بوده، ناراحت بودند و برای همین هم این چنین دق مرگ شد.

مخالفت با دفن پیکر حبیب در قطعه هنرمندان!

گروه فرهنگی: باوجود آنکه قرار بود مراسم تشییع پیکر حبیب محبیان از ساعت 15 امروز 22 خرداد آغاز شود؛ برگزاری مراسم به ساعت 17 موکول شده است. قبلا قرار بود پیکر او در زادگاهش تهران و در قطعه هنرمندان دفن شود که به دلیل جلوگیری از تکرار مراسم تشییع چند صدهزار نفری مرتضی پاشایی، مسئولان ذیربط، بر برگزاری مراسم تشییع و تدفین باید در مازندران و روستای محل سکونتش تاکید کردند! علاقمندان به حبیب؛ در مقابل خانه این هنرمندِ درگذشته، تا کناره‌های جاده تجمع کرده‌اند و پلیس راهنمایی و رانندگی جاده‌های منتهی به محل زندگی حبیب محبیان را مسدود کرده است. جمعیت زیادی از شهرهای اطراف و تهران عازم رامسر برای شرکت در مراسم خاکسپاری حبیب شده‌اند. بسیاری از آنها نیز تصاویری از این خواننده را در دست دارند و تعدادی از تصاویر حبیب نیز روی خودروها نصب شده است. خانم «نیاستی»، یکی از اهالی روستای «نیاسته» کتالم، که به گفته خودش روز جمعه تمام مدت در منزل حبیب و کنار خانواده او بوده هم روایت‌هایی از وقایع پس از اعلام خبر فوت زنده‌یاد حبیب داشت:در حال حاضر (دیروز) نامه‌ای با امضای همسر آقای حبیب برای وزارت ارشاد نوشته‌اند و اعلام کرده‌اند که می‌خواهند پیکر ایشان در قطعه هنرمندان دفن شود. تا فردا ظهر یا عصر فرصت داده‌اند که تایید تدفین ایشان در قطعه هنرمندان صادر شود. ظاهراً به دلیل برخی مسائل هم آنها در تهران دست نگه داشته‌اند. قرار است در صورتی که قبول کردند یک مراسم تشییع در همین‌جا برگزار کنند و مستقیماً عازم قطعه هنرمندان شوند و گویا قرار نیست در ملاءعام این اتفاق انجام شود. اگر اجازه صادر نشود فردا عصر یا پس فردا در همین منطقه مراسم تدفین انجام شود. چون «حبیب» اینجا را خیلی دوست داشت و حتی جای دفن او را علامت‌گذاری و مشخص کرده‌اند. خانواده حبیب همه چیز را به تصمیم ارشاد موکول کرده‌اند و در صورت تایید فردا عصر همگی عازم تهران می‌شوند.او در پاسخ به این سوال که خانواده حبیب تمایل دارند پیکر او در کجا به خاک سپرده شود گفت:«خود خانواده حبیب دوست دارند تدفین او در رامسر انجام شود. چون خود آقای حبیب هم واقعاً شمال را دوست داشت. مردم اینجا هم خیلی دوست دارند که این اتفاق در همین‌جا باشد. اما حبیب برای مردم ایران بوده است. البته شاید در بهشت زهرا سال به دوازده ماه کسی حتی برای قرائت فاتحه بر مزار او نرود ولی به هرحال آنجا قطعه هنرمندان است.»این ساکن روستا درباره حال و هوای کنونی منزل حبیب هم اعلام کرد:«در حال حاضر مدیر برنامه‌های آقای حبیب و چند تن از دوستان و اقوام همسرشان حضور دارند. برخی از مردم هم هنوز اینجا هستند و شمع روشن کرده‌اند و از استان‌های تهران و گیلان و حتی مشهد خودشان را به اینجا رسانده‌اند. با همت یکی از اهالی محل هم خرما و نان و پنیر به عنوان افطار به مردم داده شد. خانم حبیب هم از ظهر مرتب به میان مردم می‌آمدند و از حضورشان تشکر می‌کردند. مردم روستا حلوا و خرما خیرات می‌کنند و برخی هم با هزینه خودشان صندلی و چراغ و بنر تهیه کردند. همچنین نمایندگانی از سوی فرمانداری، استانداری و ارشاد مازندران برای دیدار با خانواده آن مرحوم به اینجا آمدند.»او درباره «محمد» پسر حبیب هم گفت:«پسر حبیب امروز تماس گرفت و مادرش را دلداری می‌داد و با روحیه خوبی با او صحبت کرد و گفت که به زودی به ایران می‌آید.»همچنین صدای ترانه‌های این خواننده پیشکسوت از خودروهای افرادی که در مراسم حضور یافته‌اند، شنیده می‌شود.حبیب محبیان که در نزد علاقه‌مندان موسیقی به حبیب شهرت داشت، سال ۱۳۳۱ در شمیران تهران به دنیا آمد. او از دوران نوجوانی نواختن ساز گیتار را آغاز کرد. حبیب پس از پذیرفته شدن در آزمون صداوسیما زیر نظر مرتضی حنانه اصول آهنگسازی را آموخت و به عنوان خواننده در صدا و سیما مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت، اما در سال ۱۳۸۸ به همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت و در رامسر ساکن شد. دیروز همسر حبیب گفته بود در حال رایزنی برای انتقال پیکر حبیب به تهران هستیم تا در قطعه هنرمندان دفن شود.حبیب در ممنوعیت صدا درگذشتدر امتداد حبس نفسسایت موسیقی ما: «بی دلیل دستگیر و بی دلیل آزاد شدم» این را حبیب زمانی که زنده بود، گفت. او در این سال‌ها، کمتر گفت‌وگو کرد و کمتر در مجامع عمومی ظاهر شد. خواننده بازگشته به وطن، انگار بختش هم برگشته بود؛ آمده بود با هزاران وعده و وعید. که می‌تواند کنسرت دهد. بخواند. آلبوم منتشر کند؛ اما هیچ‌کدامشان نشد. می‌شود حالا اسمِ او را هم آورد در کنارِ فریدون فروغی، در کنار فرهاد، در کنار خیلی‌ نام‌های دیگر که حتی آوردن اسمشان هم اینجا ممنوع است و می‌توان نوشت که در خستگیِ ممنوع‌الکاری، در خستگی امید بستن به وعده‌های توخالی، مردند. دق کردند. این ماجرا به اندازه کافی دلخراش هست؛‌ بدتر از آن، اما همین حالا هم هنرمندان بسیاری هستند که وضعیتی مشابه او را دارند. از هم سن و سال‌هایش گرفته تا جوان‌ترها که می‌توانستند جای فرزندان او باشند و حالا همچنان صدایشان ممنوع است. گفتنِ هیچ‌کدام از این چیزها اما اینجا دردی را دوا نمی‌کند. انگار «مرگ» تنها چیزی است که آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. تنها اتفاقی که مسلک و مرام و سبک نمی‌شناسد. برای همین هم هست که انگار این غم، غمِ همه اهالی موسیقی بود و هنرمندانِ سبک‌های دیگر هم درباره آن نوشتند و گفتند. محمد علی چاووشی:‌ او زمان زنده بودنش هم فعل استمراری مرگ را صرف می‌کردقطار دق‌مرگی اهل هنر گویی سرایستادن ندارد و بیشترشان را در سنین جوانی و میان‌سالی غافلگیر می‌کند،. دلیلش هم مشخص است:‌ «پری‌رو، تاب مستوری ندارد.»تفاوت یک هنرمند با دیگر انسان‌ها، این است که شاخک‌های حسی و عاطفی‌ او و درک و دریافتش از پهنه پیرامونش، متفاوت از دیگران است. مد آه و اندوهش نسبت به نامرادیها و نارواییها، کشیده‌تر از دیگران است. غم‌هایش عمیق‌تر و خنده‌هایش آشکارتر است و دوست دارد تمام اینها را به بنماید. و با زبان هنرش فریاد بزند، شاعر با شعرش، آوازخوان با آوازش و هنرپیشه با هنر بازیگری‌اش. حالا در این میان، عده‌ای که با در نمودن ها ی هنری ودلورزیهایشان با اقبال مردم روبه‌رو شده‌اند و روزگاری ستاره‌ای درخشان زمان خود بودند، وقتی از نمودن و سخن‌گفتن و سرودن و ساختن بازشان وبردست وپای ذهن وزبانشان می پیچند، مرگشان فرا می‌رسد و تمامی روزهایی که میزیند ودر تنگنای اجبار نفس می‌کشند، در حقیقت فعل استمراری مرگ را در خویش صرف می‌کنند. «حبیب» هم یکی از آنهایی است که آن ابر دلالان باند اغواگر معروف او را فریفت و به او امید و امان داد. «امان دادن» در فرهنگ مسلمانان اهمیت بسیاری دارد؛ آن‌قدر که بعد از فتح مکه پیامبر، دشمنان قسم خورده بزرگ خود که دستشان به خون خویشان پیامبر رنگین بود را به صرف این که تنی چند از مسلمانان آن هم بدون اذن واطلاع رسول خدا به آنان امان داده بودند -آن هم امان شفاهی ونامکتوب- پیامبر آن دشمنانِ خونی را بخشید و حرمت امانشان رانگه داشت. در خصوص حبیب هم که جز ارتکاب هنر به نجیبانه‌ترین وجهش جرمی نداشت در دولت قبل به او امان داده وبه میهنش فراخواندند واو شوق‌مندانه و از سر اخلاص به میهن بازگشت تا با مردمش و برای دل آن‌ها بخواند. اما آمدن او آغاز سرگشتگی‌اش بود که نهایت به مرگ او پایان یافت.به هر روی، ماجرای موسیقی در کشور ما بین هنرهای هفت‌گانه از همه غم‌بارتر است. دستگاه‌های دولتی در این خصوص اتوریته‌ای ندارند و از همه بدتر اینکه برخورد و دیالوگ مستقیمی میان اهل موسیقی و مدیران فرهنگی نیست. من باور ندارم موسیقی در نظام اسلامی، مشکلاتی فراتر از سینما از نظر بنیادی و باید و نباید اندیشه دینی داشته باشد؛ اما از آنجا که ما دیالوگ مستقیمی با حکومت گران نداریم و زمام این امور به دستِ شبه انجمن‌ها، شبه خانه‌ها و شبه ان.جی.او ها سپرده شده، نتیجه آن قربانی شدن ذهن هنرمندان و ناشران و پدیدآورندگان است:«اگر سنت‌گرا یا اهل جازیماگر می‌خواره یا اهل نمازیم«حبیب»آسا همه محکوم مرگیماز آنکه عاشق آواز و سازیم»این همان نکته‌ای که «تهمورس پورناظری» نیز به آن صحه می‌گذارد و می‌گوید: «در امتداد حبس نفس؛ اجازه مردن داری، وقتی مجوز خواندن نداری.» هومن خلعتبری: سال‌ها تحمل کرد؛ اما…​او هم مانند ​​بسیاری از هنرمندانی که این روزها در خارج از کشور هستند، دلش می‌خواست در وطن خودش زندگی​​ کند. حبیب دلش می‌خواست در ایران کار کند و بخواند. البته بسیاری حتی به همین زندگی کدرن تنها ( بدون فعالیت هنری ) هم رضایت دارند و که متاسفانه بدلایل واهی از این مساله محروم هستند. خوانندگان و نوازندگانی که در ژانر موسیقی ایرانی فعالیت دارند (چه سنتی و چه پاپ)، در همین محیط جغرافیایی است که می‌توانند کار و زندگی کنند. وقتی نگذارند تا این اتفاق رخ دهد، ناگزیر دق می‌کنند و از دست می‌روند. «حبیب» را با وعده و وعید به ایران آوردند؛ اما او و هنرش به خاطر چیزی فراتر از کارش با محرومیت‌های گسترده روبه‌رو شد. او سال‌ها در ایران ماند؛ اما کسی کاری برایش قدمی برنداشت و با وعده‌ها سرگرمش کردند تا سرانجام دق کرد و مرد.این در حالی است که سبک کار و موسیقی او (در قیاس با چیزهایی که امروز در موسیقی ایران دیده میشه) هیچ ایراد و مسئله‌ای نداشت. اشعارش درون‌گرا و موسیقی او وقار و رنگ خودش را داشت ولی با این حال مانع از ادامه فعالیتش شدند. نکته تاسف بار دیگر در این میان، این است که این اقدامات و تصمیات قهری برای هیچ‌کس نفعی ندارد. حتی برای خود کسانی که این تصمیمات اشتباه را می‌گیرند و تحمیل می‌کنند…! در غیر این صورت، شاید می‌شد مساله را به شکل و وجه بهتری حل کرد.«حبیب» صدای مخصوص به خودش را داشت. صدای او مانند فرهاد و فروغی، یک خشِ و تمبر خاص داشت که شاید از لحاظ اصول زیبایی‌شناسی حتی ایراد هم تلقی بشه؛ اما در عوض کاراکتری خاص به صدای او داده بود. او با نوازندگی گیتار و علم موسیقی بیگانه نبود و خیلی از ملودی‌ها و شعرها را خودش می‌گفت و ازمعدود خوانندگانی بود که از گیتار ۱۲ سیمه استفاده میکرد. او به ایران آمد تا در وطنش و برای وطنش کار کند، سال‌ها تحمل کرد، صبر کرد، اما این وعده وعیدها و امروز و فردا های پوچ به بار ننشست و آخر دق کرد و رفت … از صمیم قلب ناراحتم و برای خانواده وی، بخصوص «محمد» آرزوی صبر دارم… هنگامه اخوان: همه چیز ما موسیقی استحبیب به ایران آمد، به همان دلیلی که من بعد از دریافت اقامت هنری در آلمان به ایران بازگشتم. مثل خیلی‌های دیگر که در این سال‌ها با وجود آنکه می‌توانستند زندگی راحت‌تری در خارج از کشور داشته باشند، به ایران آمدند. ما اینجا سختی‌های بسیاری کشیدیم؛ اما اینجا را دوست داریم؛ چون وطنمان است. هنرمند اگر نخواند، مرده متحرک است. چون زندگی و عشقش هنرش است. برای حبیب و خیلی‌های دیگر همین است. همه چیز ما موسیقی‌امان است. درست است که سرنوشت همه ما «مرگ» است؛ اما ناراحتی‌ها و فشارهایی که محدودیت فعالیت برای یک هنرمند به وجود می‌آورد، سبب می‌شود تا هنرمندی که یک عمر برای هنرش زحمت کشیده است، با این مشکلات روبه‌رو شود و سرانجام در سنین خیلی پایین، به اصطلاح دق کند و بمیرد. امیدوارم یک روز دیگر ما مشکل ممنوع‌الکاری در ایران را نداشته باشیم؛ هر چند که این آرزوی محالی برای خانم‌هاست؛ اما شاید روزگاری دیگر لااقل هنرمند مردی در ایران با این معضل روبه‌رو نباشد و عده‌ای قانون‌گریز مانع از ادامه فعالیت‌های هنری آنان نشوند. من بعد از 47 سال فعالیت در این حوزه، آنقدر با مسایل مختلف روبه‌رو شده‌ام که حالا فکر می‌کنم که ای‌کاش از همان ابتدا راه دیگری می‌رفتم نه اینکه در اوج معروفیت و جوانی سال‌های سال از کار و فعالیت محروم شوم و الان هم تنها در تهران و آن هم برای جمع محدودی اجرا داشته باشم؛ من آقای حبیب را از نزدیک نمی‌شناختم؛ اما مطمئن هستم که ایشان هم از روزگاری که برایشان به وجود آمده بوده، ناراحت بودند و برای همین هم این چنین دق مرگ شد.

مخالفت با دفن پیکر حبیب در قطعه هنرمندان!

اخبار دنیای دیجیتال

نحوه برخورد با حبیب عميقا شرم آورست

نحوه برخورد با حبیب عميقا شرم آورست

گروه فرهنگی: «حبیب محبیان» معروف به “حبیب” یکی از خوانندگان قدیمی به نام کشورمان صبح روز جمعه 21خردادماه در یکی از روستاهای رامسر به علت ایست قلبی درگذشت؛ پیکر این هنرمند فقید با وجود پیگیری‌های بسیار خانواده‌اش و درخواست خانه موسیقی امکان تشییع و تدفین از مقابل تالار وحدت به قطعه هنرمندان را پیدا نکرد و عصر امروز در زادگاهش به خاک سپرده شد. هنرمندان عرصه های موسیقی، تئاتر، سینما و تلویزیون سادگی، نجاب و ترانه های حبیب را به خوبی به یاد دارند؛ غم از دست دادن مرد تنهای شب عده ی بسیار زیادی از جامعه هنری ایران را در غم و اندوه فرو برد. جمعی از دوست دارانِ هنرمند حبیب محبیان در پاسخ به سوالات مشترک سایت رویداد 24 تاکید کردند که این خواننده برجسته کشورمان برای همیشه در قلب مردم ایران جای دارد و حاشیه های ایجاد شده تاثیری بر این موضوع نخواهد داشت؛ در ادامه متن کامل پاسخ هنرمندان به این سوال از نظرتان می گذرد: مهرداد نصرتی:حبیب موسیقی را با سیاست قاطی نکرد خواننده و آهنگساز مطرح کشورمان در پاسخ به سوالی مبنی بر حس او نسبت به ترانه های حبیب گفت: فعالیت های حبیب همیشه از یک خلاقیت کاملا منحصر به فردی بهره مند بود، به این معنا که استفاده از وزن ها و ریتم های خاصی که عموما سایر خواننده ها و آهنگساز ها از آن پرهیز می کردند و قابلیت خواندن برای هر خواننده ای وجود نداشت را استفاده می کرد؛ هر خواننده ای نمی تواند از این ریتم خاص استفاده کند، حبیب با نوعی تحریر و تکنیک منحصر به فرد خود میتوانست این نوع از موسیقی را برای شنونده کاملا باور پذیر کند؛ در کارهایش از ادبیات بسیار خوبی استفاده کرده و در بسیاری از لحظات با ادبیات کهن ایران سر و کار داشته است و عموما ترانه هایش را وقتی میشنوی صاحب یک روایت است، خود من فعالیت های حبیب را بسیار دوست داشتم و به نوعی خواندن و تکنیک گیتار زدنم را از او دارم. او ادامه داد: من هیچگاه دوست ندارم موسیقی را با سیاست قاطی کنم و همیشه سعی میکنم تا این دو موضوع را از هم تفکیک کنم، حبیب هم دقیقا به همین شکل عمل می کرد، کاری انجام نداده بود و اتفاق خاصی هم در موسیقی های او وارد نشده بود، همیشه سعی می کرد عاشقانه و الهی و گاهی برای مملکت و میهنش بخواند و درکل چیز خاصی وجود نداشت، ای کاش میتوانست به روی صحنه برود چراکه حق طبیعی هر هنرمند و انسانی است تا در کشور خودش برای مردمی که او را دوست دارند بتواند روی صحنه برود که متاسفانه این قضیه برای حبیب محقق نشد، هنرمندان وظیفه دارند تا در راستای سلامتی و احساس جامعه به مردم خدمت کنند، حبیب هم از همین دست خوانندگان بود که نتوانست آن کاری را که میتواند انجام دهد. نصرتی با اشاره بر عدم تشیع جنازه حبیب از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: آن چیزی که برای من مهم است اصل اثر است، اصل ماجرا این بود که حبیب از دست رفت و حال هیچ تفاوتی ندارد که او از هرجایی تشیع شود، این ازدحام و شلوغی و بی نظمی در تشیع جنازه روایت دومی است که بنظر من هیچ اهمیتی ندارد و هنرمند جایگاهش در دل مردم است. او ادامه داد: چه مراسم بزرگ و چه بدون مراسم خاکسپاری انجام شود، بنظر من هیچ تفاوتی نمی کند و اصل ماجرا خود حبیب بود که نتوانست صدای خودرا به مردم برساند و نتوانست به کنسرت بگذارد و این حسرتی بود که حبیب با خود به خاک برد، درد بزرگی بود برایش و شاید همچنان روحش میخواهد تا دوباره به زمین بازگردد و این اتفاق برایش پیش آید؛ برای خواننده ای به این وسعت که همه او را میشناختند بسیار دردناک است که نتواند هنر خودرا به مردم عرضه کند. این آهنگساز ضمن تاکید بر اینکه حبیب وسعت بالایی در خوانندگی داشت، افزود: حبیب تحریر های خاص و منحصر به فردی برای خود داشت و نوعی موسیقی که با موسیقی راک مشتق شده بود را برای خود بوجود آورده بود، به نوعی که تاثیرگذار ترین آهنگی که تا بحال در تاریخ موسیقی ایران درباره مادر خوانده شد به جرات میتوانم بگویم آهنگ حبیب بود؛ در روایت های گذشته که افراد مسن و افرادی که درگیر موسیقی هم نبودند حبیب را به عنوان یک خواننده میشناختند؛ حبیب گوهر نایابی بود و متاسفم از اینکه نتوانست به خواسته دلش برسد. مجید خراطها: ایکاش زمانی که کنارمان بود قدرش را می دانستیم خواننده به نام موسیقی ایران گفت: همه ما در كودكي و نوجواني خاطراتي از صداي حبيب داريم كه هيچگاه نميتوانيم فراموش كنيم، هر حسي که نسبت به او داشتم بعد از شنيدن خبر فوت اش هزاران برابر شد، ای كاش زمانی که کنارمان بود قدرش را بيشتر مي‌دانستيم. خراطها با اشاره بر بازگشت حبیب پس از چند سال به ایران و درخواست برای ادامه فعالیت در زادگاهش بیان کرد: روزي هزار بار مي گویيم بسم الله الرحمن الرحيم اما به معنایش دقت نمي كنيم، خداوند با عظمت بی پایانش ميبخشد و نسبت به بندگانش مهربان است؛ حبيب جان، ببخشيد كه اينجا تو بخشيده نشدي و موجب بي مهري قرار گرفتي. او ادامه داد: برخوردهاي محبت آميز پس از مرگ به درد هیچ کس نخواهد خورد، بهتر است از اين اتفاق‌ها درس بگيريم و قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم و عكسهايي كه خانواده ی حبیب دوست ندارند را در فضای مجازی پخش نكنيم و به همه ی هنرمندان به خصوص پيشكسوتها احترام بگذاريم؛ فراموش نكنيم مسير همه ی ما به يكجا میرود. مجیط خراطها با اشاره به اینکه برای تشییع جنازه به رامسر رفت تصریح کرد: بنده برخورد های زیادی با ايشان نداشتم بجز چند ديدار در مراسم ختم مرحوم مرتضي پاشايي و چندین بار در استوديو و …، نظري نميتوانم بدهم اما انتخاب شعر، آهنگ، نوازندگي و نوع خوانش منحصر به فرد حبیب نشان دهنده شخصيت خاص هنري اش بود. او در پایان افزود: در نهايت باید بگویم، حبيب عزيز نشد تا برای رسیدن به آرزویت كه كنسرت گذاشتن در وطنت بود کمکت کنیم؛ ما فقط به فكر خودمان هستیم و تو آهسته بخواب… فلور نظری: ظالمانه ترین برخورد با حبیب شد بازیگر به نام سینما و تلویزیون گفت: حبیب هنرمندي عزيز، خوش قلب، بي حاشيه و عاشق ايران و ايراني بود. او با اشاره بر تقاضای حبیب مبنی بر صدور مجوز برای برگزاری کنسرت عمومی و عدم صدور این مجوز، بیان کرد: اين برخورد با يك هنرمند ظالمانه ترين رفتار است، چرا كه هنرمند جريان سيال هنر مملكتش است، جلوي اين جريان را گرفتن عين ِ نا آگاهي است و تاسف بار است. نظری ضمن تاکید براینکه مراسم تشیع این هنرمند فقید باید باشکوه برگزار شود، ابراز داشت: تجليلي شايسته از هنرمندي كه عاشق وطنش بود و به ايران بازگشت، و در این بازگشت بي مهري هم ديد و علاوه برآن نگذاشتند تا فعالیت كند ؛ بدون شک تجليلي شايسته حق مسلم هنرمند عزيزمان است؛ و شرکت در مراشم تشیع او كمترين كاري است كه بايد انجام داد. شهره سلطانی: حبیب کسی که شبیه هیچ کس دیگری نبود بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: حقیقتا از دوران کودکی تصویر و صدای حبیب را بخاطر دارم و او را به عنوان یک خواننده متفاوت میشناختم؛ کسی که شبیه فرد دیگری نبود و سبک خاص خودش را داشت، سبکی که عده ی بسیاری تلاش کردند تا از آن تقلید کنند و یا مشابه آن را تکرار کنند اما موفق نشدند، چون حبیب تک بود، همانند بسیاری از هنرمندان دیگری که تک هستند. او ادامه داد: من حبیب محبیان را با کارهای خاص و متفاوتش میشناسم، کارهای متفاوتی که همیشه احساسی خاص و متفاوت و خاطرات شیرینی را برای ما رقم زده است؛ اینکه بعد از سالها به وطن خودش بازگشت بسیار زیبا بود و این حتما بر این دلیل بوده است که حبیب تا چه اندازه ایران و ایرانیان را دوست داشته و بازگشت تا اگر خطایی در گذشته داشته است،تکرار میکنم اگر خطایی در گذشته داشته است، آن را جبران کند، متاسفانه در ایامی که به ایران بازگشت، به او مجوزی داده نشد و او نتوانست در وطن خودش کنسرت بگذارد و این واقعا جای تاسف دارد. این کارشناس موسیقی افزود: اگر یک هنرمند نتواند هنر خود را عرضه کند، برای جایی که متعلق به خودش است، برای مردم های همزبان خودش که احساسش را بهتر درک میکنند نتواند بخواند و کنسرت بگذارد فایده ای ندارد؛ شاید حبیب تصمیم گرفته بود تا از سالهای دوری خود بگوید، شاید تصمیم گرفته بود تا ابراز پشیمانی کند و جبران نماید، ای کاش این فرصت به او داده می شد تا همه ی حرف هایش را در قالب ترانه و صدای زیبایش به گوش هموطنانش برساند. او ادامه داد:متاسفانه شنیدم که اجازه ندادند تا حبیب عزیز از مقابل تالار وحدت تشیع شود و این یک امر بسیار عجیب است و من در تعجبم که چرا این اتفاق رخ نداد، این فرد به ایران آمد، بخشیده شد، تقدیر شد و همه ی اینا یعنی این فرد موجه است؛ یک هنرمند موجهی همچون حبیب چرا نباید پیکرش از مقابل تالار وحدت تشیع شود و در قطعه هنرمندان دفن شود؟جای تاسف دارد و ای کاش با هنرمندان ما زین پس چه زمانی که در قید حیات هستند و چه زمانی که از دنیا میروند همانطور که شایسته آنهاست برخورد شود. سلطانی در پایان افزود: تلاش میکنم تا با افتخار در مراسم تشیع این هنرمند فقید شرکت کنم؛ این هنرمند ویژگی های خاص بسیاری داشت که از جمله آنها میتوان به گزیده کاری او اشاره کرد، اینکه او مثل سایرین به آن اندازه پر کار نبود و این به این معناست که یک خواننده تا چه اندازه میتواند متفاوت باشد، حبیب فقط یک خواننده نبود، او یک آرتیست بود؛ از جمله ویژگی های خاص دیگر او میتوانم به حمایت ویژه اش از جوانان اشاره کنم، که به آنها کمک میکرد تا بیشتر شناخته شوند و این فروتنی اورا نشان میدهد؛ و در پایان ویژگی خاص تر از صدای حبیب که هیچوقت هیچکس نتوانست آن را تقلید کند ندیده ام. امیر کربلایی زاده: حبیب بخاطر مردمش  به ایران بازگشت و آرزو داشت روزی مجددا صدایش را تقدیم مردم کند بازیگر و کمدین مشهور ایران درباره حبیب گفت: حبیب برای من خاطره ساز ترانه هایی است که برعکس بسیاری از ترانه های سخیف و پوچ گذشته و امروز دارای عمق، لطافت و عشق بود. او ادامه داد: تاریخ را که ورق بزنیم بسیاری از شخصیت هارا مشاهده می کنیم که پس از سالها تصمیم گرفتند به وطن خودشان بازگردند ، و دولت این اجازه را به آنها داد و توانستند به زادگاه خود بازگردند و در آنجا آرامش بگیرند؛ همانطور که در دین و شریعت ما نیز همین رویه وجود داشته است و بسیاری از شخصیت ها در طول تاریخ اسلام با توبه توانستند بازگردند و به دین رجوع کنند و رفتار ائمه و معصومین ما نسبت به آنها با لطف و محبت بوده است. کربلایی زاده در پاسخ به سوالی مبنی بر عدم تشیع حبیب محبیان از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: شاید یک توضیح مناسب از سمت مسئولین و حداقل مطرح کردن قوانین و چارچوب های موجود در کشور نسبت به این موارد و این اتفاقات میتواند روشن کننده اذهان عمومی و تفکرات جوانانی باشد که این خبرهارا خواه و یا ناخواه دنبال خواهند کرد. این کمدین به نام کشورمان تصریح کرد: فکر میکنم قبل از اینکه صدای حبیب هم همانند صدای فرهاد از رسانه ها شنیده شود و ما به سراغ وجدانمان برویم که در زمان حیات آنها چه کارهایی برایشان انجام داده ایم و شاید در بسیاری از مواقع کارهای بزرگی را میتوانستیم برای بودن و امید داشتن آنها انجام دهیم اما انجام ندادیم، حداقلش این است که امروز از این هنرمند بدرستی و با احترام یاد کنیم، هنرمندی که بخاطر مردم و میهنش به ایران بازگشت و آرزو داشت تا روزی مجددا صدایش را تقدیم مردم کند. او در پایان افزود: شاخصه اصلی حبیب محبیان عاشق بودنش بود؛ عشق در کلام و شعرهای او کاملا پیدا بود. شراره رخام: حبیب یک فروتنی ذاتی داشت بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره بر بازگشت حبیب پس از سالیانی دور به وطن و عدم صدور مجوز برای اجرای کنسرت، اظهار داشت: واقعا از اینکه اینقدر زود ما را ترك كردند متاسفم؛ فقط ميتوانم بگویم مهمترين دليل زندگي هر انساني داشتن انگيزه است، خوشبختانه و يا متاسفانه براي یک هنرمند، پرداختن به هنرش يكي از مهمترين انگيزه هاي زندگی اوست و خدا نكند که اين فرصت و انگيزه از هنرمند گرفته شود. او ادامه داد: هنرمند بخش عظيمي از زندگي اش را صرف جامعه و مردم خواهد کرد و طبيعي است كه شايسته ترين برخوردها پس از درگذشت هر هنرمندي رخ دهد که کوچترین آن برگزاري يك مراسم باشكوه در مقابل يك عمر فعاليت آن هنرمند است و اين حق مسلم هر هنرمندی است تا با احترام هر چه تمامتر مراسم خداحافظي اش برگزار شود. رخام در پایان اضافه کرد: حبیب یک فروتنی و اصالتي ذاتي در كنار عشق به مردم و كشورش داشت. رویا بختیاری: کاش وزارت ارشاد به دوست داشتنی های مردم بیش از این بها می داد بازیگر تئاتر کشورمان در وصف حبیب محبیان گفت: یک صدای دلنشین و با احساس و پر حجم که از دوران کودکی تا امروز همراه ما بود و همه ی اعضای خانواده دوستش داشتیم، بزرگتر که شدم شعرهای انتخابی حبیب را بیشتر پسنديدم و برایم خاص تر هم شدند، در گیتار نوازی هم که بسیار قدرتمند بودند؛ به طور کلي من صدای سه خواننده رو از دوران قدیم تر بسیار دوست دارم: مرحوم فریدون فروغي، مرحوم فرهاد مهراد و مرحوم حبیب محبيان و بسیار متاسفم که آخرین بازمانده ی صداهای خاص من هم از دنیا رفت. بختیاری با اشاره بر ماجرای بازگشت این خواننده به ایران افزود: این برخورد اصلا درست نبود، او بازگشته بود تا ابهامات را برطرف کند، به هر دلیلی هنگامیکه طرف دوم از صحبت و تعامل و رفع ابهام می گريزد، منطق حکم می کند که طرف دوم مقصر است؛ ضمن اینکه اصولا حبیب از آن دسته خواننده های خوشنام و اخلاقمند و شریف محسوب می شد که در این دوره و زمانه ناياب هستند، به اضافه ی اینکه در برخورد با هنرمندی این چنینی و کمیاب بحث اصلی یعنی محبوبیت این شخصیت در بین مردم، هنر خاص و منحصر به فردش و نجابت رفتاری اش، باید حتما در نظر گرفته می شد. او ادامه داد: چه بسا با حضور این هنرمند روی استيج خیل عظیمی از مخاطبین موسیقی از سمت شبکه های ماهواره ای و کانال های غیر مجاز به سمت ایشون کشیده می شدند و بد هم نبود که بسیاری متوجه می شدند در کشور ما هم به هنرمند مردمی و خاص و اخلاق گرا-هر چند از دوران قدیم- توجه می شود و هنرش قابل احترام است، به خدا که ارزش صدا و سبک مرحوم حبیب بیش از یک سری حرف های تکراری و کهنه و دل چرکین کننده بود. این هنرمند با اشاره بر مخالفت اداره ارشاد مبنی بر تشیع جنازه حبیب محبیان از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: مگر درجه ی هنری ای که حبیب از مردم دریافت کرد و محبوبیتی که در بین مردم داشت و دارد با معیاری قابل اندازه گيري است؟ حالا بماند که هنوز هم به طور شفاف مشخص نشده است که مرحوم حبیب چه اشکالات هنری، اخلاقی، رفتاری، اعتقادی و فرهنگی داشتند که تا این حد مورد بی مهری وزارت ارشاد قرار گرفتند. او ادامه داد: هنگامیکه ترجیح مرحوم حبیب ادامه فعالیت و زندگی در ایران و خواندن برای مردم خودش تا خواندن روی استيج های خارج از کشور بود، خود به تنهایی قابل تقدیر و تعمق نیست؟ در زمان حیات مجوز اجرای کنسرت به ایشون ندادند، پس از مرگ هم اجازه دفن در قطعه ی هنرمندان را به بازماندگان ایشون ندادند، مگر ما چندحبیب داشتیم و داریم؟ این عزیزان از اقوام من نیستند ولی افراد عادی هم نیستند، هنرمندان محبوب مردم بودند، اين افراد متعلق به مردم هستند و برای خود زندگی نمی کردند. بختیاری اضافه کرد: صاحب عزای این عزیزان مردم بودند و هستند و ای کاش وزارت ارشاد محترم به دوست داشتنی های معقول و نجیب مردم بیش از این حرف ها بها می داد و بها بدهد، این عزیزان به لحاظ اخلاقی هم طبق نقل قول هایی که شنیده شده است بسیار موجه و نجیب و شریف بودند، بنابراین سوگواری آنها و مناسک و محل دفن آنها هم باید درخور مردم و دوست داران این هنرمند باشد؛ این که مرحوم حبیب در قطعه ی هنرمندان دفن نشدند، منصفانه نیست. اگر از تالار وحدت پيکرشون تشييع می شد، به هر ترتیبی که امکان داشت در مراسم حاضر می شدم چراکه این از یک طرف یک دين قلبی به صدای خوش دوران کودکی من است و از طرفی دیگر یک وظیفه است برای تنها نبودن بازماندگان اون مرحوم بر اساس اعتقادات مذهبی و فرهنگی که من دارم. رویا بختیاری در پایان با اشاره براینکه متاسفانه من شناخت خیلی نزدیک با روحیات این هنرمند نداشتم اظهار داشت: به لحاظ سبک خواندن و نواختن بی نظیر بودند و همیشه صدای این هنرمند بوی بارون و لالایی و عشق را برایم تداعی می کند؛ یک حس نایاب و تکرار نشدنی که فقط از صدای مرحوم حبیب می گیرم و اینگونه برای من همیشگی شدند.   نیما جوادی: موسیقی حبیب شریف بود نویسنده و آهنگساز کشورمان ضمن تاکید براینکه حبیب فردی نجیب، مهربان و با ایمان بود، اظهار داشت: موسیقی حبیب، صدایش و همچنین انتخاب ترانه هایش خاص خودش بود و تحت هیچ شرایطی نه در زمانیکه در آمریکا فعالیت میکرد و چه در زمانی که دوباره به ایران آمد هرگز نگرش و شیوه خود را تغییر نداد، حبیب هیچگاه تحت تاثیر فضای آمریکا و فضای قالب موسیقی در ایران قرار نگرفت؛ به طور کلی میتوان گفن موسیقی او شریف بود. جوادی اضافه کرد: این نوع برخوردهایی که پس از بازگشت این هنرمند به ایران اتفاق افتاد نه تنها با حبیب، بلکه با هیچ انسانی صحیح نیست؛ او هم باید همانند هر هنرمند دیگر در ایران تشیع شود، حبیب از بسیاری از به اصطلاح هنرمندانی که در این چند سال اخیر در تالار وحدت تشیع شده اند شایسته تر است، هم از لحاظ شرافت در موسیقی اش، هم شرافت انسانی اش این کمترین حق اوست. آتنا حبیبی: عدم صدور مجوز فعالیت برای يك هنرمند صاحب سبك عميقا شرم آور است بازیگر سینما و تئاتر با اشاره بر خبر ناگوار صبح جمعه(21خردادماه) گفت: مرحوم حبيب محبيان براي من سرشار از يادآوري خاطرات خوب و نوستالژي بوده و خواهد بود؛ او سالها از ايران دور بود و وقتي با وعده و وعيدهاي شيرين متقاعد شد به ايران برگردد تصوري راجع به اين موضوع نداشت كه ممكن است دچار چنين سرنوشت غم انگيزي شود، شايد اگر شناخت عميق تري نسبت به جَو حاكم بر ايران داشت تا به این اندازه خوش بينانه اين پيشنهاد را قبول نمي كرد كه برگردد؛ به نظرِ من عدم صدور مجوز ادامه فعالیت در ایران برای يك هنرمندِ پيشكسوت و صاحب سبك عميقا شرم آور است. او ادامه داد: قطعا لياقتِ اين هنرمند عزيز و خوش صدا بيش از اين هاست، چه از مقابل تالار وحدت و چه از مقابل منزل ايشان مراسم تشیع صورت بگيرد چيزي از ارزش حبيب محبيان كم نمي شود. حبیبی در پایان تصریح کرد: به نظرم چيزي كه حبيب را نسبت به اكثر هم دوره هاي خودش متمايز مي كند انتخاب ترانه هاي متفاوت و نوع موسيقي اش بود، و رگه هايي از موسيقي راك كه هميشه در كارهايش وجود داشت. شیوا خسرومهر: مردم ایران صدایی گوشنواز حبیب را هیچگاه فراموش نخواهد کرد بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ابراز داشت: جناب حبیب محبیان بسیار برای من خوش خاطره هستند، خاطرم است کودک که بودم، همیشه هنگامی که پدر، مادر را کار داشت می شنیدم، شهلای من کجایی؟ و قبل از آنکه بقیه ترانه را بخواند، مادرم می گفت : اینجام؛ یا زمانی که اشرف خانم، همسر عمو احمدم فوت کرد، عمو مدام ترانه ی مادر حبیب را میخواند و گریه می‌کرد. او ادامه داد: من کودک بودم اما با اسم و صدای حبیب بسیار بسیار خاطره دارم؛ مگر امکان دارد که ایرانی بود و با صدای حبیب، خاطره نداشت؟؛ او هنرمندیست تکرار نشدنی و من مطمئن هستم که مسئولین بیشتر از آنچه که من و شما فکر می کنیم، برای او وخانواده ی محترمش در این شرایط، احترام قائل هستند. خسرومهر با تاکید براینکه قطعا برای همدردی و عرض تسلیت در مراسم تشیع و تدفین این هنرمند شرکت خواهم کرد، افزود: احترام به هر انسان، به هر ایرانی، به هر هنرمند و به هر شخصیتی که زودتر از من به سمت معبودم میرود، این وظیفه را بر دوش من می گذارد، چراکه تسلیت کوچکترین نوع تسکین به یک خانواده داغدار است. مدرس حرفه تئاتر در پایان اضافه کرد: حبیب مردی بسیار شریف و مهربان، با صدایی گرم و دلنشین بود، صدایی که بدون شک هر فردی که یکبار آن را بشنود محال است آن را به باد فراموشی بسپارد، صدایی بسیار گوشنواز او هیچگاه از یاد مردم ایران فراموش نخواهد شد.

نحوه برخورد با حبیب عميقا شرم آورست

گروه فرهنگی: «حبیب محبیان» معروف به “حبیب” یکی از خوانندگان قدیمی به نام کشورمان صبح روز جمعه 21خردادماه در یکی از روستاهای رامسر به علت ایست قلبی درگذشت؛ پیکر این هنرمند فقید با وجود پیگیری‌های بسیار خانواده‌اش و درخواست خانه موسیقی امکان تشییع و تدفین از مقابل تالار وحدت به قطعه هنرمندان را پیدا نکرد و عصر امروز در زادگاهش به خاک سپرده شد. هنرمندان عرصه های موسیقی، تئاتر، سینما و تلویزیون سادگی، نجاب و ترانه های حبیب را به خوبی به یاد دارند؛ غم از دست دادن مرد تنهای شب عده ی بسیار زیادی از جامعه هنری ایران را در غم و اندوه فرو برد. جمعی از دوست دارانِ هنرمند حبیب محبیان در پاسخ به سوالات مشترک سایت رویداد 24 تاکید کردند که این خواننده برجسته کشورمان برای همیشه در قلب مردم ایران جای دارد و حاشیه های ایجاد شده تاثیری بر این موضوع نخواهد داشت؛ در ادامه متن کامل پاسخ هنرمندان به این سوال از نظرتان می گذرد: مهرداد نصرتی:حبیب موسیقی را با سیاست قاطی نکرد خواننده و آهنگساز مطرح کشورمان در پاسخ به سوالی مبنی بر حس او نسبت به ترانه های حبیب گفت: فعالیت های حبیب همیشه از یک خلاقیت کاملا منحصر به فردی بهره مند بود، به این معنا که استفاده از وزن ها و ریتم های خاصی که عموما سایر خواننده ها و آهنگساز ها از آن پرهیز می کردند و قابلیت خواندن برای هر خواننده ای وجود نداشت را استفاده می کرد؛ هر خواننده ای نمی تواند از این ریتم خاص استفاده کند، حبیب با نوعی تحریر و تکنیک منحصر به فرد خود میتوانست این نوع از موسیقی را برای شنونده کاملا باور پذیر کند؛ در کارهایش از ادبیات بسیار خوبی استفاده کرده و در بسیاری از لحظات با ادبیات کهن ایران سر و کار داشته است و عموما ترانه هایش را وقتی میشنوی صاحب یک روایت است، خود من فعالیت های حبیب را بسیار دوست داشتم و به نوعی خواندن و تکنیک گیتار زدنم را از او دارم. او ادامه داد: من هیچگاه دوست ندارم موسیقی را با سیاست قاطی کنم و همیشه سعی میکنم تا این دو موضوع را از هم تفکیک کنم، حبیب هم دقیقا به همین شکل عمل می کرد، کاری انجام نداده بود و اتفاق خاصی هم در موسیقی های او وارد نشده بود، همیشه سعی می کرد عاشقانه و الهی و گاهی برای مملکت و میهنش بخواند و درکل چیز خاصی وجود نداشت، ای کاش میتوانست به روی صحنه برود چراکه حق طبیعی هر هنرمند و انسانی است تا در کشور خودش برای مردمی که او را دوست دارند بتواند روی صحنه برود که متاسفانه این قضیه برای حبیب محقق نشد، هنرمندان وظیفه دارند تا در راستای سلامتی و احساس جامعه به مردم خدمت کنند، حبیب هم از همین دست خوانندگان بود که نتوانست آن کاری را که میتواند انجام دهد. نصرتی با اشاره بر عدم تشیع جنازه حبیب از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: آن چیزی که برای من مهم است اصل اثر است، اصل ماجرا این بود که حبیب از دست رفت و حال هیچ تفاوتی ندارد که او از هرجایی تشیع شود، این ازدحام و شلوغی و بی نظمی در تشیع جنازه روایت دومی است که بنظر من هیچ اهمیتی ندارد و هنرمند جایگاهش در دل مردم است. او ادامه داد: چه مراسم بزرگ و چه بدون مراسم خاکسپاری انجام شود، بنظر من هیچ تفاوتی نمی کند و اصل ماجرا خود حبیب بود که نتوانست صدای خودرا به مردم برساند و نتوانست به کنسرت بگذارد و این حسرتی بود که حبیب با خود به خاک برد، درد بزرگی بود برایش و شاید همچنان روحش میخواهد تا دوباره به زمین بازگردد و این اتفاق برایش پیش آید؛ برای خواننده ای به این وسعت که همه او را میشناختند بسیار دردناک است که نتواند هنر خودرا به مردم عرضه کند. این آهنگساز ضمن تاکید بر اینکه حبیب وسعت بالایی در خوانندگی داشت، افزود: حبیب تحریر های خاص و منحصر به فردی برای خود داشت و نوعی موسیقی که با موسیقی راک مشتق شده بود را برای خود بوجود آورده بود، به نوعی که تاثیرگذار ترین آهنگی که تا بحال در تاریخ موسیقی ایران درباره مادر خوانده شد به جرات میتوانم بگویم آهنگ حبیب بود؛ در روایت های گذشته که افراد مسن و افرادی که درگیر موسیقی هم نبودند حبیب را به عنوان یک خواننده میشناختند؛ حبیب گوهر نایابی بود و متاسفم از اینکه نتوانست به خواسته دلش برسد. مجید خراطها: ایکاش زمانی که کنارمان بود قدرش را می دانستیم خواننده به نام موسیقی ایران گفت: همه ما در كودكي و نوجواني خاطراتي از صداي حبيب داريم كه هيچگاه نميتوانيم فراموش كنيم، هر حسي که نسبت به او داشتم بعد از شنيدن خبر فوت اش هزاران برابر شد، ای كاش زمانی که کنارمان بود قدرش را بيشتر مي‌دانستيم. خراطها با اشاره بر بازگشت حبیب پس از چند سال به ایران و درخواست برای ادامه فعالیت در زادگاهش بیان کرد: روزي هزار بار مي گویيم بسم الله الرحمن الرحيم اما به معنایش دقت نمي كنيم، خداوند با عظمت بی پایانش ميبخشد و نسبت به بندگانش مهربان است؛ حبيب جان، ببخشيد كه اينجا تو بخشيده نشدي و موجب بي مهري قرار گرفتي. او ادامه داد: برخوردهاي محبت آميز پس از مرگ به درد هیچ کس نخواهد خورد، بهتر است از اين اتفاق‌ها درس بگيريم و قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم و عكسهايي كه خانواده ی حبیب دوست ندارند را در فضای مجازی پخش نكنيم و به همه ی هنرمندان به خصوص پيشكسوتها احترام بگذاريم؛ فراموش نكنيم مسير همه ی ما به يكجا میرود. مجیط خراطها با اشاره به اینکه برای تشییع جنازه به رامسر رفت تصریح کرد: بنده برخورد های زیادی با ايشان نداشتم بجز چند ديدار در مراسم ختم مرحوم مرتضي پاشايي و چندین بار در استوديو و …، نظري نميتوانم بدهم اما انتخاب شعر، آهنگ، نوازندگي و نوع خوانش منحصر به فرد حبیب نشان دهنده شخصيت خاص هنري اش بود. او در پایان افزود: در نهايت باید بگویم، حبيب عزيز نشد تا برای رسیدن به آرزویت كه كنسرت گذاشتن در وطنت بود کمکت کنیم؛ ما فقط به فكر خودمان هستیم و تو آهسته بخواب… فلور نظری: ظالمانه ترین برخورد با حبیب شد بازیگر به نام سینما و تلویزیون گفت: حبیب هنرمندي عزيز، خوش قلب، بي حاشيه و عاشق ايران و ايراني بود. او با اشاره بر تقاضای حبیب مبنی بر صدور مجوز برای برگزاری کنسرت عمومی و عدم صدور این مجوز، بیان کرد: اين برخورد با يك هنرمند ظالمانه ترين رفتار است، چرا كه هنرمند جريان سيال هنر مملكتش است، جلوي اين جريان را گرفتن عين ِ نا آگاهي است و تاسف بار است. نظری ضمن تاکید براینکه مراسم تشیع این هنرمند فقید باید باشکوه برگزار شود، ابراز داشت: تجليلي شايسته از هنرمندي كه عاشق وطنش بود و به ايران بازگشت، و در این بازگشت بي مهري هم ديد و علاوه برآن نگذاشتند تا فعالیت كند ؛ بدون شک تجليلي شايسته حق مسلم هنرمند عزيزمان است؛ و شرکت در مراشم تشیع او كمترين كاري است كه بايد انجام داد. شهره سلطانی: حبیب کسی که شبیه هیچ کس دیگری نبود بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: حقیقتا از دوران کودکی تصویر و صدای حبیب را بخاطر دارم و او را به عنوان یک خواننده متفاوت میشناختم؛ کسی که شبیه فرد دیگری نبود و سبک خاص خودش را داشت، سبکی که عده ی بسیاری تلاش کردند تا از آن تقلید کنند و یا مشابه آن را تکرار کنند اما موفق نشدند، چون حبیب تک بود، همانند بسیاری از هنرمندان دیگری که تک هستند. او ادامه داد: من حبیب محبیان را با کارهای خاص و متفاوتش میشناسم، کارهای متفاوتی که همیشه احساسی خاص و متفاوت و خاطرات شیرینی را برای ما رقم زده است؛ اینکه بعد از سالها به وطن خودش بازگشت بسیار زیبا بود و این حتما بر این دلیل بوده است که حبیب تا چه اندازه ایران و ایرانیان را دوست داشته و بازگشت تا اگر خطایی در گذشته داشته است،تکرار میکنم اگر خطایی در گذشته داشته است، آن را جبران کند، متاسفانه در ایامی که به ایران بازگشت، به او مجوزی داده نشد و او نتوانست در وطن خودش کنسرت بگذارد و این واقعا جای تاسف دارد. این کارشناس موسیقی افزود: اگر یک هنرمند نتواند هنر خود را عرضه کند، برای جایی که متعلق به خودش است، برای مردم های همزبان خودش که احساسش را بهتر درک میکنند نتواند بخواند و کنسرت بگذارد فایده ای ندارد؛ شاید حبیب تصمیم گرفته بود تا از سالهای دوری خود بگوید، شاید تصمیم گرفته بود تا ابراز پشیمانی کند و جبران نماید، ای کاش این فرصت به او داده می شد تا همه ی حرف هایش را در قالب ترانه و صدای زیبایش به گوش هموطنانش برساند. او ادامه داد:متاسفانه شنیدم که اجازه ندادند تا حبیب عزیز از مقابل تالار وحدت تشیع شود و این یک امر بسیار عجیب است و من در تعجبم که چرا این اتفاق رخ نداد، این فرد به ایران آمد، بخشیده شد، تقدیر شد و همه ی اینا یعنی این فرد موجه است؛ یک هنرمند موجهی همچون حبیب چرا نباید پیکرش از مقابل تالار وحدت تشیع شود و در قطعه هنرمندان دفن شود؟جای تاسف دارد و ای کاش با هنرمندان ما زین پس چه زمانی که در قید حیات هستند و چه زمانی که از دنیا میروند همانطور که شایسته آنهاست برخورد شود. سلطانی در پایان افزود: تلاش میکنم تا با افتخار در مراسم تشیع این هنرمند فقید شرکت کنم؛ این هنرمند ویژگی های خاص بسیاری داشت که از جمله آنها میتوان به گزیده کاری او اشاره کرد، اینکه او مثل سایرین به آن اندازه پر کار نبود و این به این معناست که یک خواننده تا چه اندازه میتواند متفاوت باشد، حبیب فقط یک خواننده نبود، او یک آرتیست بود؛ از جمله ویژگی های خاص دیگر او میتوانم به حمایت ویژه اش از جوانان اشاره کنم، که به آنها کمک میکرد تا بیشتر شناخته شوند و این فروتنی اورا نشان میدهد؛ و در پایان ویژگی خاص تر از صدای حبیب که هیچوقت هیچکس نتوانست آن را تقلید کند ندیده ام. امیر کربلایی زاده: حبیب بخاطر مردمش  به ایران بازگشت و آرزو داشت روزی مجددا صدایش را تقدیم مردم کند بازیگر و کمدین مشهور ایران درباره حبیب گفت: حبیب برای من خاطره ساز ترانه هایی است که برعکس بسیاری از ترانه های سخیف و پوچ گذشته و امروز دارای عمق، لطافت و عشق بود. او ادامه داد: تاریخ را که ورق بزنیم بسیاری از شخصیت هارا مشاهده می کنیم که پس از سالها تصمیم گرفتند به وطن خودشان بازگردند ، و دولت این اجازه را به آنها داد و توانستند به زادگاه خود بازگردند و در آنجا آرامش بگیرند؛ همانطور که در دین و شریعت ما نیز همین رویه وجود داشته است و بسیاری از شخصیت ها در طول تاریخ اسلام با توبه توانستند بازگردند و به دین رجوع کنند و رفتار ائمه و معصومین ما نسبت به آنها با لطف و محبت بوده است. کربلایی زاده در پاسخ به سوالی مبنی بر عدم تشیع حبیب محبیان از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: شاید یک توضیح مناسب از سمت مسئولین و حداقل مطرح کردن قوانین و چارچوب های موجود در کشور نسبت به این موارد و این اتفاقات میتواند روشن کننده اذهان عمومی و تفکرات جوانانی باشد که این خبرهارا خواه و یا ناخواه دنبال خواهند کرد. این کمدین به نام کشورمان تصریح کرد: فکر میکنم قبل از اینکه صدای حبیب هم همانند صدای فرهاد از رسانه ها شنیده شود و ما به سراغ وجدانمان برویم که در زمان حیات آنها چه کارهایی برایشان انجام داده ایم و شاید در بسیاری از مواقع کارهای بزرگی را میتوانستیم برای بودن و امید داشتن آنها انجام دهیم اما انجام ندادیم، حداقلش این است که امروز از این هنرمند بدرستی و با احترام یاد کنیم، هنرمندی که بخاطر مردم و میهنش به ایران بازگشت و آرزو داشت تا روزی مجددا صدایش را تقدیم مردم کند. او در پایان افزود: شاخصه اصلی حبیب محبیان عاشق بودنش بود؛ عشق در کلام و شعرهای او کاملا پیدا بود. شراره رخام: حبیب یک فروتنی ذاتی داشت بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره بر بازگشت حبیب پس از سالیانی دور به وطن و عدم صدور مجوز برای اجرای کنسرت، اظهار داشت: واقعا از اینکه اینقدر زود ما را ترك كردند متاسفم؛ فقط ميتوانم بگویم مهمترين دليل زندگي هر انساني داشتن انگيزه است، خوشبختانه و يا متاسفانه براي یک هنرمند، پرداختن به هنرش يكي از مهمترين انگيزه هاي زندگی اوست و خدا نكند که اين فرصت و انگيزه از هنرمند گرفته شود. او ادامه داد: هنرمند بخش عظيمي از زندگي اش را صرف جامعه و مردم خواهد کرد و طبيعي است كه شايسته ترين برخوردها پس از درگذشت هر هنرمندي رخ دهد که کوچترین آن برگزاري يك مراسم باشكوه در مقابل يك عمر فعاليت آن هنرمند است و اين حق مسلم هر هنرمندی است تا با احترام هر چه تمامتر مراسم خداحافظي اش برگزار شود. رخام در پایان اضافه کرد: حبیب یک فروتنی و اصالتي ذاتي در كنار عشق به مردم و كشورش داشت. رویا بختیاری: کاش وزارت ارشاد به دوست داشتنی های مردم بیش از این بها می داد بازیگر تئاتر کشورمان در وصف حبیب محبیان گفت: یک صدای دلنشین و با احساس و پر حجم که از دوران کودکی تا امروز همراه ما بود و همه ی اعضای خانواده دوستش داشتیم، بزرگتر که شدم شعرهای انتخابی حبیب را بیشتر پسنديدم و برایم خاص تر هم شدند، در گیتار نوازی هم که بسیار قدرتمند بودند؛ به طور کلي من صدای سه خواننده رو از دوران قدیم تر بسیار دوست دارم: مرحوم فریدون فروغي، مرحوم فرهاد مهراد و مرحوم حبیب محبيان و بسیار متاسفم که آخرین بازمانده ی صداهای خاص من هم از دنیا رفت. بختیاری با اشاره بر ماجرای بازگشت این خواننده به ایران افزود: این برخورد اصلا درست نبود، او بازگشته بود تا ابهامات را برطرف کند، به هر دلیلی هنگامیکه طرف دوم از صحبت و تعامل و رفع ابهام می گريزد، منطق حکم می کند که طرف دوم مقصر است؛ ضمن اینکه اصولا حبیب از آن دسته خواننده های خوشنام و اخلاقمند و شریف محسوب می شد که در این دوره و زمانه ناياب هستند، به اضافه ی اینکه در برخورد با هنرمندی این چنینی و کمیاب بحث اصلی یعنی محبوبیت این شخصیت در بین مردم، هنر خاص و منحصر به فردش و نجابت رفتاری اش، باید حتما در نظر گرفته می شد. او ادامه داد: چه بسا با حضور این هنرمند روی استيج خیل عظیمی از مخاطبین موسیقی از سمت شبکه های ماهواره ای و کانال های غیر مجاز به سمت ایشون کشیده می شدند و بد هم نبود که بسیاری متوجه می شدند در کشور ما هم به هنرمند مردمی و خاص و اخلاق گرا-هر چند از دوران قدیم- توجه می شود و هنرش قابل احترام است، به خدا که ارزش صدا و سبک مرحوم حبیب بیش از یک سری حرف های تکراری و کهنه و دل چرکین کننده بود. این هنرمند با اشاره بر مخالفت اداره ارشاد مبنی بر تشیع جنازه حبیب محبیان از مقابل تالار وحدت، بیان کرد: مگر درجه ی هنری ای که حبیب از مردم دریافت کرد و محبوبیتی که در بین مردم داشت و دارد با معیاری قابل اندازه گيري است؟ حالا بماند که هنوز هم به طور شفاف مشخص نشده است که مرحوم حبیب چه اشکالات هنری، اخلاقی، رفتاری، اعتقادی و فرهنگی داشتند که تا این حد مورد بی مهری وزارت ارشاد قرار گرفتند. او ادامه داد: هنگامیکه ترجیح مرحوم حبیب ادامه فعالیت و زندگی در ایران و خواندن برای مردم خودش تا خواندن روی استيج های خارج از کشور بود، خود به تنهایی قابل تقدیر و تعمق نیست؟ در زمان حیات مجوز اجرای کنسرت به ایشون ندادند، پس از مرگ هم اجازه دفن در قطعه ی هنرمندان را به بازماندگان ایشون ندادند، مگر ما چندحبیب داشتیم و داریم؟ این عزیزان از اقوام من نیستند ولی افراد عادی هم نیستند، هنرمندان محبوب مردم بودند، اين افراد متعلق به مردم هستند و برای خود زندگی نمی کردند. بختیاری اضافه کرد: صاحب عزای این عزیزان مردم بودند و هستند و ای کاش وزارت ارشاد محترم به دوست داشتنی های معقول و نجیب مردم بیش از این حرف ها بها می داد و بها بدهد، این عزیزان به لحاظ اخلاقی هم طبق نقل قول هایی که شنیده شده است بسیار موجه و نجیب و شریف بودند، بنابراین سوگواری آنها و مناسک و محل دفن آنها هم باید درخور مردم و دوست داران این هنرمند باشد؛ این که مرحوم حبیب در قطعه ی هنرمندان دفن نشدند، منصفانه نیست. اگر از تالار وحدت پيکرشون تشييع می شد، به هر ترتیبی که امکان داشت در مراسم حاضر می شدم چراکه این از یک طرف یک دين قلبی به صدای خوش دوران کودکی من است و از طرفی دیگر یک وظیفه است برای تنها نبودن بازماندگان اون مرحوم بر اساس اعتقادات مذهبی و فرهنگی که من دارم. رویا بختیاری در پایان با اشاره براینکه متاسفانه من شناخت خیلی نزدیک با روحیات این هنرمند نداشتم اظهار داشت: به لحاظ سبک خواندن و نواختن بی نظیر بودند و همیشه صدای این هنرمند بوی بارون و لالایی و عشق را برایم تداعی می کند؛ یک حس نایاب و تکرار نشدنی که فقط از صدای مرحوم حبیب می گیرم و اینگونه برای من همیشگی شدند.   نیما جوادی: موسیقی حبیب شریف بود نویسنده و آهنگساز کشورمان ضمن تاکید براینکه حبیب فردی نجیب، مهربان و با ایمان بود، اظهار داشت: موسیقی حبیب، صدایش و همچنین انتخاب ترانه هایش خاص خودش بود و تحت هیچ شرایطی نه در زمانیکه در آمریکا فعالیت میکرد و چه در زمانی که دوباره به ایران آمد هرگز نگرش و شیوه خود را تغییر نداد، حبیب هیچگاه تحت تاثیر فضای آمریکا و فضای قالب موسیقی در ایران قرار نگرفت؛ به طور کلی میتوان گفن موسیقی او شریف بود. جوادی اضافه کرد: این نوع برخوردهایی که پس از بازگشت این هنرمند به ایران اتفاق افتاد نه تنها با حبیب، بلکه با هیچ انسانی صحیح نیست؛ او هم باید همانند هر هنرمند دیگر در ایران تشیع شود، حبیب از بسیاری از به اصطلاح هنرمندانی که در این چند سال اخیر در تالار وحدت تشیع شده اند شایسته تر است، هم از لحاظ شرافت در موسیقی اش، هم شرافت انسانی اش این کمترین حق اوست. آتنا حبیبی: عدم صدور مجوز فعالیت برای يك هنرمند صاحب سبك عميقا شرم آور است بازیگر سینما و تئاتر با اشاره بر خبر ناگوار صبح جمعه(21خردادماه) گفت: مرحوم حبيب محبيان براي من سرشار از يادآوري خاطرات خوب و نوستالژي بوده و خواهد بود؛ او سالها از ايران دور بود و وقتي با وعده و وعيدهاي شيرين متقاعد شد به ايران برگردد تصوري راجع به اين موضوع نداشت كه ممكن است دچار چنين سرنوشت غم انگيزي شود، شايد اگر شناخت عميق تري نسبت به جَو حاكم بر ايران داشت تا به این اندازه خوش بينانه اين پيشنهاد را قبول نمي كرد كه برگردد؛ به نظرِ من عدم صدور مجوز ادامه فعالیت در ایران برای يك هنرمندِ پيشكسوت و صاحب سبك عميقا شرم آور است. او ادامه داد: قطعا لياقتِ اين هنرمند عزيز و خوش صدا بيش از اين هاست، چه از مقابل تالار وحدت و چه از مقابل منزل ايشان مراسم تشیع صورت بگيرد چيزي از ارزش حبيب محبيان كم نمي شود. حبیبی در پایان تصریح کرد: به نظرم چيزي كه حبيب را نسبت به اكثر هم دوره هاي خودش متمايز مي كند انتخاب ترانه هاي متفاوت و نوع موسيقي اش بود، و رگه هايي از موسيقي راك كه هميشه در كارهايش وجود داشت. شیوا خسرومهر: مردم ایران صدایی گوشنواز حبیب را هیچگاه فراموش نخواهد کرد بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ابراز داشت: جناب حبیب محبیان بسیار برای من خوش خاطره هستند، خاطرم است کودک که بودم، همیشه هنگامی که پدر، مادر را کار داشت می شنیدم، شهلای من کجایی؟ و قبل از آنکه بقیه ترانه را بخواند، مادرم می گفت : اینجام؛ یا زمانی که اشرف خانم، همسر عمو احمدم فوت کرد، عمو مدام ترانه ی مادر حبیب را میخواند و گریه می‌کرد. او ادامه داد: من کودک بودم اما با اسم و صدای حبیب بسیار بسیار خاطره دارم؛ مگر امکان دارد که ایرانی بود و با صدای حبیب، خاطره نداشت؟؛ او هنرمندیست تکرار نشدنی و من مطمئن هستم که مسئولین بیشتر از آنچه که من و شما فکر می کنیم، برای او وخانواده ی محترمش در این شرایط، احترام قائل هستند. خسرومهر با تاکید براینکه قطعا برای همدردی و عرض تسلیت در مراسم تشیع و تدفین این هنرمند شرکت خواهم کرد، افزود: احترام به هر انسان، به هر ایرانی، به هر هنرمند و به هر شخصیتی که زودتر از من به سمت معبودم میرود، این وظیفه را بر دوش من می گذارد، چراکه تسلیت کوچکترین نوع تسکین به یک خانواده داغدار است. مدرس حرفه تئاتر در پایان اضافه کرد: حبیب مردی بسیار شریف و مهربان، با صدایی گرم و دلنشین بود، صدایی که بدون شک هر فردی که یکبار آن را بشنود محال است آن را به باد فراموشی بسپارد، صدایی بسیار گوشنواز او هیچگاه از یاد مردم ایران فراموش نخواهد شد.

نحوه برخورد با حبیب عميقا شرم آورست

فیلم سریال آهنگ

ستاره سری A خواهان پیوستن به لیورپول

ستاره سری A خواهان پیوستن به لیورپول
هافبک قرضی باشگاه امپولی با رد پیشنهادات خود در انتظار پیوستن به لیورپول قرار دارد.

ستاره سری A خواهان پیوستن به لیورپول

هافبک قرضی باشگاه امپولی با رد پیشنهادات خود در انتظار پیوستن به لیورپول قرار دارد.
ستاره سری A خواهان پیوستن به لیورپول

گوشی موبایل

پیش‌بینی احتمال خودکشی برای متخصصان دشوار است

پیش‌بینی احتمال خودکشی برای متخصصان دشوار است

کارشناسان در بررسی‌های خود برای یافتن راه‌حلی به منظور شناسایی افراد مستعد اقدام به خودکشی به دنبال زیست‌شاخص‌هایی از قبیل الگوی فعالیت مغز در اسکن MRI یا سطح هورمون‌های استرس در خون هستند که با افکار مرتبط با خودکشی و اقدام به آن مرتبط است.آنان الگوریتم‌های کامپیوتری را طراحی کرده که با ده‌ها هزار اطلاعات پر می‌شوند تا مقیاس‌های خطر را ارزیابی کنند. همچنین الگوی خواب و حتی پاسخ‌ها به برنامه‌های کامپیوتری خاص که گرایشات ناخودآگاه به “خود آسیب‌زنی” را نشان می‌دهد، بررسی کردند.به گفته کارشناسان، این نیاز به شدت احساس می‌شود. واقعیت این است که برای روانشناسان و روانپزشکان تشخیص دقیق اینکه چه افرادی احتمال دارد دست به خودکشی بزنند، دشوار است. محققان دانشگاه هاروارد و بیمارستان عمومی ماساچوست دریافتند پزشکان در پیش‌بینی احتمال اینکه بیمار مراجعه‌کننده به روانشناس طی شش ماه ممکن است دست به خودکشی بزند دقیق نیستند.به گزارش شبکه خبری فاکس نیوز، همچنین فاکتورهای خطرزای تایید شده همچون مذکر بودن، داشتن سابقه بیماری روانی و حضور در شرایط استرس زا برای شناسایی افراد مستعد به خودکشی کافی نیست.

پیش‌بینی احتمال خودکشی برای متخصصان دشوار است

کارشناسان در بررسی‌های خود برای یافتن راه‌حلی به منظور شناسایی افراد مستعد اقدام به خودکشی به دنبال زیست‌شاخص‌هایی از قبیل الگوی فعالیت مغز در اسکن MRI یا سطح هورمون‌های استرس در خون هستند که با افکار مرتبط با خودکشی و اقدام به آن مرتبط است.آنان الگوریتم‌های کامپیوتری را طراحی کرده که با ده‌ها هزار اطلاعات پر می‌شوند تا مقیاس‌های خطر را ارزیابی کنند. همچنین الگوی خواب و حتی پاسخ‌ها به برنامه‌های کامپیوتری خاص که گرایشات ناخودآگاه به “خود آسیب‌زنی” را نشان می‌دهد، بررسی کردند.به گفته کارشناسان، این نیاز به شدت احساس می‌شود. واقعیت این است که برای روانشناسان و روانپزشکان تشخیص دقیق اینکه چه افرادی احتمال دارد دست به خودکشی بزنند، دشوار است. محققان دانشگاه هاروارد و بیمارستان عمومی ماساچوست دریافتند پزشکان در پیش‌بینی احتمال اینکه بیمار مراجعه‌کننده به روانشناس طی شش ماه ممکن است دست به خودکشی بزند دقیق نیستند.به گزارش شبکه خبری فاکس نیوز، همچنین فاکتورهای خطرزای تایید شده همچون مذکر بودن، داشتن سابقه بیماری روانی و حضور در شرایط استرس زا برای شناسایی افراد مستعد به خودکشی کافی نیست.

پیش‌بینی احتمال خودکشی برای متخصصان دشوار است

گوشی موبایل