تیتر امشب/ مشکلات ثبت نام دانش آموزان در مدارس

تیتر امشب/ مشکلات ثبت نام دانش آموزان در مدارس
رئیس پروژه مهر و ستاد ثبت نام مدارس می گوید: بحث دریافت شهریه در مدارس دولتی جزء مهمترین و اولویت شاکایات مردم نبوده است.
۲۲:۳۸ – ۱۳۹۵ یک شنبه ۲۶ اردیبهشت


تیتر امشب/ مشکلات ثبت نام دانش آموزان در مدارس

رئیس پروژه مهر و ستاد ثبت نام مدارس می گوید: بحث دریافت شهریه در مدارس دولتی جزء مهمترین و اولویت شاکایات مردم نبوده است.
۲۲:۳۸ – ۱۳۹۵ یک شنبه ۲۶ اردیبهشت


تیتر امشب/ مشکلات ثبت نام دانش آموزان در مدارس

بک لینک رنک 3

ganool review

روایت شاهدان از2خودکشی اخیر پایتخت

روایت شاهدان از2خودکشی اخیر پایتخت

همه چیز سرجایش بود، اتوبوس‌ها، تاکسی‌های زرد و سبز، راننده‌های نشسته روی جدول و منتظر مسافر، پسرک گوجه‌سبزفروش گوشه میدان و پیرمرد گل‌فروشی که چند سطل گل زنبق و رُز را جابه‌جا و ریشه‌هایشان را قیچی می‌کرد. بعدازظهر پنجشنبه همه در میدان رسالت سرجایشان بودند، جز آن جوان 28 ساله؛ همان که تا قبل از ظهر آن روز، هیچ‌کس او را ندید، قصه‌اش را نشنید و نشناخت.   هیچ‌کس صدای پایش را نشنید که از پله‌های دودی رنگ پل عابر پیاده بالا می‌رفت اما وقتی ایستاد، یک پایش را به سمت نرده فلزی بالا برد و دیگری را دنبالش کشید، همه او را دیدند، راننده تاکسی‌های ضلع غربی میدان که با خودروهای پُرمسافر درحال آزاد کردن ترمز دستی بودند، مسافران همان تاکسی‌ها، عابرانی که روی پل هوایی بودند، خودرو‌هایی که از روبه‌رو می‌آمدند، در آن ساعت شلوغ پایان هفته، همه او را دیدند.   جوان مصمم بود، نگاهش را به پایین دوخته و بدون توجه به خودروی آمبولانسی که درست زیر پایش متوقف شده بود، خودش را پرت کرد. او درست روی سقف آمبولانس سقوط کرد، زنده ماند اما به گفته مسئولان اورژانس تهران، چند جایش شکست و به بیمارستان منتقل شد.   خودکشی‌های مکرر روی پل عابر   24 ساعت نگذشت که دوباره میدان رسالت و پل هوایی‌اش و ایستگاه تاکسی‌ها، مثل هر روز دیگر شد. عابران از ارتفاع 10 متری پل، به دست‌تکان‌دادن کاغذهای تزیینی نرده‌های پل در نسیم بهاری نگاه می‌کردند. مردم آن بالا، عکس می‌گرفتند و با قدم‌هایشان این‌طرف خیابان را به آن‌طرف می‌دوختند.   ماجرای پنجشنبه برای اهالی ضلع غربی میدان رسالت هنوز زنده بود. آنها سقوط جوان را دیده بودند. «علی» یکی از آنهاست. راننده تاکسی زردرنگی که 17 ‌سال است در رسالت رانندگی می‌کند. او حالا در خط رسالت – پاسداران کار می‌کند. چشمان سبزش را ریز می‌کند و با دست چپش آن سمت پل را نشان می‌دهد: «مسافر زده بودم و داشتم دور می‌شدم که دیدم مردی خودش را به پایین پل پرت کرد. شوکه شدم. خودرو را نگه داشتم و دیدم که بنده‌خدا روی آمبولانس افتاده. دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. خیلی شلوغ شده بود و مردم از بالا و پایین پل به ماجرا نگاه می‌کردند.»   اکبر، راننده دیگری است که صحنه بعد از سقوط را دیده: «وقتی آن جوان افتاد، ماموران اورژانس او را بلند کردند اما او روی زمین نشست و پاها را در شکمش جمع و دستش را لابه‌لای سرش پنهان کرد. صحنه ناراحت‌کننده‌ای بود.»   اکبر و علی، قبلش را ندیده بودند: «ما وقتی متوجه پرت شدن آن جوان شدیم که آمبولانس آمده بود. کل ماجرا خیلی طول نکشید، شاید دو دقیقه.» آنها حرف برای گفتن زیاد داشتند. علی در همه این سال‌هایی که در منطقه کار می‌کند، بیشترین خودکشی‌ها را در همین دو‌سال اخیر دیده، آن هم از روی این پل، پل طولانی عابر پیاده رسالت: «دو سالی می‌شود که این پل را ساخته‌اند. من تا حالا چهار مورد خودکشی را روی همین پل دیده‌ام. زنی که چندماه پیش خود را از بالای پل پرت کرد و ما فقط چادرش را دیدیم. یک دختر جوان هم بود. همه جز این مورد آخر که می‌گویند زنده است، جان دادند.»   ارتفاع پل روی خیابان 10 متری می‌شود. از آن بالا، بالای پل عابر پیاده، صحنه ترسناک است. خودرو‌ها با سرعتی که کمتر از 80 کیلومتر در ساعت نیست، می‌تازند. یک لحظه امان نمی‌دهند. اگر فرد به‌خاطر سقوط جان ندهد، قطعا زیر لاستیک‌های بی‌رحم خودرو‌ها خرد می‌شود.   پلی بدون حفاظ   «فرهاد» هشت‌ سال است که در ضلع غربی میدان رسالت، رانندگی می‌کند. او می‌گوید: «این پل حفاظ ندارد. بارها به شهرداری گفته‌ایم که این پل خطرناک است، حالا نه فقط برای اقدام به خودکشی، حتی برای کسانی که ممکن است آن بالا، مشکلی برایشان پیش آید، متاسفانه توجهی نمی‌کنند.»   فرهاد هم قبلا شاهد خودکشی‌هایی روی این پل بوده، معروف‌ترینش هم زنی بود که چندماه پیش خودکشی کرد و مدت‌ها درباره‌اش حرف می‌زدند: «همین چندوقت پیش زنی را دیدم که آمد داخل ایستگاه تاکسی و خیره به پل عابر نگاه می‌کرد. از او ماجرا را جویا شدم. گفت که می‌خواهد برود آن بالا و خودش را پرت کند. مشکلات خانوادگی داشت. با او صحبت کردم و آن روز منصرف شد. نمی‌دانم شاید یک روز هم برگشت و تصمیمش را عملی کرد.»   او حرف‌های دیگری هم می‌زند: «این اتفاقات تاثیر منفی زیادی در جامعه دارد. اینجا قبل از این پل، هیچ چیز نبود، از وقتی پل را ساختند، هر از چند گاهی از این اتفاقات روی آن می‌افتد، انگار یک جایی که معروف به کاری می‌شود، بقیه را برای انجام همان کار در همان محل ترغیب می‌کند. مردم مشکلات زیاد دارند، از همه بیشتر هم فشار مالی است.»   «حمید»، شبیه کارتن‌خواب‌هاست. راننده تاکسی نیست، همان اطراف میدان می‌خوابد، زندگی می‌کند. کنار پیاده‌رو خوابیده بود که چندماه پیش زن مشکی‌پوش، درست کنارش سقوط کرد: «از صدای برخورد زن با آسفالت از جا پریدم، نفهمیدم چه اتفاقی افتاده، هر چه با او حرف زدم، دیدم جان داده، خون همه‌جا را گرفته بود. بعد از این اتفاق تا چندماه نتوانستم آنجا بخوابم.»   او شاهد صحنه دیگری از خودکشی هم بوده: «یک روز دیدم دختر و پسری پایین پل مشغول جروبحث هستند، تا بالا هم رفتند، آن بالا درگیری‌شان بیشتر شد. دختر پسر را تهدید می‌کرد. ناگهان بالای نرده‌ها رفت و خودش را به پایین پرت کرد. پسر دستش روی چشمانش بود و گریه می‌کرد. این صحنه هم خیلی ناراحت‌کننده بود.»   او خاطره دیگری هم دارد: «یک‌بار هم مامور پلیس یک نفر را دنبال می‌کرد. آنها روی پل رفتند و ناگهان همان که در حال فرار بود، خودش را به پایین پرت کرد». حمید، سیگارش را دود می‌کند و می‌رود تا چرت بعدازظهر را بزند. علی و فرهاد هم که منتظر پر شدن تاکسی‌ها بودند، راهشان را می‌گیرند و می‌روند. پل از عابران پیاده خالی نمی‌شود.   پلی که به «مرگ» معروف شد   از میدان رسالت تا میدان میرداماد در یک روز عادی، کمی بیشتر از نیم‌ساعت رانندگی دارد، اما در روز تعطیل، این مسیر به کمتر از 15 دقیقه می‌رسد. تا پل عابر پیاده هم راه زیادی نیست؛ همان پلی که از یازدهم اردیبهشت‌ماه، خاطره مرگ مردی را تداعی می‌کند، مرد 65 ساله طوسی‌پوش. هیچ‌کس نفهمید آن روز او چگونه خودش را از پله‌های نارنجی‌رنگ پل عابر پیاده بالا برد، طناب را وصل و خودش را حلق‌آویز کرد. پلی که یک سمتش بوستانی با گل‌های قرمز و صورتی است و یک سمتش هم ساختمانی درحال ساخت. حالا هربار راه رفتن روی آن، خاطره تلخی را یادآور می‌شود.   «مژده»، مغازه شیرینی‌فروشی دارد. فاصله مغازه تا پل هوایی کمتر از 20 متر است. اما آن روز او هیچ صدایی نشنید: «چقدر عجیب، اصلا خبر ندارم، چطوری این اتفاق افتاد؟» اینها را با تعجب می‌پرسد. کارگر طباخی که چند قدم به این شیرینی‌فروشی آب گوشت را در جوی آب خالی می‌کند، اطلاعات بیشتری دارد: «من پشت میز کار بودم که متوجه شلوغی جمعیت شدم. وقتی خوب نگاه کردم، دیدم مردی خودش را از بالای پل آویزان کرده. خیلی صحنه دلخراشی بود.»   نیازی نبود «محمود»، آن روز حتی از مغازه خارج شود. از همان پشت میزش هم می‌توانست صحنه را ببیند: «ساعت حدود پنج بعدازظهر شنبه بود. همه به سمت پل می‌دویدند. خیابان به‌سرعت بسته و آنقدر شلوغ شد که دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست تردد کند. ترافیک تا میدان محسنی سنگین بود». محمود با چشم به شاگرد طباخی علامت می‌دهد که برای مشتری بشقاب ببرد. او حرف‌های دیگری می‌زند: «همه داشتند از این اتفاق فیلم می‌گرفتند. هیچ‌کس جلو نمی‌رفت.» خودش هم فیلم گرفته بود: «جسد نیم‌ ساعت آن بالا آویزان بود تا آتش‌نشانی آمد و او را جابه‌جا کرد.»   اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «به این پل می‌گویند پل مرگ.» می‌پرسم: «بعد از خودکشی این مرد؟» این‌بار «سجاد»، کارگر دیگر، جواب می‌دهد: «دو روز بعد از این ماجرا، حدود ساعت 4:30 صبح، یک دختر حدوداً 20 ساله رفت بالای پل و می‌خواست خودش را پرت کند. کارگر شهرداری مشغول جارو زدن بود که متوجه او شد و پلیس را خبر کرد. آتش‌نشانی و پلیس هم آمدند و جلویش را گرفتند.»   کارگر دیگری ادامه می‌دهد: «دختر می‌خواست فرار کند، اما ماموران او را گرفتند و بردند.» از آن روز به بعد، پل میرداماد برای اهالی محل و کسبه «پل مرگ» است. «سجاد» و همکارانش، یک ماهی می‌شود در این طباخی مشغول به کار هستند، اما در همین مدت کوتاه شاهد دو حادثه تلخ بودند؛ حادثه‌هایی که با شایعاتی همراه بود: «ما شنیدیم که این مرد، در نامه‌ای که از خودش به‌جا گذاشته بود، پیامی برای مسئولان نظام داشته و از فقر و این مسائل صحبت کرده.»   حالا درست پس از آن اتفاق تلخ، روی همین پلی که برای اهالی آن محل یادآور مرگ است، پیام امید نوشته شده: «هر صبح که بیدار می‌شویم به یاد بیاوریم چقدر ارزشمند است که می‌توانیم نفس بکشیم، فکر کنیم، لذت ببریم و عشق بورزیم.»   4020 نفر‌ سال گذشته خودکشی کردند   پایتخت در یک ماهی که گذشت تنها شاهد این سه خودکشی‌ موفق و ناموفق نبود. دهم اردیبهشت‌ماه، یک روز قبل از ماجرای میرداماد بیمار 50 ساله‌ای در بیمارستان میلاد خودش را از بالای اورژانس این بیمارستان به پایین پرت کرد. او زنده ماند اما علت اقدام به خودکشی‌اش همچنان مبهم است. قبل از آن هم در ششم اردیبهشت‌ماه، دختر 18 ساله‌ای خودش را از روی پل ولایت اتوبان نیایش پرت کرد. ماجرای خودکشی‌های دنباله‌دار در تهران حالا، خیلی‌ها را نگران کرده است. براساس آخرین آماری که سازمان جهانی بهداشت منتشر کرده هر 40 ثانیه یک نفر به علت خودکشی کشته می‌شود، این یعنی سالی حدود 800 هزار نفر. از این آمار 4069 نفر را ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند. طبق این آمار که ایران را در رتبه بیستم از میان صد کشور جهان قرار می‌دهد، روزانه حدود 11 نفر در ایران خودکشی می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد، هر هفته 77 مورد خودکشی در ایران رخ می‌دهد. سازمان پزشکی قانونی اخیرا از کاهش 1.8 درصدی میزان خودکشی در ایران خبر داده، خبری که تاکید می‌کند در‌ سال 94، 4020 نفر در پی خودکشی جانشان را از دست داده‌اند.   خودکشی‌های خیابانی تهران و یک پیام قهرآمیز   رابعه موحد – روانشناس – می‌گوید:‌برای بررسی خودکشی‌های اخیر در خیابان‌های تهران و این‌که آیا آنها تقلیدی بوده‌اند یا نه، باید اول از همه در ملاء‌عام بودن آنها را بررسی کرد. باید دید این روش خودکشی چه داشته که به مذاق تعدادی از افراد خوش آمده است. من معتقدم این روش خودکشی در روزهای گذشته یک اعتراض برای این‌که افراد بگویند این مسأله، مسأله خصوصی من نیست؛ در روانشناسی ما دو نوع خودکشی را بررسی می‌کنیم؛ یکی خودکشی‌هایی است که می‌خواهند نجات پیدا کنند؛ مثلا کسی که می‌خواهد خودکشی کند، قبل از آن به نزدیکانش اطلاع می‌دهد.   وی می‌افزاید: این نوع خودکشی صدای زندگی است؛ نه ناامیدی. اما در نوع دیگر خودکشی فرد خودکشی می‌کند چون دیگر نمی‌خواهد زندگی کند برای همین به کسی اطلاع نمی‌دهد و آماده مرگ است. خودکشی‌های اخیر جزو دسته دوم است. موضوع این خودکشی‌ها عموما اختلافات خانوادگی نیست؛ بلکه اجتماعی است؛ موضوع آن بیکاری و قرض و فقر است، شرایطی است که امیدی به آن نیست و کسی هم شنونده آن نیست. افراد برای اعتراض‌های اجتماعی نامه نمی‌نویسند؛ چون کسی آنها را نمی‌شنود و فرد با مرگش پیام را می‌رساند. مثلا کسی خودش را نمی‌کشد که نجاتش بدهند و او را به بیمارستان ببرند و از او دلیل خودکشی‌اش را بپرسند.   موحد با بیان اینکه “شیوه خودکشی‌های اخیر تقلیدی است”، می‌گوید: موضوع دیگر نحوه اطلاع‌رسانی در این‌باره است. ما همیشه می‌خواهیم بگوییم صدایش را درنیاور؛ من با این مخالفم. اتفاقا باید درباره این خودکشی‌ها اطلاع‌رسانی شود و تا باعث خودکشی نمی‌شود؛ هرچند ممکن است باعث تبلیغ فرم آن شود.   ایمن‌سازی پل‌ها، راهی برای مقابله با خودکشی   داوود براتی – معاون پیشین پیشگیری آتش‌نشانی تهران – نیز اظهار می‌کند: کسی که در شرایط روحی بد و مستعد خودکشی است، می‌تواند در محیط‌های مختلف مانند محل کارش، منزل و جاهای مختلف این کار را انجام دهد. نکته‌ای که درباره خودکشی‌های خیابانی مهم است این است که با نگاهی به کدها و مولفه‌های شهری، باید پل‌ها، اماکن عمومی و تاسیسات عمومی شهر را تا جایی که می‌توانیم امن کنیم تا جلوی این خودکشی‌ها گرفته شود. این کار را می‌شود با تکمیل حفاظ‌ها و با استفاده از یک‌سری موانع به‌راحتی انجام داد. این چیزی است که مستلزم صرف هزینه، طراحی و اجرای صحیح است. به‌هرحال ما می‌خواهیم سیمای شهری‌مان هم زیبا باشد و حفاظ‌ها را باید براساس فاصله میانی شبکه حفاظ و حفره‌ها طراحی کرد؛ مثلا شهرداری و مهندس طراح و… می‌توانند این کدها را طوری طراحی کنند که امکان سقوط نباشد یا خیلی کم باشد.   وی می‌افزاید: درحال حاضر، ارتفاع حفاظ پل‌ها 120 سانتیمتر است و برای جلوگیری از پرتاب شدن کودکان و نوجوانان مناسب است ولی برای بزرگسالان مناسب نیست و می‌تواند بلندتر شود. همه اینها برای جلوگیری از آسیب‌هایی است که خودکشی یک نفر علاوه بر خودش به بقیه می‌زند؛ مثلا کسی که دارد خودش را پرت می‌کند می‌تواند بیفتد روی خودرو و ابعاد حادثه بیشتر می‌شود و به جای یک نفر چند نفر آسیب می‌بینند. یا خودروهای عبوری که درحال رد شدن هستند، صحنه پرتاب شدن را می‌بینند و حواسشان پرت می‌شود و تصادف می‌کنند. در اماکن شهری رویکرد باید این باشد که ایمن‌سازی کامل اتفاق بیفتد و جلوی سقوط افراد بزرگسال هم گرفته شود. این اقدام نیاز به این دارد که کمیته‌ای از افراد متخصص از جنبه‌های مختلف مسأله را بررسی کنند، چون مولفه‌هایی که در این قضیه تاثیر دارند یکی، دو تا نیستند. شاید به هرحال این اقدامات، تعداد آنهایی را که خودکشی می‌کنند پایین نیاورد ولی به هرحال محیط شهری را می‌توان از این استرس و بدآموزی خالی کرد تا بقیه نبینند.   خودکشی‌های اخیر تهران اتفاقی است یا تقلیدی؟   سامان توکلی – روان‌پزشک، دبیر انجمن روانپزشکان ایران – نیز می‌گوید: خودکشی پدیده‌ روانی‌ – اجتماعی پیچیده‌ای است که تحت تأثیر عوامل مختلفی، از عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی تا عوامل خردتر خانوادگی و بین‌فردی تا عوامل فردی و شخصیتی و اختلالات روان‌پزشکی قرار دارد. انعکاس چند مورد خودکشی اخیر در تهران، در رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌ها و شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی، نگرانی‌هایی را درباره‌ احتمال وقوع پدیده خودکشی تقلیدی ایجاد کرده است. در همین زمینه توجه به جایگاه و نقش رسانه جلب شده است که یک سو می‌تواند در ایجاد و تشدید چنین پدیده‌ای نقش داشته باشد و از سوی دیگر می‌تواند موجب توجه جامعه و مسئولان و مردم به پدیده خودکشی، و آگاهی‌بخشی به آنان در این زمینه و در نهایت به پیشگیری یا کاهش موارد خودکشی کمک کند.   وی ادامه می‌دهد: در این میان موضوع خودکشی تقلیدی و نقشی که انعکاس اخبار خودکشی‌ها می‌تواند در این پدیده داشته باشد موجب شده توصیه شود که در انعکاس اخبار خودکشی در رسانه‌ها حساسیت‌ها و دقت‌هایی لحاظ شود. باید توجه داشت که از این توصیه برداشت‌هایی نادرست نشود. نکته‌ اول این که وقتی از نقش رسانه در وقوع پدیده‌ خودکشی تقلیدی صحبت می‌کنیم، منظور آن نیست که دلیل اول و آخر افرادی که ممکن است در آن زمینه دست به خودکشی بزنند این است که رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند. موضوع این است که افرادی که به دلایل دیگر، از قبیل وجود اختلال روان‌پزشکی مانند افسردگی، یا مسایل بین‌فردی و خانوادگی، یا عواملی مانند بی‌کاری و شکاف طبقاتی و مانند آن، مستعد اقدام به خودکشی هستند، ممکن است تحت تأثیر انعکاس خبر خودکشی که بدون رعایت حساسیت‌های لازم انجام شده‌اند، قرار بگیرند و اقدام به خودکشی کنند.   توکلی با طرح این پرسش که “آیا خودکشی‌های اخیر در تهران را باید خودکشی تقلیدی تلقی کرد؟” می‌گوید: به هر حال، انعکاس تعدادی از موارد خودکشی که در سطح شهر تهران و در ملاء عام انجام شده بودند باعث می‌شود این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که نکند با انعکاس بدون حساسیت اخبار آن، پدیده‌خودکشی تقلیدی شکل بگیرد یا تشدید شود و طبیعتا توجه داشتن به آن و توجه دادن مردم و مسئولان و رسانه‌ها از احتمال وقوع این پدیده لازم و مفید است. به ویژه شباهت‌هایی نسبی که در شکل خودکشی و نیز موقعیت جغرافیایی (شهر تهران) وجود دارد، این فرضیه را مطرح می‌کند. اما برای این که بتوانیم بگوییم این خودکشی‌ها تقلیدی بوده‌اند، نیاز به اطلاعات بیش‌تر وجود دارد. مثلا هنوز نمی‌دانیم که آیا در این روزها تعداد موارد خودکشی یا خودکشی در ملاء عام بیش‌تر از دوره‌های زمانی مشابه در گذشته بوده است یا صرفا انعکاس رسانه‌ای بیش‌تری داشته است. پاسخ به این سؤال را نهادها و سازمان‌هایی، مانند سازمان پزشکی قانونی، اورژانس تهران و وزارت بهداشت، می‌توانند بدهند.   بر اساس آمارهایی که ایران به سازمان بهداشت جهانی ارایه کرده است و در مستندات سازمان بهداشت جهانی اعلام شده است، نرخ خودکشی در سال 2002 در ایران 2.7 و در سال 2012 برابر با 2.5 در صدهزار نفر بوده است که کم‌تر از میانگین جهانی است. اخیرا هم یکی از مسئولان وزارت بهداشت در رسانه‌ها اعلام کرد. که آخرین نرخ برآوردشده حدود 3 در صدهزار است. البته آمار سازمان پزشکی قانونی از مرگ ناشی از خودکشی رقم بالاتری است. به هر حال، با توجه به آمارهای موجود، و به فرض دقیق بودن آن‌ها، به طور کلی وضعیت ایران از نظر خودکشی وضعیتی بحرانی نیست اما توجه دادن به این است که حتی جلوی یک مورد مرگ ناشی از خودکشی را هم اگر می‌توان باید گرفت.

روایت شاهدان از2خودکشی اخیر پایتخت

همه چیز سرجایش بود، اتوبوس‌ها، تاکسی‌های زرد و سبز، راننده‌های نشسته روی جدول و منتظر مسافر، پسرک گوجه‌سبزفروش گوشه میدان و پیرمرد گل‌فروشی که چند سطل گل زنبق و رُز را جابه‌جا و ریشه‌هایشان را قیچی می‌کرد. بعدازظهر پنجشنبه همه در میدان رسالت سرجایشان بودند، جز آن جوان 28 ساله؛ همان که تا قبل از ظهر آن روز، هیچ‌کس او را ندید، قصه‌اش را نشنید و نشناخت.   هیچ‌کس صدای پایش را نشنید که از پله‌های دودی رنگ پل عابر پیاده بالا می‌رفت اما وقتی ایستاد، یک پایش را به سمت نرده فلزی بالا برد و دیگری را دنبالش کشید، همه او را دیدند، راننده تاکسی‌های ضلع غربی میدان که با خودروهای پُرمسافر درحال آزاد کردن ترمز دستی بودند، مسافران همان تاکسی‌ها، عابرانی که روی پل هوایی بودند، خودرو‌هایی که از روبه‌رو می‌آمدند، در آن ساعت شلوغ پایان هفته، همه او را دیدند.   جوان مصمم بود، نگاهش را به پایین دوخته و بدون توجه به خودروی آمبولانسی که درست زیر پایش متوقف شده بود، خودش را پرت کرد. او درست روی سقف آمبولانس سقوط کرد، زنده ماند اما به گفته مسئولان اورژانس تهران، چند جایش شکست و به بیمارستان منتقل شد.   خودکشی‌های مکرر روی پل عابر   24 ساعت نگذشت که دوباره میدان رسالت و پل هوایی‌اش و ایستگاه تاکسی‌ها، مثل هر روز دیگر شد. عابران از ارتفاع 10 متری پل، به دست‌تکان‌دادن کاغذهای تزیینی نرده‌های پل در نسیم بهاری نگاه می‌کردند. مردم آن بالا، عکس می‌گرفتند و با قدم‌هایشان این‌طرف خیابان را به آن‌طرف می‌دوختند.   ماجرای پنجشنبه برای اهالی ضلع غربی میدان رسالت هنوز زنده بود. آنها سقوط جوان را دیده بودند. «علی» یکی از آنهاست. راننده تاکسی زردرنگی که 17 ‌سال است در رسالت رانندگی می‌کند. او حالا در خط رسالت – پاسداران کار می‌کند. چشمان سبزش را ریز می‌کند و با دست چپش آن سمت پل را نشان می‌دهد: «مسافر زده بودم و داشتم دور می‌شدم که دیدم مردی خودش را به پایین پل پرت کرد. شوکه شدم. خودرو را نگه داشتم و دیدم که بنده‌خدا روی آمبولانس افتاده. دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. خیلی شلوغ شده بود و مردم از بالا و پایین پل به ماجرا نگاه می‌کردند.»   اکبر، راننده دیگری است که صحنه بعد از سقوط را دیده: «وقتی آن جوان افتاد، ماموران اورژانس او را بلند کردند اما او روی زمین نشست و پاها را در شکمش جمع و دستش را لابه‌لای سرش پنهان کرد. صحنه ناراحت‌کننده‌ای بود.»   اکبر و علی، قبلش را ندیده بودند: «ما وقتی متوجه پرت شدن آن جوان شدیم که آمبولانس آمده بود. کل ماجرا خیلی طول نکشید، شاید دو دقیقه.» آنها حرف برای گفتن زیاد داشتند. علی در همه این سال‌هایی که در منطقه کار می‌کند، بیشترین خودکشی‌ها را در همین دو‌سال اخیر دیده، آن هم از روی این پل، پل طولانی عابر پیاده رسالت: «دو سالی می‌شود که این پل را ساخته‌اند. من تا حالا چهار مورد خودکشی را روی همین پل دیده‌ام. زنی که چندماه پیش خود را از بالای پل پرت کرد و ما فقط چادرش را دیدیم. یک دختر جوان هم بود. همه جز این مورد آخر که می‌گویند زنده است، جان دادند.»   ارتفاع پل روی خیابان 10 متری می‌شود. از آن بالا، بالای پل عابر پیاده، صحنه ترسناک است. خودرو‌ها با سرعتی که کمتر از 80 کیلومتر در ساعت نیست، می‌تازند. یک لحظه امان نمی‌دهند. اگر فرد به‌خاطر سقوط جان ندهد، قطعا زیر لاستیک‌های بی‌رحم خودرو‌ها خرد می‌شود.   پلی بدون حفاظ   «فرهاد» هشت‌ سال است که در ضلع غربی میدان رسالت، رانندگی می‌کند. او می‌گوید: «این پل حفاظ ندارد. بارها به شهرداری گفته‌ایم که این پل خطرناک است، حالا نه فقط برای اقدام به خودکشی، حتی برای کسانی که ممکن است آن بالا، مشکلی برایشان پیش آید، متاسفانه توجهی نمی‌کنند.»   فرهاد هم قبلا شاهد خودکشی‌هایی روی این پل بوده، معروف‌ترینش هم زنی بود که چندماه پیش خودکشی کرد و مدت‌ها درباره‌اش حرف می‌زدند: «همین چندوقت پیش زنی را دیدم که آمد داخل ایستگاه تاکسی و خیره به پل عابر نگاه می‌کرد. از او ماجرا را جویا شدم. گفت که می‌خواهد برود آن بالا و خودش را پرت کند. مشکلات خانوادگی داشت. با او صحبت کردم و آن روز منصرف شد. نمی‌دانم شاید یک روز هم برگشت و تصمیمش را عملی کرد.»   او حرف‌های دیگری هم می‌زند: «این اتفاقات تاثیر منفی زیادی در جامعه دارد. اینجا قبل از این پل، هیچ چیز نبود، از وقتی پل را ساختند، هر از چند گاهی از این اتفاقات روی آن می‌افتد، انگار یک جایی که معروف به کاری می‌شود، بقیه را برای انجام همان کار در همان محل ترغیب می‌کند. مردم مشکلات زیاد دارند، از همه بیشتر هم فشار مالی است.»   «حمید»، شبیه کارتن‌خواب‌هاست. راننده تاکسی نیست، همان اطراف میدان می‌خوابد، زندگی می‌کند. کنار پیاده‌رو خوابیده بود که چندماه پیش زن مشکی‌پوش، درست کنارش سقوط کرد: «از صدای برخورد زن با آسفالت از جا پریدم، نفهمیدم چه اتفاقی افتاده، هر چه با او حرف زدم، دیدم جان داده، خون همه‌جا را گرفته بود. بعد از این اتفاق تا چندماه نتوانستم آنجا بخوابم.»   او شاهد صحنه دیگری از خودکشی هم بوده: «یک روز دیدم دختر و پسری پایین پل مشغول جروبحث هستند، تا بالا هم رفتند، آن بالا درگیری‌شان بیشتر شد. دختر پسر را تهدید می‌کرد. ناگهان بالای نرده‌ها رفت و خودش را به پایین پرت کرد. پسر دستش روی چشمانش بود و گریه می‌کرد. این صحنه هم خیلی ناراحت‌کننده بود.»   او خاطره دیگری هم دارد: «یک‌بار هم مامور پلیس یک نفر را دنبال می‌کرد. آنها روی پل رفتند و ناگهان همان که در حال فرار بود، خودش را به پایین پرت کرد». حمید، سیگارش را دود می‌کند و می‌رود تا چرت بعدازظهر را بزند. علی و فرهاد هم که منتظر پر شدن تاکسی‌ها بودند، راهشان را می‌گیرند و می‌روند. پل از عابران پیاده خالی نمی‌شود.   پلی که به «مرگ» معروف شد   از میدان رسالت تا میدان میرداماد در یک روز عادی، کمی بیشتر از نیم‌ساعت رانندگی دارد، اما در روز تعطیل، این مسیر به کمتر از 15 دقیقه می‌رسد. تا پل عابر پیاده هم راه زیادی نیست؛ همان پلی که از یازدهم اردیبهشت‌ماه، خاطره مرگ مردی را تداعی می‌کند، مرد 65 ساله طوسی‌پوش. هیچ‌کس نفهمید آن روز او چگونه خودش را از پله‌های نارنجی‌رنگ پل عابر پیاده بالا برد، طناب را وصل و خودش را حلق‌آویز کرد. پلی که یک سمتش بوستانی با گل‌های قرمز و صورتی است و یک سمتش هم ساختمانی درحال ساخت. حالا هربار راه رفتن روی آن، خاطره تلخی را یادآور می‌شود.   «مژده»، مغازه شیرینی‌فروشی دارد. فاصله مغازه تا پل هوایی کمتر از 20 متر است. اما آن روز او هیچ صدایی نشنید: «چقدر عجیب، اصلا خبر ندارم، چطوری این اتفاق افتاد؟» اینها را با تعجب می‌پرسد. کارگر طباخی که چند قدم به این شیرینی‌فروشی آب گوشت را در جوی آب خالی می‌کند، اطلاعات بیشتری دارد: «من پشت میز کار بودم که متوجه شلوغی جمعیت شدم. وقتی خوب نگاه کردم، دیدم مردی خودش را از بالای پل آویزان کرده. خیلی صحنه دلخراشی بود.»   نیازی نبود «محمود»، آن روز حتی از مغازه خارج شود. از همان پشت میزش هم می‌توانست صحنه را ببیند: «ساعت حدود پنج بعدازظهر شنبه بود. همه به سمت پل می‌دویدند. خیابان به‌سرعت بسته و آنقدر شلوغ شد که دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست تردد کند. ترافیک تا میدان محسنی سنگین بود». محمود با چشم به شاگرد طباخی علامت می‌دهد که برای مشتری بشقاب ببرد. او حرف‌های دیگری می‌زند: «همه داشتند از این اتفاق فیلم می‌گرفتند. هیچ‌کس جلو نمی‌رفت.» خودش هم فیلم گرفته بود: «جسد نیم‌ ساعت آن بالا آویزان بود تا آتش‌نشانی آمد و او را جابه‌جا کرد.»   اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «به این پل می‌گویند پل مرگ.» می‌پرسم: «بعد از خودکشی این مرد؟» این‌بار «سجاد»، کارگر دیگر، جواب می‌دهد: «دو روز بعد از این ماجرا، حدود ساعت 4:30 صبح، یک دختر حدوداً 20 ساله رفت بالای پل و می‌خواست خودش را پرت کند. کارگر شهرداری مشغول جارو زدن بود که متوجه او شد و پلیس را خبر کرد. آتش‌نشانی و پلیس هم آمدند و جلویش را گرفتند.»   کارگر دیگری ادامه می‌دهد: «دختر می‌خواست فرار کند، اما ماموران او را گرفتند و بردند.» از آن روز به بعد، پل میرداماد برای اهالی محل و کسبه «پل مرگ» است. «سجاد» و همکارانش، یک ماهی می‌شود در این طباخی مشغول به کار هستند، اما در همین مدت کوتاه شاهد دو حادثه تلخ بودند؛ حادثه‌هایی که با شایعاتی همراه بود: «ما شنیدیم که این مرد، در نامه‌ای که از خودش به‌جا گذاشته بود، پیامی برای مسئولان نظام داشته و از فقر و این مسائل صحبت کرده.»   حالا درست پس از آن اتفاق تلخ، روی همین پلی که برای اهالی آن محل یادآور مرگ است، پیام امید نوشته شده: «هر صبح که بیدار می‌شویم به یاد بیاوریم چقدر ارزشمند است که می‌توانیم نفس بکشیم، فکر کنیم، لذت ببریم و عشق بورزیم.»   4020 نفر‌ سال گذشته خودکشی کردند   پایتخت در یک ماهی که گذشت تنها شاهد این سه خودکشی‌ موفق و ناموفق نبود. دهم اردیبهشت‌ماه، یک روز قبل از ماجرای میرداماد بیمار 50 ساله‌ای در بیمارستان میلاد خودش را از بالای اورژانس این بیمارستان به پایین پرت کرد. او زنده ماند اما علت اقدام به خودکشی‌اش همچنان مبهم است. قبل از آن هم در ششم اردیبهشت‌ماه، دختر 18 ساله‌ای خودش را از روی پل ولایت اتوبان نیایش پرت کرد. ماجرای خودکشی‌های دنباله‌دار در تهران حالا، خیلی‌ها را نگران کرده است. براساس آخرین آماری که سازمان جهانی بهداشت منتشر کرده هر 40 ثانیه یک نفر به علت خودکشی کشته می‌شود، این یعنی سالی حدود 800 هزار نفر. از این آمار 4069 نفر را ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند. طبق این آمار که ایران را در رتبه بیستم از میان صد کشور جهان قرار می‌دهد، روزانه حدود 11 نفر در ایران خودکشی می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد، هر هفته 77 مورد خودکشی در ایران رخ می‌دهد. سازمان پزشکی قانونی اخیرا از کاهش 1.8 درصدی میزان خودکشی در ایران خبر داده، خبری که تاکید می‌کند در‌ سال 94، 4020 نفر در پی خودکشی جانشان را از دست داده‌اند.   خودکشی‌های خیابانی تهران و یک پیام قهرآمیز   رابعه موحد – روانشناس – می‌گوید:‌برای بررسی خودکشی‌های اخیر در خیابان‌های تهران و این‌که آیا آنها تقلیدی بوده‌اند یا نه، باید اول از همه در ملاء‌عام بودن آنها را بررسی کرد. باید دید این روش خودکشی چه داشته که به مذاق تعدادی از افراد خوش آمده است. من معتقدم این روش خودکشی در روزهای گذشته یک اعتراض برای این‌که افراد بگویند این مسأله، مسأله خصوصی من نیست؛ در روانشناسی ما دو نوع خودکشی را بررسی می‌کنیم؛ یکی خودکشی‌هایی است که می‌خواهند نجات پیدا کنند؛ مثلا کسی که می‌خواهد خودکشی کند، قبل از آن به نزدیکانش اطلاع می‌دهد.   وی می‌افزاید: این نوع خودکشی صدای زندگی است؛ نه ناامیدی. اما در نوع دیگر خودکشی فرد خودکشی می‌کند چون دیگر نمی‌خواهد زندگی کند برای همین به کسی اطلاع نمی‌دهد و آماده مرگ است. خودکشی‌های اخیر جزو دسته دوم است. موضوع این خودکشی‌ها عموما اختلافات خانوادگی نیست؛ بلکه اجتماعی است؛ موضوع آن بیکاری و قرض و فقر است، شرایطی است که امیدی به آن نیست و کسی هم شنونده آن نیست. افراد برای اعتراض‌های اجتماعی نامه نمی‌نویسند؛ چون کسی آنها را نمی‌شنود و فرد با مرگش پیام را می‌رساند. مثلا کسی خودش را نمی‌کشد که نجاتش بدهند و او را به بیمارستان ببرند و از او دلیل خودکشی‌اش را بپرسند.   موحد با بیان اینکه “شیوه خودکشی‌های اخیر تقلیدی است”، می‌گوید: موضوع دیگر نحوه اطلاع‌رسانی در این‌باره است. ما همیشه می‌خواهیم بگوییم صدایش را درنیاور؛ من با این مخالفم. اتفاقا باید درباره این خودکشی‌ها اطلاع‌رسانی شود و تا باعث خودکشی نمی‌شود؛ هرچند ممکن است باعث تبلیغ فرم آن شود.   ایمن‌سازی پل‌ها، راهی برای مقابله با خودکشی   داوود براتی – معاون پیشین پیشگیری آتش‌نشانی تهران – نیز اظهار می‌کند: کسی که در شرایط روحی بد و مستعد خودکشی است، می‌تواند در محیط‌های مختلف مانند محل کارش، منزل و جاهای مختلف این کار را انجام دهد. نکته‌ای که درباره خودکشی‌های خیابانی مهم است این است که با نگاهی به کدها و مولفه‌های شهری، باید پل‌ها، اماکن عمومی و تاسیسات عمومی شهر را تا جایی که می‌توانیم امن کنیم تا جلوی این خودکشی‌ها گرفته شود. این کار را می‌شود با تکمیل حفاظ‌ها و با استفاده از یک‌سری موانع به‌راحتی انجام داد. این چیزی است که مستلزم صرف هزینه، طراحی و اجرای صحیح است. به‌هرحال ما می‌خواهیم سیمای شهری‌مان هم زیبا باشد و حفاظ‌ها را باید براساس فاصله میانی شبکه حفاظ و حفره‌ها طراحی کرد؛ مثلا شهرداری و مهندس طراح و… می‌توانند این کدها را طوری طراحی کنند که امکان سقوط نباشد یا خیلی کم باشد.   وی می‌افزاید: درحال حاضر، ارتفاع حفاظ پل‌ها 120 سانتیمتر است و برای جلوگیری از پرتاب شدن کودکان و نوجوانان مناسب است ولی برای بزرگسالان مناسب نیست و می‌تواند بلندتر شود. همه اینها برای جلوگیری از آسیب‌هایی است که خودکشی یک نفر علاوه بر خودش به بقیه می‌زند؛ مثلا کسی که دارد خودش را پرت می‌کند می‌تواند بیفتد روی خودرو و ابعاد حادثه بیشتر می‌شود و به جای یک نفر چند نفر آسیب می‌بینند. یا خودروهای عبوری که درحال رد شدن هستند، صحنه پرتاب شدن را می‌بینند و حواسشان پرت می‌شود و تصادف می‌کنند. در اماکن شهری رویکرد باید این باشد که ایمن‌سازی کامل اتفاق بیفتد و جلوی سقوط افراد بزرگسال هم گرفته شود. این اقدام نیاز به این دارد که کمیته‌ای از افراد متخصص از جنبه‌های مختلف مسأله را بررسی کنند، چون مولفه‌هایی که در این قضیه تاثیر دارند یکی، دو تا نیستند. شاید به هرحال این اقدامات، تعداد آنهایی را که خودکشی می‌کنند پایین نیاورد ولی به هرحال محیط شهری را می‌توان از این استرس و بدآموزی خالی کرد تا بقیه نبینند.   خودکشی‌های اخیر تهران اتفاقی است یا تقلیدی؟   سامان توکلی – روان‌پزشک، دبیر انجمن روانپزشکان ایران – نیز می‌گوید: خودکشی پدیده‌ روانی‌ – اجتماعی پیچیده‌ای است که تحت تأثیر عوامل مختلفی، از عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی تا عوامل خردتر خانوادگی و بین‌فردی تا عوامل فردی و شخصیتی و اختلالات روان‌پزشکی قرار دارد. انعکاس چند مورد خودکشی اخیر در تهران، در رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌ها و شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی، نگرانی‌هایی را درباره‌ احتمال وقوع پدیده خودکشی تقلیدی ایجاد کرده است. در همین زمینه توجه به جایگاه و نقش رسانه جلب شده است که یک سو می‌تواند در ایجاد و تشدید چنین پدیده‌ای نقش داشته باشد و از سوی دیگر می‌تواند موجب توجه جامعه و مسئولان و مردم به پدیده خودکشی، و آگاهی‌بخشی به آنان در این زمینه و در نهایت به پیشگیری یا کاهش موارد خودکشی کمک کند.   وی ادامه می‌دهد: در این میان موضوع خودکشی تقلیدی و نقشی که انعکاس اخبار خودکشی‌ها می‌تواند در این پدیده داشته باشد موجب شده توصیه شود که در انعکاس اخبار خودکشی در رسانه‌ها حساسیت‌ها و دقت‌هایی لحاظ شود. باید توجه داشت که از این توصیه برداشت‌هایی نادرست نشود. نکته‌ اول این که وقتی از نقش رسانه در وقوع پدیده‌ خودکشی تقلیدی صحبت می‌کنیم، منظور آن نیست که دلیل اول و آخر افرادی که ممکن است در آن زمینه دست به خودکشی بزنند این است که رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند. موضوع این است که افرادی که به دلایل دیگر، از قبیل وجود اختلال روان‌پزشکی مانند افسردگی، یا مسایل بین‌فردی و خانوادگی، یا عواملی مانند بی‌کاری و شکاف طبقاتی و مانند آن، مستعد اقدام به خودکشی هستند، ممکن است تحت تأثیر انعکاس خبر خودکشی که بدون رعایت حساسیت‌های لازم انجام شده‌اند، قرار بگیرند و اقدام به خودکشی کنند.   توکلی با طرح این پرسش که “آیا خودکشی‌های اخیر در تهران را باید خودکشی تقلیدی تلقی کرد؟” می‌گوید: به هر حال، انعکاس تعدادی از موارد خودکشی که در سطح شهر تهران و در ملاء عام انجام شده بودند باعث می‌شود این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که نکند با انعکاس بدون حساسیت اخبار آن، پدیده‌خودکشی تقلیدی شکل بگیرد یا تشدید شود و طبیعتا توجه داشتن به آن و توجه دادن مردم و مسئولان و رسانه‌ها از احتمال وقوع این پدیده لازم و مفید است. به ویژه شباهت‌هایی نسبی که در شکل خودکشی و نیز موقعیت جغرافیایی (شهر تهران) وجود دارد، این فرضیه را مطرح می‌کند. اما برای این که بتوانیم بگوییم این خودکشی‌ها تقلیدی بوده‌اند، نیاز به اطلاعات بیش‌تر وجود دارد. مثلا هنوز نمی‌دانیم که آیا در این روزها تعداد موارد خودکشی یا خودکشی در ملاء عام بیش‌تر از دوره‌های زمانی مشابه در گذشته بوده است یا صرفا انعکاس رسانه‌ای بیش‌تری داشته است. پاسخ به این سؤال را نهادها و سازمان‌هایی، مانند سازمان پزشکی قانونی، اورژانس تهران و وزارت بهداشت، می‌توانند بدهند.   بر اساس آمارهایی که ایران به سازمان بهداشت جهانی ارایه کرده است و در مستندات سازمان بهداشت جهانی اعلام شده است، نرخ خودکشی در سال 2002 در ایران 2.7 و در سال 2012 برابر با 2.5 در صدهزار نفر بوده است که کم‌تر از میانگین جهانی است. اخیرا هم یکی از مسئولان وزارت بهداشت در رسانه‌ها اعلام کرد. که آخرین نرخ برآوردشده حدود 3 در صدهزار است. البته آمار سازمان پزشکی قانونی از مرگ ناشی از خودکشی رقم بالاتری است. به هر حال، با توجه به آمارهای موجود، و به فرض دقیق بودن آن‌ها، به طور کلی وضعیت ایران از نظر خودکشی وضعیتی بحرانی نیست اما توجه دادن به این است که حتی جلوی یک مورد مرگ ناشی از خودکشی را هم اگر می‌توان باید گرفت.

روایت شاهدان از2خودکشی اخیر پایتخت

بک لینک قوی

دانلود سریال و آهنگ

ابراز نگرانی شورای امنیت از روابط بوکوحرام و داعش

ابراز نگرانی شورای امنیت از روابط بوکوحرام و داعش
شورای امنیت سازمان ملل متحد روز جمعه درباره روابط بوکو حرام با گروه تکفیری صهیونیستی داعش ابراز نگرانی و از برگزاری نشستی منطقه ای در این زمینه در نیجریه در روز شنبه حمایت کرد.
۱۰:۰۴ – ۱۳۹۵ شنبه ۲۵ اردیبهشت


ابراز نگرانی شورای امنیت از روابط بوکوحرام و داعش

شورای امنیت سازمان ملل متحد روز جمعه درباره روابط بوکو حرام با گروه تکفیری صهیونیستی داعش ابراز نگرانی و از برگزاری نشستی منطقه ای در این زمینه در نیجریه در روز شنبه حمایت کرد.
۱۰:۰۴ – ۱۳۹۵ شنبه ۲۵ اردیبهشت


ابراز نگرانی شورای امنیت از روابط بوکوحرام و داعش

خرید بک لینک

موزیک سرا

مدیر برنامه‌های بن‌عطیه: مهدی در بایرن می‌ماند

مدیر برنامه‌های بن‌عطیه: مهدی در بایرن می‌ماند
موسی سیسوکو، مدیر برنامه های مهدی بن عطیه، مدافع بایرن مونیخ، با رد شایعه پیوستن این بازیکن به ‏رم یا یوونتوس، تاکید کرد که او در آلیانس آره نا خواهد ماند.‏

مدیر برنامه‌های بن‌عطیه: مهدی در بایرن می‌ماند

موسی سیسوکو، مدیر برنامه های مهدی بن عطیه، مدافع بایرن مونیخ، با رد شایعه پیوستن این بازیکن به ‏رم یا یوونتوس، تاکید کرد که او در آلیانس آره نا خواهد ماند.‏
مدیر برنامه‌های بن‌عطیه: مهدی در بایرن می‌ماند

فروش بک لینک

اس ام اس جدید

ذهن دانشمندان با ذهن هنرمندان تفاوت دارد؟

ذهن دانشمندان با ذهن هنرمندان تفاوت دارد؟

این یک کلیشه‌ است، اما اکثر ما تصور می‌کنیم که دانشمندان در مقایسه با دیگران جدی‌ترند و علاقه چندانی به هنر ندارند. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد هنرمندان در مقایسه با بقیه آدم‌ها کمتر منطقی هستند. گاهی اوقات دانشمندان و هنرمندان به دو نیم کره چپ و راست یا به تفکر در برابر خلاقیت توصیف می‌شوند- یعنی دیدگاهی که در مورد آن‌ها وجود دارد اغلب به عنوان دو قطب مخالف است.  علوم اعصاب نشان داده است که افراد هنگام انجام کار از هر دو نیم‌کره مغزشان استفاده می‌کنند. با وجود این که گاهی اوقات الگوهای خاصی از فعالیت مغز به تفکر هنری یا منطقی مرتبط می‌شوند، اما واقعاً مشخص نمی‌کند که کدامشان در چه چیزی خوب هستند و چرا. به این دلیل که فهمیدن فعل و انفعال دقیق “طبیعت و تربیت” بسیار دشوار است. اما اگر مغز را برای لحظه‌ای کنار بگذاریم و فقط روی توانایی‌های مستند تمرکز کنیم، آیا مدرکی وجود دارد که از این کلیشه منطق در مقابل هنر حمایت کند؟  تحقیقات روانشناسی با فرق قائل شدن میان دو سبک فکری: همگرا و واگرا به پاسخ این سوال نزدیک شده‌­اند. تاکید روی تفکر همگرا در واقع تاکید روی استدلال تحلیلی و استنباطی است مانند آنچه که در تست IQ اندازه‌گیری می‌شود. تفکر واگرا خود جوش و روان است. این تفکر بر نوآوری‌ها و بدیعات تمرکز دارد و با کارهایی اندازه‌گیری می‌شود که ما را وادار می‌کنند برای یک مسئله چندین راه حل ارائه دهیم. به عنوان مثال، چگونه از اشیاء آشنا استفاده‌های جدید و خلاقانه‌ داشته باشیم.   بر اساس مطالعات صورت گرفته در سال‌های 1960، متفکران همگرا به احتمال زیاد در موضوعات علمی در مدرسه بهتر هستند. تفکر واگرا بیشتر در هنر و علوم انسانی متداول است. به هرحال، ما یاد می‌گیریم که لازم نیست سبک تفکر همگرا و واگرا متقابلاً منحصر به فرد باشند. در سال 2011، محقیقین 116 دانشجوی سال آخری در دوره کارشناسی علوم و هنر را از نظر تفکر همگرا و واگرا و حل مسئله خلاق مورد ارزیابی قرار دادند. تحقیقات نشان داد که در این ارزیابی‌ها هیچ تفاوتی از نظر توانایی بین گروه هنر و گروه علوم وجود ندارد. مطالعه دیگر نشان داد که در ارزیابی تفکر واگرا هیچ تفاوت اساسی بین دانشجویان کارشناسی هنر، علوم طبیعی و علوم اجتماعی وجود ندارد. دانشجویان هنر و علوم طبیعی هر دو خود را بسیار خلاق‌تر از دانشجویان علوم اجتماعی می‌دانستند.  همراه شدن با جریان رایج  این مطالعه نشان داد که در فرآیندهای شناختی حامی خلاقیت علمی و هنری همپوشانی زیادی وجود دارد. مفهوم روانشناسی flow یا “به وجد آمدن”، وضعیتی از آگاهی را توصیف می‌کند که در آن شخص کاملاً غرق و مجذوب کاری می‌شود که در حال انجام آن است. تجربه flow قویاً به اوج عملکرد در حوزه‌های هنری و خلاقیت مربوط می‌شود.   همچنین همپوشانی قابل توجهی در استفاده از تجسم و تصویرسازی ذهنی در طول تفکر علمی و هنری، وجود دارد. دانشمندان بزرگی همچون آلبرت اینشتین، مایکل فارادی و نیکولا تسلا همگی عنوان کردند که هنگام شرح فرآیندهای فکری خود از تصویرسازی ذهنی استفاده کرده‌اند. مطالعات همچنین نشان می‌دهند که تصویرسازی ذهنی نقش اساسی در ساخت و ارزیابی بسیاری از “آزمایش‌های فکری” علمی دارد، که در آن دانشمندان بطور ذهنی پیامدهای یک فرضیه خاص را ارزیابی می‌کنند. بدیهی است که چنین تصویرسازی ذهنی بیشتر در ساخت موسیقی، طراحی معماری و نقاشی نمود پیدا می‌کند.  قدرت کلیشه‌سازی  توانایی‌های تفکر همگرا و واگرا ضرورتاً ذاتی نیستند. مطالعه اخیر در مورد کلیشه‌های خلاق، از افراد می‌خواست تا ضمن پذیرفتن دیدگاه یک “شاعر غیرعادی” یا یک “کتابدار جدی و مقرارتی”، یک کار تفکر واگرا را به پایان برسانند. کسانی که تصور کردند یک شاعر غیرعادی هستند در مقایسه با کسانی که تصور کردند یک کتابدار مقرارتی هستند، در انجام کار خلاقانه بسیار بهترعمل کردند، به این معنی که فعال کردن دیدگاه‌های کلیشه‌ای در تفکر خلاق می‌تواند عملکرد افراد را افزایش دهد یا مهار نماید. آلبرت اینشتین یک موسیقی‌دان مشتاق بود که از نواختن پیانو و ویولون لذت می‌برد در حالی که ریچارد فاینمن- برنده جایزه نوبل- با نام مستعار “Ofey” کارهای هنری انجام می‌داد. موسیقی‌دان‌هایی مانند برایان می، برایان کاکس و گِرگ گرافین همگی دکترای علوم دارند.   مطالعات موردی دانشمندانی که درگیر کار هنر بودند و یا بالعکس، اغلب به عنوان موارد غیرعادی مطرح می‌شوند. به هرحال روانشناسان اخیراً بررسی جامعی در خصوص میزان وارد شدن برندگان جایزه نوبل، اعضای انجمن سلطنتی و آکادمی ملی علوم ایالات متحده به عرصه هنر و صنعت انجام داده‌اند. آن‌ها دریافتند که اعضای انجمن سلطنتی و آکادمی ملی علوم تقریباً دو برابر مردم معمولی خود را درگیر فعالیت‌های هنری و صنعت می‌کنند. دانشمندان برجسته برنده نوبل تقریباً سه برابر دیگران وارد عرصه هنری می‌شوند.  این یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهد که این دیدگاه کلیشه‌ای که دانشمندان و متفکران منطقی، کمتر هنرمند و خلاق هستند، خطا است. همانطور که اینشتین خود اشاره می‌کند:” بزرگترین دانشمندان، هنرمند هم هستند.”

ذهن دانشمندان با ذهن هنرمندان تفاوت دارد؟

این یک کلیشه‌ است، اما اکثر ما تصور می‌کنیم که دانشمندان در مقایسه با دیگران جدی‌ترند و علاقه چندانی به هنر ندارند. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد هنرمندان در مقایسه با بقیه آدم‌ها کمتر منطقی هستند. گاهی اوقات دانشمندان و هنرمندان به دو نیم کره چپ و راست یا به تفکر در برابر خلاقیت توصیف می‌شوند- یعنی دیدگاهی که در مورد آن‌ها وجود دارد اغلب به عنوان دو قطب مخالف است.  علوم اعصاب نشان داده است که افراد هنگام انجام کار از هر دو نیم‌کره مغزشان استفاده می‌کنند. با وجود این که گاهی اوقات الگوهای خاصی از فعالیت مغز به تفکر هنری یا منطقی مرتبط می‌شوند، اما واقعاً مشخص نمی‌کند که کدامشان در چه چیزی خوب هستند و چرا. به این دلیل که فهمیدن فعل و انفعال دقیق “طبیعت و تربیت” بسیار دشوار است. اما اگر مغز را برای لحظه‌ای کنار بگذاریم و فقط روی توانایی‌های مستند تمرکز کنیم، آیا مدرکی وجود دارد که از این کلیشه منطق در مقابل هنر حمایت کند؟  تحقیقات روانشناسی با فرق قائل شدن میان دو سبک فکری: همگرا و واگرا به پاسخ این سوال نزدیک شده‌­اند. تاکید روی تفکر همگرا در واقع تاکید روی استدلال تحلیلی و استنباطی است مانند آنچه که در تست IQ اندازه‌گیری می‌شود. تفکر واگرا خود جوش و روان است. این تفکر بر نوآوری‌ها و بدیعات تمرکز دارد و با کارهایی اندازه‌گیری می‌شود که ما را وادار می‌کنند برای یک مسئله چندین راه حل ارائه دهیم. به عنوان مثال، چگونه از اشیاء آشنا استفاده‌های جدید و خلاقانه‌ داشته باشیم.   بر اساس مطالعات صورت گرفته در سال‌های 1960، متفکران همگرا به احتمال زیاد در موضوعات علمی در مدرسه بهتر هستند. تفکر واگرا بیشتر در هنر و علوم انسانی متداول است. به هرحال، ما یاد می‌گیریم که لازم نیست سبک تفکر همگرا و واگرا متقابلاً منحصر به فرد باشند. در سال 2011، محقیقین 116 دانشجوی سال آخری در دوره کارشناسی علوم و هنر را از نظر تفکر همگرا و واگرا و حل مسئله خلاق مورد ارزیابی قرار دادند. تحقیقات نشان داد که در این ارزیابی‌ها هیچ تفاوتی از نظر توانایی بین گروه هنر و گروه علوم وجود ندارد. مطالعه دیگر نشان داد که در ارزیابی تفکر واگرا هیچ تفاوت اساسی بین دانشجویان کارشناسی هنر، علوم طبیعی و علوم اجتماعی وجود ندارد. دانشجویان هنر و علوم طبیعی هر دو خود را بسیار خلاق‌تر از دانشجویان علوم اجتماعی می‌دانستند.  همراه شدن با جریان رایج  این مطالعه نشان داد که در فرآیندهای شناختی حامی خلاقیت علمی و هنری همپوشانی زیادی وجود دارد. مفهوم روانشناسی flow یا “به وجد آمدن”، وضعیتی از آگاهی را توصیف می‌کند که در آن شخص کاملاً غرق و مجذوب کاری می‌شود که در حال انجام آن است. تجربه flow قویاً به اوج عملکرد در حوزه‌های هنری و خلاقیت مربوط می‌شود.   همچنین همپوشانی قابل توجهی در استفاده از تجسم و تصویرسازی ذهنی در طول تفکر علمی و هنری، وجود دارد. دانشمندان بزرگی همچون آلبرت اینشتین، مایکل فارادی و نیکولا تسلا همگی عنوان کردند که هنگام شرح فرآیندهای فکری خود از تصویرسازی ذهنی استفاده کرده‌اند. مطالعات همچنین نشان می‌دهند که تصویرسازی ذهنی نقش اساسی در ساخت و ارزیابی بسیاری از “آزمایش‌های فکری” علمی دارد، که در آن دانشمندان بطور ذهنی پیامدهای یک فرضیه خاص را ارزیابی می‌کنند. بدیهی است که چنین تصویرسازی ذهنی بیشتر در ساخت موسیقی، طراحی معماری و نقاشی نمود پیدا می‌کند.  قدرت کلیشه‌سازی  توانایی‌های تفکر همگرا و واگرا ضرورتاً ذاتی نیستند. مطالعه اخیر در مورد کلیشه‌های خلاق، از افراد می‌خواست تا ضمن پذیرفتن دیدگاه یک “شاعر غیرعادی” یا یک “کتابدار جدی و مقرارتی”، یک کار تفکر واگرا را به پایان برسانند. کسانی که تصور کردند یک شاعر غیرعادی هستند در مقایسه با کسانی که تصور کردند یک کتابدار مقرارتی هستند، در انجام کار خلاقانه بسیار بهترعمل کردند، به این معنی که فعال کردن دیدگاه‌های کلیشه‌ای در تفکر خلاق می‌تواند عملکرد افراد را افزایش دهد یا مهار نماید. آلبرت اینشتین یک موسیقی‌دان مشتاق بود که از نواختن پیانو و ویولون لذت می‌برد در حالی که ریچارد فاینمن- برنده جایزه نوبل- با نام مستعار “Ofey” کارهای هنری انجام می‌داد. موسیقی‌دان‌هایی مانند برایان می، برایان کاکس و گِرگ گرافین همگی دکترای علوم دارند.   مطالعات موردی دانشمندانی که درگیر کار هنر بودند و یا بالعکس، اغلب به عنوان موارد غیرعادی مطرح می‌شوند. به هرحال روانشناسان اخیراً بررسی جامعی در خصوص میزان وارد شدن برندگان جایزه نوبل، اعضای انجمن سلطنتی و آکادمی ملی علوم ایالات متحده به عرصه هنر و صنعت انجام داده‌اند. آن‌ها دریافتند که اعضای انجمن سلطنتی و آکادمی ملی علوم تقریباً دو برابر مردم معمولی خود را درگیر فعالیت‌های هنری و صنعت می‌کنند. دانشمندان برجسته برنده نوبل تقریباً سه برابر دیگران وارد عرصه هنری می‌شوند.  این یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهد که این دیدگاه کلیشه‌ای که دانشمندان و متفکران منطقی، کمتر هنرمند و خلاق هستند، خطا است. همانطور که اینشتین خود اشاره می‌کند:” بزرگترین دانشمندان، هنرمند هم هستند.”

ذهن دانشمندان با ذهن هنرمندان تفاوت دارد؟

بک لینک رنک 6

دانلود فیلم جدید

افشارزاده: هرگز نگفتم ١١ مرد مي آورم

افشارزاده: هرگز نگفتم ١١ مرد مي آورم
سرپرست باشگاه استقلال ادعا مي كند كه هرگز نگفته براي فصل بعد تغييراتي در تيمش ايجاد مي كند.

افشارزاده: هرگز نگفتم ١١ مرد مي آورم

سرپرست باشگاه استقلال ادعا مي كند كه هرگز نگفته براي فصل بعد تغييراتي در تيمش ايجاد مي كند.
افشارزاده: هرگز نگفتم ١١ مرد مي آورم

فروش بک لینک

تکنولوژی جدید

تکرار رکوردزنی معکوس بورس

تکرار رکوردزنی معکوس بورس
بورس اوراق بهادار تهران در هفته جاری شاهد غلبه عرضه بر تقاضا و افت یکپارچه قیمت سهام بود. موضوعی که منجر به رقم خوردن زیان‌ده‌ترین هفته بازار سهام از هفته پایانی فروردین ماه 94 (پس از 55 هفته) شد. نماگر بازار سهام که معاملات ابتدای هفته خود را در کانال 78‌هزار واحدی شروع کرد، پس از شکستن پیاپی سه کانال و با ثبت افت 6/ 2 درصدی (در مقیاس هفتگی) معاملات خود را به پایان برد.

تکرار رکوردزنی معکوس بورس

بورس اوراق بهادار تهران در هفته جاری شاهد غلبه عرضه بر تقاضا و افت یکپارچه قیمت سهام بود. موضوعی که منجر به رقم خوردن زیان‌ده‌ترین هفته بازار سهام از هفته پایانی فروردین ماه 94 (پس از 55 هفته) شد. نماگر بازار سهام که معاملات ابتدای هفته خود را در کانال 78‌هزار واحدی شروع کرد، پس از شکستن پیاپی سه کانال و با ثبت افت 6/ 2 درصدی (در مقیاس هفتگی) معاملات خود را به پایان برد.
تکرار رکوردزنی معکوس بورس

فروش بک لینک

فانتزی

خبر برکناری کی‌روش تکذیب شد

خبر برکناری کی‌روش تکذیب شد
فدراسیون فوتبال با انتشار اطلاعیه‌ای خبر برکناری سرمربی پرتغالی تیم ملی را تکذیب کرد.

خبر برکناری کی‌روش تکذیب شد

فدراسیون فوتبال با انتشار اطلاعیه‌ای خبر برکناری سرمربی پرتغالی تیم ملی را تکذیب کرد.
خبر برکناری کی‌روش تکذیب شد

خرید بک لینک

میهن دانلود

مارسلو: برابر دپورتیوو باید صبور باشیم

مارسلو: برابر دپورتیوو باید صبور باشیم
مدافع برزیلی رئال مادرید معتقد است که این تیم باید با آرامش خاصی مقابل لاکرونیا در ریازور بازی کند.

مارسلو: برابر دپورتیوو باید صبور باشیم

مدافع برزیلی رئال مادرید معتقد است که این تیم باید با آرامش خاصی مقابل لاکرونیا در ریازور بازی کند.
مارسلو: برابر دپورتیوو باید صبور باشیم

فروش بک لینک

bluray movie download

زمین‌خواری در پوشش کاشت درخت!

زمین‌خواری در پوشش کاشت درخت!

حسین معصوم  اظهار کرد: وضعیت منطقه لواسان از حد یکی دو پرونده خارج شده و متخلفان به شکل گسترده به جان کوه‌های لواسان افتاده‌اند. طی بازدیدی که از این منطقه داشتیم متوجه شدیم زمین‌خواران ابتدا با کاشتن درخت آثار تصرف ایجاد می‌کنند، بعد با اقداماتی پیچیده سند می‌گیرند.نماینده وزیر راه و شهرسازی در شورای حفظ حقوق بیت‌المال با بیان این‌که متصرفان به مناطق خوش آب و هوای کشور رخنه کرده‌اند، گفت: نقاط خوش آب و هوایی که می‌تواند به نفع منافع ملی و گردشگری توسعه پیدا کند، امروزه در حال حیف و میل شدن است.معصوم هم‌چنین به گسترش پدیده شوم زمین‌خواری در استان‌های شمالی اشاره و خاطرنشان کرد: در گیلان، مازندران و گلستان اراضی که می‌تواند به ارزش افزوده تبدیل شود و در حوزه گردشگری اشتغال ایجاد کند بسیار راحت به تصرف سودجویان درآمده است. به طوری که اگر ارگان‌های دولتی بخواهند طرح‌های توسعه خود را در روستاها پیاده کنند، در ابتدای راه با مشکل زمین مواجه خواهند شد.   وی با بیان این‌که باید در حوزه زمین‌خواری از جرم‌زدایی به سوی جرم‌انگاری برویم، افزود: متخلفان باید هزینه تخلف را بپردازند؛ در حالی که هم‌اکنون به دلیل تجهیز نبودن ما به ابزارهای حقوقی و قانونی، برخورد قاطعی با این افراد صورت نمی‌گیرد.مشاور وزیر راه و شهرسازی تاکید کرد: وقتی به روستاها سر می‌زنیم می‌بینیم اغلب روستاییان از اقدامات رضایت ندارند و می‌گویند ما که ساکن این‌جا هستیم اگر بخواهیم محیطی برای اسکان فرزندانمان بسازیم با مانع مواجه می‌شویم اما افراد دیگر به این‌جا می‌آیند، خیلی راحت اقدام به ساخت و ساز می‌کنند و برخوردی هم با آنها نمی‌شود.   معصوم با اشاره به صدور مجوز غیرقانونی ساخت توسط 9 مرجع در شمال کشور گفت: در داخل محدوده شهرها بر اساس طرح‌های جامع، شهرداری‌ها موظف به صدور پروانه هستند که البته آن هم بر اساس طرح‌هایی که به تصویب می‌رسد. در خارج از محدوده شهرها نیز که مربوط به طرح‌های هادی است بخشداری‌ها می‌توانند بر اساس طرح‌های مصوب هادی اقدام به صدور مجوز ساخت کنند. لذا هرگونه مجوز از سوی هر دستگاه دیگری از جمله سازمان همیاری شهرداری‌ها غیرقانونی است.وی اظهار کرد: جدا از مراجعی که به شکل غیرقانونی اقدام به صدور مجوز می‌کنند، ساخت و سازهای بدون مجوز بسیار زیاد است. در حال حاضر بنگاه‌های معاملات ملکی بزرگ‌ترین نقطه آسیب زمین‌خواری هستند. بنگاه‌ها افراد را به معامله دعوت می‌کنند و می‌گویند زمین را بخر ما برایت مجوز ساخت می‌گیریم.   معصوم، نقش وزارت کشور را در برخورد با پدیده زمین‌خواری موثر دانست و گفت: اگر فرمانداری‌ها، بخشداری‌ها و استانداری‌ها به مبارزه با تخلفات وارد شوند، زمین‌خواری بسیار تخفیف پیدا می‌کند.نماینده وزیر راه و شهرسازی در حفظ اراضی و منابع طبیعی با بیان این‌که در گذشته بعضا پروژه‌های کلان زمین‌خواری توسط استانداران حمایت می‌شد، گفت: پدیده شاندیز یکی از این پروژه‌هاست که مقامات مسوول وقت با حضورشان در این پروژه از اقدامات غیرقانونی حمایت می‌کردند. تا زمانی که این رفتارهای نادرست را اصلاح نکنیم نمی‌توانیم به حفظ حقوق عمومی امیدوار باشیم.   به گفته‌ی معصوم، امروزه تخریب محیط زیست به عنوان جنایات بشری مورد توجه است ولی ما این مسائل را بسیار دست پایین نگاه می‌کنیم. به همین دلیل تخلفات روز به روز در حال گسترش است. البته رکود مسکن، مقداری در کاهش تخلفات زمین‌خواری موثر بوده ولی بیم آن می‌رود که با رفتن بخش مسکن به سمت رونق، تخلفات افزایش یابد.   مشاور وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: صرفا با ساز و کار دولتی نمی‌توان به مقابله با تخلفات حوزه زمین پرداخت. نقش مردم بسیار می‌تواند موثر باشد. اگر مردم کمک کنند ما نیز حمایت می‌کنیم. بدین ترتیب با هزینه‌های بسیار کم توفیقات زیادی حاصل می‌شود. اما اگر فقط بر اساس گزارش و کارکرد دولتی بخواهیم کار را پیش ببریم یقینا با این حجم تجاوز به عرصه محیط زیست نمی‌توان به اصلاح کارها امیدوار بود.

زمین‌خواری در پوشش کاشت درخت!

حسین معصوم  اظهار کرد: وضعیت منطقه لواسان از حد یکی دو پرونده خارج شده و متخلفان به شکل گسترده به جان کوه‌های لواسان افتاده‌اند. طی بازدیدی که از این منطقه داشتیم متوجه شدیم زمین‌خواران ابتدا با کاشتن درخت آثار تصرف ایجاد می‌کنند، بعد با اقداماتی پیچیده سند می‌گیرند.نماینده وزیر راه و شهرسازی در شورای حفظ حقوق بیت‌المال با بیان این‌که متصرفان به مناطق خوش آب و هوای کشور رخنه کرده‌اند، گفت: نقاط خوش آب و هوایی که می‌تواند به نفع منافع ملی و گردشگری توسعه پیدا کند، امروزه در حال حیف و میل شدن است.معصوم هم‌چنین به گسترش پدیده شوم زمین‌خواری در استان‌های شمالی اشاره و خاطرنشان کرد: در گیلان، مازندران و گلستان اراضی که می‌تواند به ارزش افزوده تبدیل شود و در حوزه گردشگری اشتغال ایجاد کند بسیار راحت به تصرف سودجویان درآمده است. به طوری که اگر ارگان‌های دولتی بخواهند طرح‌های توسعه خود را در روستاها پیاده کنند، در ابتدای راه با مشکل زمین مواجه خواهند شد.   وی با بیان این‌که باید در حوزه زمین‌خواری از جرم‌زدایی به سوی جرم‌انگاری برویم، افزود: متخلفان باید هزینه تخلف را بپردازند؛ در حالی که هم‌اکنون به دلیل تجهیز نبودن ما به ابزارهای حقوقی و قانونی، برخورد قاطعی با این افراد صورت نمی‌گیرد.مشاور وزیر راه و شهرسازی تاکید کرد: وقتی به روستاها سر می‌زنیم می‌بینیم اغلب روستاییان از اقدامات رضایت ندارند و می‌گویند ما که ساکن این‌جا هستیم اگر بخواهیم محیطی برای اسکان فرزندانمان بسازیم با مانع مواجه می‌شویم اما افراد دیگر به این‌جا می‌آیند، خیلی راحت اقدام به ساخت و ساز می‌کنند و برخوردی هم با آنها نمی‌شود.   معصوم با اشاره به صدور مجوز غیرقانونی ساخت توسط 9 مرجع در شمال کشور گفت: در داخل محدوده شهرها بر اساس طرح‌های جامع، شهرداری‌ها موظف به صدور پروانه هستند که البته آن هم بر اساس طرح‌هایی که به تصویب می‌رسد. در خارج از محدوده شهرها نیز که مربوط به طرح‌های هادی است بخشداری‌ها می‌توانند بر اساس طرح‌های مصوب هادی اقدام به صدور مجوز ساخت کنند. لذا هرگونه مجوز از سوی هر دستگاه دیگری از جمله سازمان همیاری شهرداری‌ها غیرقانونی است.وی اظهار کرد: جدا از مراجعی که به شکل غیرقانونی اقدام به صدور مجوز می‌کنند، ساخت و سازهای بدون مجوز بسیار زیاد است. در حال حاضر بنگاه‌های معاملات ملکی بزرگ‌ترین نقطه آسیب زمین‌خواری هستند. بنگاه‌ها افراد را به معامله دعوت می‌کنند و می‌گویند زمین را بخر ما برایت مجوز ساخت می‌گیریم.   معصوم، نقش وزارت کشور را در برخورد با پدیده زمین‌خواری موثر دانست و گفت: اگر فرمانداری‌ها، بخشداری‌ها و استانداری‌ها به مبارزه با تخلفات وارد شوند، زمین‌خواری بسیار تخفیف پیدا می‌کند.نماینده وزیر راه و شهرسازی در حفظ اراضی و منابع طبیعی با بیان این‌که در گذشته بعضا پروژه‌های کلان زمین‌خواری توسط استانداران حمایت می‌شد، گفت: پدیده شاندیز یکی از این پروژه‌هاست که مقامات مسوول وقت با حضورشان در این پروژه از اقدامات غیرقانونی حمایت می‌کردند. تا زمانی که این رفتارهای نادرست را اصلاح نکنیم نمی‌توانیم به حفظ حقوق عمومی امیدوار باشیم.   به گفته‌ی معصوم، امروزه تخریب محیط زیست به عنوان جنایات بشری مورد توجه است ولی ما این مسائل را بسیار دست پایین نگاه می‌کنیم. به همین دلیل تخلفات روز به روز در حال گسترش است. البته رکود مسکن، مقداری در کاهش تخلفات زمین‌خواری موثر بوده ولی بیم آن می‌رود که با رفتن بخش مسکن به سمت رونق، تخلفات افزایش یابد.   مشاور وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: صرفا با ساز و کار دولتی نمی‌توان به مقابله با تخلفات حوزه زمین پرداخت. نقش مردم بسیار می‌تواند موثر باشد. اگر مردم کمک کنند ما نیز حمایت می‌کنیم. بدین ترتیب با هزینه‌های بسیار کم توفیقات زیادی حاصل می‌شود. اما اگر فقط بر اساس گزارش و کارکرد دولتی بخواهیم کار را پیش ببریم یقینا با این حجم تجاوز به عرصه محیط زیست نمی‌توان به اصلاح کارها امیدوار بود.

زمین‌خواری در پوشش کاشت درخت!

بک لینک رنک 3

wolrd press news